VoIP developer VoIP developer
BaharSound Co
BaharSound Co VoIP developer

زمان درس ها

آرشیو درس ها

راهنما

Top
Down Feqahat School  
 

 درس خارج  فقه حضرت آیت الله مکارم
88/09/08

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما در اقسام حج بود . رسیدیم به فرع چهارم در حدی که تعیین می شود حال 48یا 12یا حضور عرفی عند مسجد الحرام اگر کسی در نفس حد قرار گیرد ملحق به کدام میشود ؟

دو رقم بحث است : بحث موضوعی و بحث حکمی

 

1-     بحث موضوعی : برخی گفته انداین مساله موضوع ندارد تا بخواهیم زحمت استنباط حکم را بدهیم . زیرا حد خطموهومی است .

 

جواب :

الف) مسائل فقهی را برمحور موضوعات عرفی دور می زند و حکم از طف شارع مقدس مگر اینکه آن موضوع حقیقت شرعیه داشته باشیم .

فرق است بین مسامحات عرفی و توسعه عرفی

مسامحه در موضوعات فقهی معتبر نیست بر خلاف توسعه عرفی .

ب) از طرفی خودمیل یک اندازه دقیق ریاضی ندارد. مستوی الخقه را ذراعشان را اندازه بگيريد با هم تفاوت دارد گاهى دو سانت حداقل با هم تفاوت دارد.  و هر ذراع 4 هزار میل است یعنی 40 متر . اگر حد را 48 فرض کنیم به حساب عرفی 2 کلیومتری در افراد مختلف حد 48 جابجا می شود .

 

نتیجه : وسوسه درباره وجود موضوع برای فرع چهارم شایسته نیست .

 

2- بحث حکمی : با ثبوت وجود موضوع برای مساله آیا فرع چهارم ملحق به حج تمتع می شود  یا افراد ؟

اصل اقتضا می کند تمتع را . روایات متعدد مطلق ای داشتیم که می گفت باید همه حج تمتع بجا آورند الا ما خرج بالدلیل .

 

 

و اما ادله :

 

حدیث 3 باب 6 از ابواب اقسام الحج :

14738 - وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ- قَالَ يَعْنِي أَهْلُ مَكَّةَ لَيْسَ عَلَيْهِمْ مُتْعَةٌ كُلُّ مَنْ كَانَ أَهْلُهُ دُونَ ثَمَانِيَةٍ وَ أَرْبَعِينَ مِيلًا ذَاتِ عِرْقٍ وَ عُسْفَانَ كَمَا يَدُورُ حَوْلَ مَكَّةَ- فَهُوَ مِمَّنْ دَخَلَ فِي هَذِهِ الْآيَةِ وَ كُلُّ مَنْ كَانَ أَهْلُهُ وَرَاءَ ذَلِكَ فَعَلَيْهِمُ الْمُتْعَة

در باره خود حد ساکت است اما ماوراء تمتع و مادون افراد .

 

حدیث 7 باب 6 از ابواب اقسام الحج :

 

14742- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ السِّنْدِيِّ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ذلِكَ‏ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ- قَالَ ذَلِكَ أَهْلُ مَكَّةَ لَيْسَ لَهُمْ مُتْعَةٌ وَ لَا عَلَيْهِمْ عُمْرَةٌ قَالَ قُلْتُ فَمَا حَدُّ ذَلِكَ قَالَ ثَمَانِيَةً وَ أَرْبَعِينَ مِيلًا مِنْ جَمِيعِ نَوَاحِي مَكَّةَ- دُونَ عُسْفَانَ وَ دُونَ ذَاتِ عِرْق‏ .

این حدیث می گوید نفس حد ملحق می شود به تمتع منتها این حدیث مشکل سندی دارد .  عَلِيِّ بْنِ السِّنْدِيِّ محل بحث است .

 

حدیث 10 باب 6 از ابواب اقسام الحج :

 

14745 وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ- قَالَ مَنْ كَانَ مَنْزِلُهُ عَلَى ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهَا وَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا مِنْ خَلْفِهَا وَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا عَنْ يَمِينِهَا وَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا عَنْ يَسَارِهَا فَلَا مُتْعَةَ لَهُ مِثْلُ مَرٍّ وَ أَشْبَاهِه‏.

این حدیث می گوید نفس حد ملحق می شود به افراد اما این حدیث معرض عنها اصحاب است و احدی به 18 میل فتوا نداده است .

 

 

حدیث 12 باب 6 از ابواب اقسام الحج :

 

14747 وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لِأَهْلِ مَكَّةَ مُتْعَةٌ قَالَ لَا وَ لَا لِأَهْلِ بُسْتَانَ- وَ لَا لِأَهْلِ ذَاتِ عِرْقٍ وَ لَا لِأَهْلِ عُسْفَانَ وَ نَحْوِهَا .

این حدیث مشکل سندی دارد و علی بن حمزه محل بحث است .

 

نتیجه : از میان این روایات حدیث اول سند معتبری داشت اما دلالتی نداشت . حدیث دوم سند معتبر اما قائلی نداشت و معرض عنها بود . اما دو روایات دیگر دلالت روشن ولی با هم متعارض بودند و نیز مشکل سدی داشتند . بنابریم مدرک معتبری که سندا و دلالتا باشد نداریم که معارض هم نداشته باشد . باید یه اصل رجوع کنیم یعنی عمومات یعنی ملحق میشود به حج تمتع .

 

فرع پنجم :

اگر کسی شک کند مکانی که در آن است ماوراء است یا مادون یا نفس الحد وظیفه چیست ؟

اولا تفحص لازم است یا نه ؟

برخی می گویند در موضوعات تفحص لازم نیست

اما ما می گوییم در برخی از موضوعات لازم است :

1-     طبیعت بدون فحص روشن نشود فحص واجب است . مثال شک دارد اموالش به حد استطاعت رسیده یا نه ؟

2-      علم در آستینش است . مثال شک دارد به زید بدهکار است یا نه ؟ اگر در دفتر حساب نظری بیفکند متوجه می شود اینجا هم فحص واجب است .

 

     نتیجه : در ما نحن فیه هم فحص واجب است زیرا طبیعت اقتضا می کند .

 
    Down

مدرسه فقاهت

ارتباط شیعی

راهنمای استفاده

بانک پاسخها

ثبت نام