|
بحث در اقسام حج بود
بقی هنا امور :
2 مورد را ذکر کردیم
3-
هل هناک فرق بین کون توطنه قبل البلوغ او بعده ؟
جواهر می فرماید
توطن قبل البلوغ لا یکفی . ولی از کشف اللثام نقل
می کند کفایت را . منتها به نیت ولی . نیت صبی اعتباری
ندارد نیت ولی جانشین نیت صبی می شود .
متن جواهر ج18 ص 95 : نعم يقوى عدم العبرة بأيام
عدم التكليف، لعدم صدق الاستيطان عليها عرفا و إن استظهر
احتسابها في كشف اللثام، قال: «و إرادة الاستيطان حينئذ
تتعلق بالولي قبل التمييز، و به أو بنفسه بعده» .
سوال : چرا نیت صبی کافی نباشد ؟
طفل ممیز نماز او واقعی و مشروع است نماز وی در و طن تمام
است حال چگونه است که اگر دو وطن داشته باشد و قبل از بلوغ
بخواهد حج انجام دهد نیت وی معتبر نیست ؟
کانه نظر جواهر این است که صبی نیت اش اعتباری ندارد و لکن
حق این است صبی هنگام قراردادهای مالی و امثال آن که مشمول
اوفوا بالعقود
باشد مثل نکاح معتبر نیست . اما در وطن که قراردادی
نیست
نتیجه : علی کل حال نمی توانیم بگوییم نیت
معتبر نیست در ذو وطنین قبل البلوغ .
اگر طفل ممیز باشد نیت خودش معتبر است .
و اگر طفل غیر ممیز است نیت ولی بتبعیه کافی
است .
4- هل هناک فرق این یکون بین الوطنین مسافه
تقصیر ام لا ؟
فرض کنید 10 میل آن طرف حد یک وطن و 10 میل این طرف حد وطن
دیگر وی قرار دارد .20 میل
مسافت تقصیر نماز نیست بلکه باید 24 میل باشد . آیا تاثیری
در حج دارد ؟
جواب : مسافت تقصیر نماز
دخالتی در حج ندارد . در ذو وطنین چه بینهما 10 میل باشد
چه 100 میل
این فروعی بود که امام و صاحب عروه متعرض نشدند اما صاحب
جواهر و دیگران به آن پرداختند .
مساله 2 :
شخصی اهل مکه است به قصد زیارت عازم مدینه می شود در بازگشت
می رسد به مسجد شجره باید محرم شود اجماعا . همه بالاتفاق
گفته اند . حال آیا محرم شود به احرام حج تمتع یا افراد ؟
علی القاعده از هر میقاتی محرم شود شخص وظیفه اش افراد است
زیرا مکی است .
سوال : آیا می تواند حج تمتع
بجا آورد ؟ مساله ذات القولین است .
عبارت امام : من كان من أهل مكة و خرج إلى بعض الأمصار ثم
رجع إليها فالأحوط أن يأتي بفرض المكي ، بل لا يخلو من
قوة .
اقوال :
قول مشهور : تخییر بین تمتع و افراد .
قول غیر مشهور : متعین است در افراد . مختار امام و تمایل
عروه به این نظر می باشد .
1- تخییر :
اقوال خاصه :
صاحب حدائق ج 14 ص 406 : فالمشهور انه يجوز له
التمتع، ذهب اليه الشيخ في جملة من كتبه و المحقق في
المعتبر، و العلامة في المنتهى و التذكرة، و غيرهم .
مختلف علامه ج4 ص 33 : قال الشيخ في النهاية و
المبسوط من كان من أهل مكة و حاضريها ثمَّ نأى عن منزله
إلى مثل المدينة أو غيرها من البلاد ثمَّ أراد الرجوع الى
مكة و أراد أن يحج متمتعا جاز له ذلك.
و قال ابن أبي عقيل : لو أنّ رجلا من أهل مكة خرج
الى سفر من الأسفار ثمَّ رجع الى أهله بمكة في أشهر الحج
فدخل بعمرة من الميقات و هو يريد الحج في عامه و أحلّ من
عمرته ثمَّ أهلّ بالحج يوم التروية لم يكن متمتعا، و ليس
عليه هدي و لا صيام، لأنّه لا متعة لأهل مكة، و ذلك انّ
اللّه عز و جل يقول
« ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ
حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » .
جواهر ج 18 ص 79 -82 : خلاصه کلام وی : في
المدارك نسبته إلى الأكثر، بل في غيرها إلى المشهور بعد
قول ابن عقیل را نقل می کند و 2 -3 صفحه این قول را تقویت
می کند اما در نهایت و در آخر کلام
قول مشهور را می پذیرد .
اقوال عامه :
المجموع نبوی ج7 ص 175 : و لو اخرج المکی ای بعض
الآفاق لحاجه ثم رجع و احرم بالعمره فی اشهر الحج ثم حج فی
عامه لم یلزمه دم
( زیرا قرآن می گوید در تمتع
قربانی لازم است
و در افراد دم و قربانی نیازی نیست ) عندنا بلا خلاف .
و قال طاووس یلزمه و الله اعلم ( حالا" و الله اعلم " کلام طاووس است یا کلام نبوی ؟ )
هذا هو القوال فی المساله .
خلاصه کلام : همه
عامه و از خاصه ابن عقیل می گویند تعیین در افراد . و خاصه
مشهور می گویند تخییر .
ادله :
دلیل قول مشهور :
2 روایت صحیحه باب 7 از ابواب اقسام الحج می باشد .
توجه داشته باشید با صر فنظر از روایات طبق عمومات قول تعیین
در افراد ( یعنی نظر ابن عقیل ) صحیح می باشد اما روایاتی
داریم که این عمومات را تخصیص می زند و می گوید تخییر .
1- حدیث 2 باب 7 از ابواب اقسام الحج :
14749 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ
الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ
عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ
عَنْ أَبِي عَبْدِ
اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مِنْ
أَهْلِ مَكَّةَ- يَخْرُجُ إِلَى بَعْضِ الْأَمْصَارِ ثُمَّ
يَرْجِعُ إِلَى مَكَّةَ- فَيَمُرُّ بِبَعْضِ الْمَوَاقِيتِ
أَ لَهُ أَنْ يَتَمَتَّعَ قَالَ مَا أَزْعُمُ أَنَّ ذَلِكَ
لَيْسَ لَهُ لَوْ فَعَلَ وَ كَانَ الْإِهْلَالُ أَحَبَّ
إِلَي .
در این روایت آمده " كَانَ الْإِهْلَالُ أَحَبَّ إِلَي "
اما در روایت دیگری امده " كَانَ الْإِهْلَالُ بالحج
أَحَبَّ إِلَي " و اهلال بالحج یعنی افراد در حالیکه "
اهلال الی ا لعمره " یعنی تمتع . توجه داشته باشید
اهلال یعنی احرام بستن .
نتیجه : پس طبق این روایت یجوز تمتع یعنی قول
مشهور ( تخییر ) . اما افراد ترجیح دارد زیر ا طبق روایت
احرام بالحج می بندد ( افراد ) نه احرام به عمره ( تمتع )
.
|