|
بحث ما در مساله 2 بود . شخص مکی
به خارج از محدوده مثلا مدینه برود و در بازگشت
برای انجام حج واجب بخواهد محرم شود . وظیفه چیست ؟ مشهور
تخییر را می گفتند و غیر مشهور موافق قول عامه تعین در
افراد و عمل به وظیفه سابق که همان وظیفه مکی می باشد .
بحث اصولی :
حال اگر شک کنیم وظیفه چیست ؟
آیا اصاله البرائه جاری می شود که نتیجه
آن تخییر است
یا اشتغال جاری می شود که نتیجه آن تعیین
است .
صاحب جواهر می فرماید
: در دوران امر بین تخییر و تعین حکم تعین است . زیرا
اشتغال یقینی یقتضی برائت یقینیه . و این به تعین ممکن می
شود .
محشین عروه : غالبا این دلیل را پذفته اند .
مانخن فیه اگر به اصل منتهی شود قول ابن ابی عقیل
صحیح است . مکی باید وظیفه قبلی خود را در حج واجب خویش
انجام دهد و لو مسافرت به خارج محدوده کند و برگردد.
مرحوم خویی با این امر مخالفت کرده و می گوید وظیفه چنین شخصی برائت
است .
مرحوم خویی می فرمایند : دوران امر بین
تخییر و تعین 3 حالت دارد . 2 مورد قاعده اشتغال جاری می
شود و در 1 مورد هم کن مانحن فیه از آن قبیل است برائت
جاری می شود .
1- شک در حجیت : 2 خبر متعارضین یکی اعدل است . نمی دانیم اعدلیت جزو
مرجحات است تا اخذ کنیم یا نه ؟
اگر مرجح باشد
تعین در اعدلیت و اگر مرجح نباشد تخییر . یکی از مرجحات
مشکوک پیش آمده . باید قدر متیقن را بگیریم . و اینجا
قاعده اشتغال جاری می شود .
2- در باب تزاحم در ملاکات
:
2 چیز را در مقام امتثال نشود جمع کرد .
هردو دارای ملاک هستند . به عنوان مثال دو نفر در حال غرق
شدن هستند و نمی شود یکی را بیشتر نجات داد . هردو هم نفس
محترمه هستند وو اجب الانقاذ . چه باید کرد ؟ یکی از دو
فرد عالم است تاثیر بیشتری در جامعه دارد . یک احتمال که
نجات این فرد در اسلام
اولویت دارد و احتمال دیگراینکه حفظ دما ء همه
یکسان است . حال اگر شک کنیم امر دائر است بین تخییر و
تعیین در باب تزاحم در ملاکات . مرحوم خویی می فرمایند
تعیین را . زیرا اشتغال یقینی یقتضی برائت یقینیه .
3- شک در تکلیف : به عنوان مثال در قسمت های قدیم مکه بین الصلاتین تخییر
است اما در محله های جدید برخی می گویند شک داریم که آیا
تخییر است بین قصر و اتمام یا تعین در افراد . حال مسافری
که قصد 10 روز نکرده وظیفه اش عند شک چیست ؟
مرحوم خویی می فرمایند برائت جاری می شود
. زیرا ما قدر جامع را می دانیم ( اصل نماز) اما خصوصیت
قصر یا خصوصیت اتمام برای ما ثابت نیست . اصل برائت از این
خصوصیت است و قدر جامع را اخذ می کنیم که نتیجه می دهد
تخییر بین قصر و اتمام را
مانحن فیه هم از این قبیل است . می دانیم
قدر متیقن اصل جامع حج می باشد . حالا آیا مخیریم بین تمتع
و افراد یا متعین در افراد می باشد ؟ اصل برائت از خصوصیت
. بنابرین تخییر بین تمتع و افراد .
هذا محصل الکلام قدسه
الشریف .
و اما الجواب :
بر می گردد به حقیقت واجب تخییری . به
عنوان مثال شخص مخیر است بین حمد و تسبیحات اربعه . واجب
چیست ؟ آیا واجب فدر جامع بینهما است . و آیا وجوب از همان
نوع وجوب است که در رکوع و سجود است . واقع این است وجوب
در رکعت سوم که هم حمد واجب است و هم تسبیحات وجوبش با
وجوب رکوع و سجود فرق دارد .
در واجب تخییری و عینی ماهیت واجب فرق می
کند.
نتیجه : جای
تمسک به برائت نیست .
|