آرشیو درس خارج فقه حضرت آیت الله مکارم یکشنبه 20 دی 88
Header1 Header2 Header3
VoIP developer VoIP developer
Return to main BaharSound Co
BaharSound Co VoIP developer
  Top
Down Feqahat School  
 

درس خارج فقه حضرت آیت الله مکارم
88/10/20
بسم الله الرحمن الرحیم

  بحث در مساله چهارم به اینجا رسید که شخص متوقف در مکه در حالیکه قصد توطن هم ندارد. شاید بخواهد یکی دو سه سال بماند . اما الان به مدت مزبور نرسیده است (مثلا 6 ماه مانده) از طرفی الان مستطیع شده و چون حج واجب فوری است باید اتیان کند . حج واجب وی چه حجی است ؟
اگر یکی یا به قولی دو سال بماند ینقلب حج تمتع اش به افراد . اما اگر به مدت مزبور نرسد اول باید عمره تمتع بجا بیاورد بعد حج . واینکه عمره تمتع را باید از میقات بجا بیاورد اجماعی است و مسلم . ولی بحث و اختلاف در این است از کدام مواقیت ؟ قول اول : سآیا میقات اهله و ارضه ( وطن ) است ( اگر اهل مدینه است مسجد شجره . اگر اهل طائف است قرن المنازل و....) . 3 دلیل آوردند که هر 3 ضعیف بود . دلیل اول روایت معروف سماعه بود که سندا و متنا مشکل داشت . دلیل دوم قیاس به ناسی و جاهل بود که قیاس مع الفارق بود و دلیل سوم اخذ به اطلاقات مواقیت بود که جواب داده شد .
بنابرین ادله سه گانه قول اول هیچکدام قانع کننده نبود .
قول دوم : ای میقات من المواقیت المعروفه ( مواقیت شش گانه) .
ادله :
1-
روایت 1و 2 باب 15 از ابواب مواقیت .
روایت 1 باب 15 از ابواب مواقیت : روایت معتبری است . حدیث مفصل است .ذیلش مربوط به مااست .
14941 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ‏ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا : (ذیل روایت )فَكَتَبَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَقَّتَ الْمَوَاقِيتَ لِأَهْلِهَا وَ مَنْ أَتَى عَلَيْهَا مِنْ غَيْرِ أَهْلِهَا وَ فِيهَا رُخْصَةٌ لِمَنْ كَانَتْ بِهِ عِلَّةٌ فَلَا تُجَاوِزِ الْمِيقَاتَ إِلَّا مِنْ عِلَّة .
روایت 2 باب 15 از ابواب مواقیت :
14942 مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع فِي حَدِيثٍ قَالَ مَنْ دَخَلَ الْمَدِينَةَ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يُحْرِمَ إِلَّا مِنَ الْمَدِينَة .
حال این شخص که رفته و ساکن مکه شده آیا اهل مکه است ؟ نه. 6 ماه بیشتر نگذشته است .در واقع حکم مدنی و آفاقی را دارد . از طرفی رسول الله فرموده از هر میقاتی بروند مانعی ندارد بر طبق روایاتی که در بالا ذکر شد .
مَنْ دَخَلَ الْمَدِينَةَ معنایش این است که مدینه موضوعیت ندارد و الغای خصوصیت می شود یعنی از هر میقات می تواند . به عبارت دیگر از هر شهری بخواهد وارد مکه شود باید از میقات همان شهر و منطقه وارد شود .
اضف الی ذلک سیره مستمره مسلمین بر این امر جاری شده است .
2- روایت 20 باب 4 از اقسام الحج :
14720 وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ أَبِيهِ سَهْلٍ ( محل بحث است ) عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ( موثق ) قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُعْتَمِرِ بِمَكَّةَ- يُجَرِّدُ الْحَجَّ ( حج افراد ) أَوْ يَتَمَتَّعُ مَرَّةً أُخْرَى فَقَالَ يَتَمَتَّعُ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ لْيَكُنْ إِحْرَامُهُ مِنْ مَسِيرَةِ لَيْلَةٍ أَوْ لَيْلَتَيْن‏ ( مثلا به بکی از مواقیت نزدیک برود ) .
این روایت علاوه بر مشکل سندی دلالتا هم مشکلی دارد . و آن اینکه يَتَمَتَّعُ مَرَّةً أُخْرَى . این حج مستحب است نه حج واجب . در حج ندبی مخییر است . مکی هم می تواند تمتع بجا بیاورد .
بنابرین دلیل دوم کافی نیست برای اثبات قول دوم . دلیل اول خوب بود .
3- روایت 9 باب 9 از ابواب اقسام الحج : مرسله است
14763 وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ مَنْ دَخَلَ مَكَّةَ بِحَجَّةٍ عَنْ غَيْرِهِ ثُمَّ أَقَامَ سَنَةً فَهُوَ مَكِّيٌّ ( یعنی تبدل پیدا کرده اینکه با ذیل نمی سازد پس یعنی ظاهرا اهل مکه است ) فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَحُجَّ عَنْ نَفْسِهِ أَوْ أَرَادَ أَنْ يَعْتَمِرَ بَعْدَ مَا انْصَرَفَ مِنْ عَرَفَةَ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يُحْرِمَ مِنْ مَكَّةَ ( هنوز متبدل نشده است . مکی عرفی است . شرعا مکی نشده است ) - وَ لَكِنْ يَخْرُجُ إِلَى الْوَقْتِ ( مبقات و تعیین میقات معینی نمی کند ) وَ كُلَّمَا حَوَّلَ رَجَعَ إِلَى الْوَقْت‏ .
بتابرین این روایت که می فرماید : يَخْرُجُ إِلَى الْوَقْتِ یعنی میقات و اطلاق دارد و تعیین میقات معینی نمی کند دلالت دارد بر قول دوم یعنی تخییر در میقات . اما این روایت سندا مشکل دارد اما دلالتا خوب است .
4- روایت 2 باب 10 از اقسام الحج : مفصل است . آنجایی که لازم است می خوانم .
وَ إِنَّمَا هُوَ مُجَاوِرٌ أَفْرَدَ الْعُمْرَةَ فَإِنْ هُوَ أَحَبَّ أَنْ يَتَمَتَّعَ فِي أَشْهُرِ الْحَجِّ- بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ( تمتع ) فَلْيَخْرُجْ مِنْهَا حَتَّى يُجَاوِزَ ذَاتَ عِرْقٍ أَوْ يُجَاوِزَ عُسْفَانَ- فَيَدْخُلَ مُتَمَتِّعاً بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَإِنْ هُوَ أَحَبَّ أَنْ يُفْرِدَ الْحَجَّ فَلْيَخْرُجْ إِلَى الْجِعْرَانَةِ فَيُلَبِّي مِنْهَا .
این روایت ولو سندا خوب است اما از نظر دلالی مشکل دارد. برای حج مستحب است زیرا امام می فرماید : هُوَ أَحَبَّ أَنْ يَتَمَتَّعَ یعنی حج ندبی . ما در حج واجب بحث داریم .
نتیجه : قول دوم اجمالا دلیل داشت . دلیل اول خوب بود برای اثبات قول دوم .
قول سوم : ادنی الحل
قول حلبی است . صاحب مدارک هم گفته بعید نیست . از محقق اردبیلی هم نقل شده است . 3 ذلیل ذکر شده است .
1- صحیحه حلبی : روایت 3 باب 9 از ابواب اقسام الحج :
14757 وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَهْلِ مَكَّةَ أَنْ يَتَمَتَّعُوا فَقَالَ لَا لَيْسَ لِأَهْلِ مَكَّةَ أَنْ يَتَمَتَّعُوا قَالَ قُلْتُ فَالْقَاطِنِينَ بِهَا ( مقیم مکه ) قَالَ إِذَا أَقَامُوا سَنَةً أَوْ سَنَتَيْنِ صَنَعُوا كَمَا يَصْنَعُ أَهْلُ مَكَّةَ- فَإِذَا أَقَامُوا شَهْراً فَإِنَّ لَهُمْ أَنْ يَتَمَتَّعُوا قُلْتُ مِنْ أَيْنَ قَالَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْحَرَمِ- قُلْتُ مِنْ أَيْنَ يُهِلُّونَ بِالْحَجِّ فَقَالَ مِنْ مَكَّةَ نَحْواً مِمَّا يَقُولُ النَّاس‏ .
سند معتبر است . اما دلالتا مشکل دارد . حج مستحبی است . زیرا در روایت آمده : فَإِنَّ لَهُمْ أَنْ يَتَمَتَّعُوا . نمی فرماید : علیهم أَنْ يَتَمَتَّعُوا که می شود حج واجب .
معرض عنها اصحاب هم است .
2- روایت 7 باب 9 از ابواب اقسام الحج :
14761 وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ دَاوُدَ ( مجهول است و روایت معتبر نیست ) عَنْ حَمَّادٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَهْلِ مَكَّةَ أَ يَتَمَتَّعُونَ قَالَ لَيْسَ لَهُمْ مُتْعَةٌ قُلْتُ فَالْقَاطِنُ ( مقیم ) بِهَا قَالَ إِذَا أَقَامَ بِهَا سَنَة أَوْ سَنَتَيْنِ صَنَعَ صُنْعَ أَهْلِ مَكَّةَ- قُلْتُ ( شاهد ) فَإِنْ مَكَثَ الشَّهْرَ قَالَ يَتَمَتَّعُ قُلْتُ مِنْ أَيْنَ- قَالَ يَخْرُجُ مِنَ الْحَرَمِ قُلْتُ مِنْ أَيْنَ يُهِلُّ بِالْحَجِّ قَالَ مِنْ مَكَّةَ نَحْواً مِمَّا يَقُولُ النَّاس‏.
دلالت خوب است اما سند خوبی ندارد .
3- روایت 1 باب 22 از ابواب مواقیت :
14967 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْ مَكَّةَ لِيَعْتَمِرَ أَحْرَمَ مِنَ الْجِعْرَانَةِ أَوِ الْحُدَيْبِيَةِ أَوْ مَا أَشْبَهَهَا ( اینها حدود حرم است یعنی دلیل می شود برای ادنی الحل ) .
سندا خوب است . دلالت چطور؟. عبارت" مَنْ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْ مَكَّةَ " مکی است یا مجاور یا متوطن یا مطلق ؟ بگوییم اطلاق دارد .و این اطلاق قابل تخصیص است . و حل بحث ما را می شود .
و علی هذا دلیل قابل قبولی و معتبری برای قول سوم نماند .
جمع بندی : ادله3 قول را ذکر کردیم . قول اول و سوم ادله ناتمام بود . قول دوم برخی ادله آن تمام بود .دلیل اول کافی بود برا ی قول دوم یعنی تخییر در مواقیت شش گانه .


مدرسه فقاهت
مدرسه فقاهت
ارتباط شیعی
ارتباط شیعی
راهنمای استفاده
راهنمای استفاده از برنامه
بانک پاسخها
بانک پرسش و پاسخ دینی
ثبت نام
ثبت نام و اخذ کد کاربری

logo

www.baharsound.com,www.wikifeqh.ir,lib.eshia.ir

logo