درس خارج فقه حضرت
آیت الله مکارم
88/12/09 بسم
الله الرحمن الرحیم
بحث در شرایط حج تمتع بود . گفتیم برای حج تمتع 5
شرط بیان کردند . 4 شرط را خواندیم . شرط پنجم : عبارت امام : خامسها أن يكون
مجموع العمرة و الحج من واحد و عن واحد . هم منوب عنه یکی و هم نائب یکی باشد . یک نفر
نمی تواند دونائب بگیرد . به این صورت که عمره را
یک نفر و حج تمتع را یک نفر انجام دهد .یا منوب
عنه دو نفر شوند بگویند عمره را برای پدرم و حج
تمتع را برای مادرم بجا بیاورم . باید واحد عن
واحد باشد . به تعبیر دیگر عمره تمتع و حج
تمتع مثل رکعت اول و دوم نماز صبح است .
اقوال : در کلمات علماء مطرح نشده است . صاحب جواهر
مطرح کرده است . عروه و تحریر به دنبالش .
سوال : در کلام بزرگانی
چون صاحب مسالک و ریاض و کشف اللثام و حدائق مطرح
نیست .چرا ؟ . به دو احتمال : لوضوحه به اینکه حج
و عمره به هم گره خورده اند یا چون جایز بوده مطرح
نکردند یعنی مانعی نداشته که منوب عنه یکی و نائب
دوتا یا بالعکس . البتهاحتمال دوم بعید است . ادله : دلیل عدم جواز : 1- عمره و حج در تمتع
به هم گره خورده اند . روایت نبوی کرارا خواندیم :
دخلت العمره فی الحج الی یوم القیامه . ازهم قابل
تفکیک نیستند . سوال : عبارت کلام نبوی آیا
هردو شق مساله را اثبات می کند یا فقط یک طرف را ؟
مشکل است بگویم هر دو شق و طرف مساله را .
2- انصراف ادله نیابت بع اینکه عمل واحدی
را دو نفر نیابت نکنند و نیز یک نفر عمل ولحد را
نصف نکند . تا بحال دیده ایدو شنیده اید که منوب
عنه یکی و نائب دو تا باشد یا بالعکس .
دلیل جواز :
یک روایت که در باب 27 از ابواب نیابت
ذکر شده است حدیث 1 باب 27 از ابواب نیابت :
14621 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ
الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ
بَشِيرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي
جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَحُجُّ
عَنْ أَبِيهِ أَ يَتَمَتَّعُ قَالَ نَعَمْ
الْمُتْعَةُ لَهُ وَ الْحَجُّ عَنْ أَبِيه .
باید سند و دلالت را تجزیه و تحلیل
بکنیم . برسی سندی :
سند مرحوم صدوق به جعفر بن بشیر صحیح و معتبر .و
خود جعفر بن بشیر هم ثقه و بقیه رجال سند هم ثقه و
معتبر می باشد . ولی صاحب جواهر می گوید خبر
محمد بن مسلم و معمول ایشان این است که وقتی برای
وی از نظر سندی دغدغه ای و مشکلی بوده باشد می
فرمودند خبر . البته سند مشکلی نداشت . شاید کتب
رجالی نزد ایشان در آن لحظه نبوده و احتیاط
فرمودند و گفته اند خبر مجمد بن مسلم . برسی متن حدیث : 3
احتمال دادند 1-
المتعه له یعنی عمره تمتع . عمره تمتع را برای
خودش و خود حج رابرای پدرش . پس دلالت بر جواز می
شود . البته این احتمال خلاف ظاهر است . 2- ثواب حج تمتع برا ی
او اما خود حج تمتع برای پدر است . . هم ذمه پدر
بری می شود و هم ثوابی برای نائیب نوشته می شود .
البته این هم خلاف ظاهر است نه به اندازه قبلی .
3- مرحوم گلپایگانی
در کتاب حج فرمودند تمتع یعنی آزادی های احرام .
انسان بعد از احرام التذاذ پیدا می کند . احتمال
بعیدی است . احتمال دوم اقرب است . البته
احتمال دیگری هم دادند که راوی متن حدیث را غلط
نقل کرده است . نتیجه :
حدیث سندا صحیح و دلالتا مبهم به علت
احتمال های که داده شده است . تنها به احتمال اول
می شد دلالت بر جواز پیدا کنیم . ابهام من حیث
دلاله و لا یجوز العمل به . اضف الی ذلک به مضمون
این روایت فتوی داده نشده است . و معرض عنهای
اصحاب است و اعتنایی به این حدیث نکردند . اما
روایات داریم در باره تشریک اما فی العمل اما فی
الثواب . هر دو جایز است .
شخص می تواند 1000 نفر را در عمل خود شریک کند . و
نیز تشریک در ثواب . روایات متعددی داشتیم . در
واجبات و مستحبات برای اهدای ثواب نیست . مساله 2 : کسی که محرم
به احرام تمتع شد و عمره تمتع را انجام داد حق
ندارد از مکه بیرون برود زیرا هو مرتهن بالحج .
گرو گان حج است . و اگر مجبور شد باید محرما خارج
شود و محرما برگردد . و اگر بدون احرام رفت و
برگشت حج صحیح است و حج باطل نمی شود یعنی این یک
وجوب تکلیفی است . خلاف کرده معصیت کرده است اما
حج وی صحیح است .