درس خارج فقه حضرت
آیت الله مکارم
88/12/11 بسم
الله الرحمن الرحیم
بحث ما در مساله دوم بود که دارای 3 حکم بود : 1- حرمت خروج از مکه
بعد از اتمام عمره تمتع 2-
اگر حاجت یا ضرورتی پیش آمد باید محرم شود
به احرام حج و برود و محرما برگردد و به عرفات
برود 3- اگر تخلف
کرد عند الخروج وخارج شد دون احرام و برگشت و همان
طور به عرفات رفت می فرمایند حج صحیح است و مخالفت
تکلیفی می باشد . اقوال :
1- مشهور :
فتوی دادند به حرمت خروج از مکه بلا حاجه . و اگر
با حاجه رفت محرما برود و محرما برگردد . 2- مطلقا جایز نیست و
نباید برود . مطلقا یعنی چه محرما برود یا نرود
فرقی ندارد . 3-
کراهت دارد . بهتر است نرود . ادلهقول مشهور :
عمده روایات در باب 22 از ابواب اقسام الحج می
باشد . br>حاجت با ضرورت فرق دارد . حاجت اینکه
مثلا شخص طلبی دارد و اگر نرود از بین نمی رود ولی
ضرورت این است که اگر نرود از بین می رود .
روایات 4 و 6 و 9 را خواندیم . ححدیث 11 باب 22
از ابواب اقسام الحج : 14871 عَبْدُ اللَّهِ
بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قُرْبِ
الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ
عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ
عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ
جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَدِمَ
مُتَمَتِّعاً ثُمَّ أَحَلَّ قَبْلَ يَوْمِ
التَّرْوِيَةِ أَ لَهُ الْخُرُوجُ قَالَ لَا
يَخْرُجُ حَتَّى يُحْرِمَ بِالْحَجِّ وَ لَا
يُجَاوِزِ الطَّائِفَ وَ شِبْهَهَا .
حدیث 11 و 12 از قرب الاسناد است و این کتاب در
بین علماء و بزرگان محل بحث و گفتگو است .
بنابراین این دو حدیث به عنوان موید آورده می شود
. br>أَحَلَّ قَبْلَ يَوْمِ التَّرْوِيَةِ یعنی از
احرام درآمد و محل شد و احرام را انجام داد .
دقت کنید این حدیث سخنی از حاجت یا ضرروت نمی آورد
بلکه می فرماید اگر می خواهد برود باید محرم شود
یعنی جایز است بیرون رفتن به شرط الاحرام لکن
منصرف است . به نظر می رسد لحاجه هر چند مخیر نشده
است . ححدیث 12 باب 22 از ابواب اقسام الحج :
14872 وَ عَنْهُ عَنْ
عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ قَالَ وَ
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَدِمَ مَكَّةَ
مُتَمَتِّعاً (فَأَحَلَّ أَ يَرْجِعُ) قَالَ لَا
يَرْجِعُ حَتَّى يُحْرِمَ بِالْحَجِّ وَ لَا
يُجَاوِزِ الطَّائِفَ وَ شِبْهَهَا مَخَافَةَ أَنْ
لَا يُدْرِكَ الْحَجَّ فَإِنْ أَحَبَّ أَنْ
يَرْجِعَ إِلَى مَكَّةَ رَجَعَ وَ إِنْ خَافَ أَنْ
يَفُوتَهُ الْحَجُّ مَضَى عَلَى وَجْهِهِ إِلَى
عَرَفَات . مَخَافَةَ استشمام می شود که حکم ارشادی است و
تکلیفیوجوب حرمت نیست . ممکن است بیرون برود و از
حج بماند . لکن سند حدیث مشکل دارد . br>ففَإِنْ
أَحَبَّ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى مَكَّةَ یعنی می
تواند به مکه بیاید یا از طائف برود به عرفات .
مَضَى عَلَى وَجْهِهِ إِلَى عَرَفَات یعنی مستقیم
می رود به عرفات . ادله قول دوم :
حدیث 1 باب 22 از ابواب اقسام الحج : 14861
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ
مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ
حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ كَيْفَ
أَتَمَتَّعُ قَالَ تَأْتِي الْوَقْتَ فَتُلَبِّي
إِلَى أَنْ قَالَ وَ لَيْسَ لَكَ أَنْ تَخْرُجَ
مِنْ مَكَّةَ حَتَّى تَحُج . تَأْتِي
الْوَقْتَ یعنی به میقات می روی .br>لَيْسَ لَكَ
أَنْ تَخْرُجَ مِنْ مَكَّةَ حَتَّى تَحُج . شاهد
اینجا است . مطلقا حق خروج از مکه ندارد چه محرم
باشد یا نباشد . سند حدیث هم معتبر است .
ححدیث 2 باب 22 از ابواب اقسام الحج : 14862
وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ
حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ
ابْنِ الْمُغِيرَةِ كُلِّهِمْ عَنْ مُعَاوِيَةَ
بْنِ عَمَّارٍ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
ع فِي حَدِيثٍ قَالَ تَمَتَّعْ فَهُوَ وَ اللَّهِ
أَفْضَلُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ
يَقُولُونَ إِنَّ عُمْرَتَهُ عِرَاقِيَّةٌ وَ
حَجَّتَهُ مَكِّيَّةٌ كَذَبُوا أَ وَ لَيْسَ هُوَ
مُرْتَبِطاً بِالْحَجِّ لَا يَخْرُجُ حَتَّى
يَقْضِيَه . أَ وَ لَيْسَ هُوَ
مُرْتَبِطاً یعنی آیا عمره تمتع با حج مرتبط نیست
. br> بِالْحَجِّ لَا يَخْرُجُ حَتَّى يَقْضِيَه .
لَا يَخْرُجُ مطلق است مخواهد محرم باشد یا نباشد
.
ححدیث 5 باب 22 از ابواب اقسام الحج :
14865 وَ عَنْهُ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ
زُرَارَةَ عَنْ أَبِي
جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع
كَيْفَ أَتَمَتَّعُ فَقَالَ تَأْتِي الْوَقْتَ
فَتُلَبِّي بِالْحَجِّ فَإِذَا أَتَى مَكَّةَ
طَافَ وَ سَعَى وَ أَحَلَّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ
هُوَ مُحْتَبِسٌ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَخْرُجَ مِنْ
مَكَّةَ حَتَّى يَحُج . با حدیث قبلی
چندان تفاوتی نمی کند . br>ادله قول سوم :
ححدیث 7 باب 22 از ابواب اقسام الحج :
14867 وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ
أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ
قَالَ سَأَلْتُ أَبَا
عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَتَمَتَّعُ
بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ يُرِيدُ الْخُرُوجَ
إِلَى الطَّائِفِ- قَالَ يُهِلُّ بِالْحَجِّ مِنْ
مَكَّةَ- وَ مَا أُحِبُّ أَنْ يَخْرُجَ مِنْهَا
إِلَّا مُحْرِماً وَ لَا يَتَجَاوَزِ الطَّائِفَ
إِنَّهَا قَرِيبَةٌ مِنْ مَكَّة . حدیث
معتبری است . عمده روایت این قول می باشد . br>وَ
مَا أُحِبُّ أَنْ يَخْرُجَ مِنْهَا إِلَّا
مُحْرِماً . از این لحن کراهت فهمیدند و در مقام
جمع روایات قبلی را شاهد بر این گرفتند که قبلی ها
که ظاهر در حرمت خروج بود به قرینه این روایت به
کراهت حمل می شود .
وَ لَا يَتَجَاوَزِ الطَّائِفَ إِنَّهَا قَرِيبَةٌ
مِنْ مَكَّة استشمام کراهت می شود . نشانه ارشاد
است . زبرا روایت فرموه از طائف بیشتر نرو برای
اینکه نزدیک است و می تواند به موقع به حج برسد .
ححدیث 10 باب 22 از ابواب اقسام الحج :
14870 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
قَالَ قَالَ الصَّادِقُ ع
إِذَا أَرَادَ الْمُتَمَتِّعُ الْخُرُوجَ مِنْ
مَكَّةَ- إِلَى بَعْضِ الْمَوَاضِعِ فَلَيْسَ لَهُ
ذَلِكَ لِأَنَّهُ مُرْتَبِطٌ بِالْحَجِّ حَتَّى
يَقْضِيَهُ إِلَّا أَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ لَا
يَفُوتُهُ الْحَجُّ وَ إِنْ عَلِمَ وَ خَرَجَ وَ
عَادَ فِي الشَّهْرِ الَّذِي خَرَجَ فِيهِ دَخَلَ
مَكَّةَ مُحِلًّا وَ إِنْ دَخَلَهَا فِي غَيْرِ
ذَلِكَ الشَّهْرِ دَخَلَهَا مُحْرِما .
روایت مرسله است . فَلَيْسَ لَهُ ذَلِكَ : صدر
حدیث حرمت است . لِأَنَّهُ مُرْتَبِطٌ بِالْحَجِّ
: عمره با حج گره خورده است . إِنْ عَلِمَ یعنی
أَنَّهُ لَا يَفُوتُهُ الْحَجُّ . خارج شد از مکه
.دَخَلَ مَكَّةَ مُحِلًّا : دلیل بر جواز ترک
احرام است . زیرا محل رفت و محل بر می گردد. إِنْ
دَخَلَهَا فِي غَيْرِ ذَلِكَ الشَّهْرِ دَخَلَهَا
مُحْرِما : محرما به احرام عمره تمتع . سوال : آیا این روایات
جمع دلالی دارد و در مقام تعارض جمع عرفی می شود
یا باید سراغ مرجحات برویم ؟ نتیجه : بعید نیست ما بتوانیم
جمع عرفی بکنیم به قرینه صحیحه حلبی ( روایت 7 باب
22 از ابواب اقسام الحج ) حمل به کراهت بکنیم .
همان فتوای ابن ادریس و فتوای علامه در مختلف
وتذکره پذیرفته است . صاحب عروه هم فرموده است .
ما در حاشیه عروه احتیاط وجوبی داریم . اما می
توان از احتیاط وجوبی گذشت و بگوییم هم بوی ارشاد
دارد و هم بوی کراهت . و فتوی به احتیاط مستحب داد
. حکم دوم :
اگر حاجت یا ضرورتی پیش آمد باید محرم شود به
احرام حج و برود و محرما برگردد و به عرفات برود .
حال آیا این حکم جنبه وجوب دارد یا جنبه استحباب ؟
br> روروایات متعددی داشتیم که استفاده وجوب می شد
و در مقابل روایات متعددی داشتیم که استفاده
استحباب می شد . آیا جمع مطلق( قید نمی کن محرم
شوید ) و مقید ( می گوید عند الخروج محرم باش )
قائل به تقیید شویم . لکن برخی از روایات صریح در
عدم وجوب است نه اطلاق .در حدیث 10 باب 22 از
ابواب اقسام الحج : دَخَلَ مَكَّةَ مُحِلًّا منتها
مشکل سند داشت . لولا ضعف سند می گفتیم این روایت
قرینه شود بر روایاتی که می فرمود احرام واجب است
منظور استحباب است بنابراین لااقل احتیاط واجب
کنیم و بگوییم ظاهر روایات متعددی که خواندیم وجوب
است . حکم سوم : اگر تخلف
کرد عند الخروج و خارج شد دون احرام و برگشت و
همان طور به عرفات رفت می فرمایند حج صحیح است و
مخالفت تکلیفی می باشد . به
حسب قاعده چرا حکم به بطلان کنیم ؟ عمره
تمتع را که تمام کرده است و حج را هم روز عرفه می
خواهد بجا آورد . عمل مرکب هر دو را بجا می آورد .
فقط در این وسط کار خلافی کرده است . نمی بایست
بدون احرام بیرون برود که رفته است چراحکم به فساد
کنیم ؟