درس خارج فقه حضرت
آیت الله مکارم
88/12/18 بسم
الله الرحمن الرحیم
بحث ما در مساله چهارم از مسائل حج تمتع می یاشد .
انسان برای ترک یا انجام کاری یکی از 4 حالت را
دارا است : عذرا – نسیانا- جهلا- عمدا ترک یا
انجام دهد . بحث در احرام حج تمتع است . امام
قدس سره مطالب مساله 4 را در احکام مواقیت مساله 8
و 9 عنوان کرده اند . چون ادله مشترک است و با
هم وحدت دارند ما مساله 4 در 2 فرع می آوریم .
عبارت تحریر الوسیله : فرع
اول : لو نسي الإحرام و خرج إلى عرفات وجب الرجوع
للإحرام من مكة و لو لم يتمكن لضيق وقت أو عذر
أحرم من موضعه و لو لم يتذكر الى تمام الأعمال صح
حجه، و الجاهل بالحكم في حكم الناسي .
فرع دوم : و لو تعمد ترك الإحرام إلى زمان فوت
الوقوف بعرفة و مشعر بطل حجه . ما سابقا در
مساله اولی حالت های چهار گانه را ذکر کردیم .
تفاوتی بین مسالتین وجود دارد . در مساله اولی شخص
محرم شده بود از غیر مکه در تمام حالات عذرا یا
نسیانا و .... . اما در این مساله 4 اصلا محرم
نشده است و احرام را عذرا یا نسیانا و ..... ترک
کرده است . فرع اول : ناسی و جاهل
. تمام اعمال یا مقداری از اعمال . همه را باهم
بحث می کنیم . اقوال :
شهرت قویه ای است بر صحت حج و لو تا
آخر حج بی احرام باشد .
مرحوم نراقی در مستند ج 11 ص 200 : لو نسي الإحرام أو جهله حتى
قضى المناسك كلّها، يجزئه و لا قضاء عليه، وفاقا
للتهذيبين و النهاية و المبسوط و الجمل و العقود و
الإقتصاد و الوسيلة و المهذّب و الجامع و المعتبر
و القواعد و التحرير و المنتهى و التنقيح و النكت
و المسالك و غيرها ، بل الأكثر كما قيل ، و عن
المسالك: أنّه فتوى المعظم، و عن الدروس: أنّه
فتوى الأصحاب عدا الحلّي . تهذيبين :
تهذیب و استبصار . البته این دو کتاب حدیثی شیخ
هستند امام ایشان عنوانی که در بالای ابواب احادیث
داده اند را فتوی وی می دانند . صاحب وسائل هم
همینطور عناوینی که برای ابواب انتخاب کرده اند
فتوای ایشان تلقی کردند . فتوى الأصحاب : بوی
اجماع می دهد . جواهر ج 18 ص 133 :
لو نسي الإحرام و لم يذكر حتى أكمل مناسكه قيل و
القائل ابن إدريس يقضي اي يؤدي ما كان يريد
الإحرام له من حج أو عمرة إن كان واجبا، و قيل و
القائل المشهور شهرة عظيمة، بل في الدروس نسبته
إلى الأصحاب عدا الحلي يجزيه . ادله : اصل : مقتضای قاعده در
اینجا فساد است . بارها گفته ایم ظاهر اوامر و
نواهی در باب شرایط و اجزاء حکم وضعی شرطیت و
جزئیت است . و مخالفت با این امر و نهی یوجب بطلان
. الا ان یقوم علیه دلیل الصحه . بطلان هم مربوط
به عنوان واقعی است نه ذکری . شخص به هر دلیلی
مثلا رو به قبله نماز نخواند ناسی باشد یا عامد یا
... نماز او باطل است . حال قاعده این است که
اگر بدون احرام حج را انجام دهد حج وی باطل است
الا ان یقوم علیه دلیل الصحه . لکن قائلین به قول
مشهور به چند دلیل تمسک جسته اند : 1- حدیث رفع : عبارت
رفع ما لا یعلمون یا رفع النسیان یا رفع عن امتی
تسعه . آیا حدیث رفع عقوبت تنها رفع می کند یا
نه علوه بر رفع عقوبت احکام وضعی هم را بر می دارد
؟ در حدیث رفع ثابت نشده است که بیش از عقاب و
مجازات را بردارد . اما اینکه عمل هم صحیح است
ثابت نشده است . بنابراین دلیل اول قابل خدشه است
. 2- عمده دلیل
روایات است . 3 روایت داریم . حدیث 8 باب 14
از ابواب مواقیت : 14938 وَ بِإِسْنَادِهِ
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ
مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِيِّ عَنِ
الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ الْخُرَاسَانِيِّ
عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ
عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ الْإِحْرَامَ
بِالْحَجِّ فَذَكَرَ وَ هُوَ بِعَرَفَاتٍ- مَا
حَالُهُ قَالَ يَقُولُ اللَّهُمَّ عَلَى كِتَابِكَ
وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ ص- فَقَدْ تَمَّ إِحْرَامُهُ
فَإِنْ جَهِلَ أَنْ يُحْرِمَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ
بِالْحَجِّ حَتَّى رَجَعَ إِلَى بَلَدِهِ إِنْ
كَانَ قَضَى مَنَاسِكَهُ كُلَّهَا فَقَدْ تَمَّ
حَجُّه . حدیث معتبر است . عَلِيٍّ
الْخُرَاسَانِيِّ ثقه است . يَقُولُ اللَّهُمَّ
عَلَى كِتَابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ : یعنی لبیک
بگوید و لباس احرام بپوشد .br>ححدیث 1 باب 20 از
ابواب مواقیت :
14959 مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ
إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي
عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ
أَصْحَابِنَا عَنْ
أَحَدِهِمَا ع فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُحْرِمَ
أَوْ جَهِلَ وَ قَدْ شَهِدَ الْمَنَاسِكَ كُلَّهَا
وَ طَافَ وَ سَعَى قَالَ تُجْزِيهِ نِيَّتُهُ
إِذَا كَانَ قَدْ نَوَى ذَلِكَ فَقَدْ تَمَّ
حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُهِلَّ وَ قَالَ فِي
مَرِيضٍ أُغْمِيَ عَلَيْهِ حَتَّى أَتَى الْوَقْتَ
فَقَالَ يُحْرَمُ عَنْه . حدیث مرسله
است . مگر اینکه بگوییم جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ از
اصحاب اجماع است و نیز مابعد اصحاب اجماع هم ثقه
می باشند . تُجْزِيهِ نِيَّتُهُ یعنی نیت حج نه
نیت احرام .br>ححدیث 2 باب 20 از ابواب مواقیت :
14960 وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ
جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ ع
قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ مُتَمَتِّعاً
خَرَجَ إِلَى عَرَفَاتٍ- وَ جَهِلَ أَنْ يُحْرِمَ
يَوْمَ التَّرْوِيَةِ بِالْحَجِّ حَتَّى رَجَعَ
إِلَى بَلَدِهِ قَالَ إِذَا قَضَى الْمَنَاسِكَ
كُلَّهَا فَقَدْ تَمَّ حَجُّه .
سند خوب است . br>خخوب اسناد برخی از روایات صحیح
بود و مشهور هم بر طبق آن عمل کرده بودند .
3-
دلیل دیگری که به عنوان موید ذکر کرده اند
مثل صاحب جواهر قاعده لا حرج است . توضیح اینکه
شخص اگر بخواهد سال آینده مجددا حج را بجا آورد
کار مشکلی است . قلنا قاعده لاحرج شخصی است نه
نوعی . ممکن است شخص واقعا انجام مجدد حج برای او
حرجی و مشکلی واقعا ایجاد نکند . بنابراین این
قاعده برای تایید خوب است و مدعا را اثبات نمی کند
. صدر کلام امام خمینی این بود که اگر می
تواند برگردد برگردد دلیل ؟ اشتغال می باشد . و
همچنین اگر نتوانست برگردد از همان جا محرم شود .
دلیل این هم قیاساتها معها زیرا مناسک حج را بدون
احرام نمی شود انجام داد . br>