< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد اشرفی

کتاب الزکاة

93/09/04

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:روایت حماد بن عیسی/ مقصود از ذی القربی
مقدمه ای در تقطیع روایات: صاحب وسائل خدمت بزرگی به عالم تشیع و دنیای فقاهت کرد، ایشان تبویب و دسته بندی خوبی از ابواب فقهی ارائه می‌دهد و بعد از تبویب، هر روایتی که با مضمون باب، مناسبت داشته باشد ذیل عنوان آن باب می‌آورد، از اینرو گاه ممکن است که به دلیل تناسبِ قطعه ای از روایت با عنوان باب، به آوردن همان قطعه از روایت اکتفا کند و بخشهای دیگر روایت را در مقاطع و ابواب مناسب دیگری از وسائل بیاورد لذا ممکن است که یک روایت را در ده باب آورده باشد.
افرادی برای جمع روایات تقطیع شده تلاشهایی کرده اند از جمله روایت عمار بن موسی ساباطی که در وسائل در بخشهای مختلفی از کتاب الحج، آمده است توسط مرحوم نمازی شاهرودی از ابتدا تا انتها در جزوه ای جمع آوری شده و به اسم مناسک امام صادق علیه السلام، منتشر شده است، گواینکه عمار در یک یا چند جلسه خدمت امام علیه السلام رسیده و کل مناسک حج را فراگرفته است.
اشکال عمده تقطیع آنست که گاه در فهم حدیث ایجاد اختلال می‌کند زیرا گاه با توجه به صدر و ذیل یک روایت و قرائنی که در آن وجود دارد فهم از روایت متفاوت می‌شود، بطور کلی دیدن کل یک روایت به فهم بهتر آن روایت کمک می‌کند. یکی از انگیزه های اقدام ارزشمند مرحوم آیت الله بروجردی در مدیریت تدوین کتاب جامع احادیث الشیعة، آن بود که احادیث تقطیع شده را در یک محل مناسب گردآورد تا فقیه از مزایای متن کامل حدیث برخوردار باشد و نیازمند مراجعه به ابواب یا کتب دیگر برای دسترسی به متن تمام حدیث نداشته باشد، البته با وجود آوردن متن کامل روایت، گاه در این کتاب به تناسب نیاز و ارتباط عنوان کتاب، بخشی از روایت را نیز بصورت تقطیع شده می‌آورد.
یکی از روایاتی که در باب مصارف خمس خواندیم مرسله طولانی حماد بن عیسی بود که بخشهای تقطیع شده‌ای از آن در وسائل آمده است. حال پیش از آنکه متن کامل آن را از کافی یا تهذیب بخوانیم نسبت به سند آن نکاتی را بیان میداریم:
-حماد بن عیسی این روایت را از بعض اصحابنا نقل می‌کند ولی ارسال روایت، موجب خدشه در اعتبار آن نمی‌شود و جهات مختلفی از اعتبار در آن متصورست.
-از جمله آنکه حماد بن عیسی از اصحاب اجماعیست که کشی در مورد آنها گفته است:«أجمعت العصابة علی تصحیح ما یصح عن هؤلاء...» و به دنبال آن نام هجده تن از یاران امام باقر علیه السلام تا حضرت رضا علیه السلام را نقل می‌کند. در تفسیر این عبارت، اختلاف نظر وجود دارد، برخی گفته اند معنای عبارت کشی آنست که وثاقت همه روات بعد از آنها ثابت می‌شود، استاد خوئی معتقد بودند معنای عبارت کشی فقط وثاقت این افراد را به اثبات می‌رساند، عده ای دیگر هم روایات منقوله از این گروه را معتبر می‌دانند.
-اگر کسی به وثاقت اصحاب اجماع قائل نباشد، نقل دو تن از متقدمان حدیث یعنی شیخ کلینی و شیخ طوسی به مبنای ما موجب اعتبار روایت می‌باشد.
-یکی دیگر از وجوه اعتبار روایت فوق، شهرت عملی یا شهرت فتوائی آنست که فقها در ابواب مختلف به قطعاتی از این روایت تمسک کرده اند.
اینک بخشی از متن کامل روایت:
«عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ الْغَوْصِ وَ مِنَ الْكُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَةِ يُؤْخَذُ مِنْ كُلِّ هَذِهِ الصُّنُوفِ الْخُمُسُ فَيُجْعَلُ لِمَنْ جَعَلَهُ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ وَ يُقْسَمُ الْأَرْبَعَةُ الْأَخْمَاسِ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ وَ يُقْسَمُ بَيْنَهُمُ الْخُمُسُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ- سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِرَسُولِ اللَّهِ وَ سَهْمٌ لِذِي الْقُرْبَى وَ سَهْمٌ لِلْيَتَامَى وَ سَهْمٌ لِلْمَسَاكِينِ وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ السَّبِيلِ فَسَهْمُ اللَّهِ وَ سَهْمُ رَسُولِ اللَّهِ لِأُولِي الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وِرَاثَةً فَلَهُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ سَهْمَانِ وِرَاثَةً وَ سَهْمٌ مَقْسُومٌ لَهُ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُ نِصْفُ الْخُمُسِ كَمَلًا وَ نِصْفُ الْخُمُسِ الْبَاقِي بَيْنَ أَهْلِ بَيْتِهِ فَسَهْمٌ لِيَتَامَاهُمْ وَ سَهْمٌ لِمَسَاكِينِهِمْ وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ يُقْسَمُ بَيْنَهُمْ عَلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ[1]مَا يَسْتَغْنُونَ بِهِ فِي سَنَتِهِمْ فَإِنْ فَضَلَ عَنْهُمْ شَيْ‌ءٌ فَهُوَ لِلْوَالِي وَ إِنْ عَجَزَ أَوْ نَقَصَ عَنِ اسْتِغْنَائِهِمْ كَانَ عَلَى الْوَالِي أَنْ يُنْفِقَ مِنْ عِنْدِهِ بِقَدْرِ مَا يَسْتَغْنُونَ بِهِ وَ إِنَّمَا صَارَ عَلَيْهِ أَنْ يَمُونَهُمْ لِأَنَّ لَهُ مَا فَضَلَ عَنْهُمْ وَ إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ هَذَا الْخُمُسَ خَاصَّةً لَهُمْ دُونَ مَسَاكِينِ النَّاسِ وَ أَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ عِوَضاً لَهُمْ مِنْ صَدَقَاتِ النَّاسِ تَنْزِيهاً مِنَ اللَّهِ لَهُمْ لِقَرَابَتِهِمْ بِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَرَامَةً مِنَ اللَّهِ لَهُمْ عَنْ أَوْسَاخِ النَّاسِ فَجَعَلَ لَهُمْ خَاصَّةً مِنْ عِنْدِهِ مَا يُغْنِيهِمْ بِهِ عَنْ أَنْ يُصَيِّرَهُمْ فِي مَوْضِعِ الذُّلِّ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ لَا بَأْسَ بِصَدَقَاتِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ وَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ جَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الْخُمُسَ هُمْ قَرَابَةُ النَّبِيِّ ص الَّذِينَ ذَكَرَهُمُ اللَّهُ فَقَالَ وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ وَ هُمْ بَنُو عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَنْفُسُهُمْ الذَّكَرُ مِنْهُمْ وَ الْأُنْثَى لَيْسَ فِيهِمْ مِنْ أَهْلِ بُيُوتَاتِ قُرَيْشٍ وَ لَا مِنَ الْعَرَبِ أَحَدٌ وَ لَا فِيهِمْ وَ لَا مِنْهُمْ فِي هَذَا الْخُمُسِ مِنْ مَوَالِيهِمْ وَ قَدْ تَحِلُّ صَدَقَاتُ النَّاسِ لِمَوَالِيهِمْ وَ هُمْ وَ النَّاسُ سَوَاءٌ وَ مَنْ كَانَتْ أُمُّهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ أَبُوهُ مِنْ سَائِرِ قُرَيْشٍ...» [2] به همین مقدار از روایت اکتفا می‌کنیم و به نکات آن می‌پردازیم.
برخی از بزرگان به استناد به روایت فوق گفته اند که خمس در اختیار والی است اما باید ابتدا نیاز سادات را مقدم بدارد و سپس اگر چیزی از خمس، زائد آمد باقی خمس را برای خود و یا در راه مصالح حکومت به مصرف برساند.
اما بعضی از فضلای معاصر گفته اند باید ابتدا و انتهای روایت را از ابتدا تا به انتها با هم سنجید. شاید روایت، ناظر به شرایطی باشد که ائمه علیهم السلام والی امر باشند لذا دستور تامین نیازهای بنی هاشم بر عهده آنهاست اما در عصر ما که دایره خمس، فقط مختص ارباح مکاسب می‌باشد و عده معدودی از شیعیان به پرداخت آن تقید دارند، از طرفی هم ممکن است مصالح بزرگتری در کار باشد که از تامین نیازهای سادات أهم باشد مثل آنکه بزرگانی برای دفاع از مذهب شیعه و پاسخ دادن به شبهات سنگینی که از طرف وهابیت و مخالفان در عصر جدید بر اعتقادات شیعه وارد می‌شود نیاز به پشتیبانی مالی داشته باشند و جز از طریق خمس راه دیگری برای تامین مخارج تربیت طلبه و پژوهشگر و سایت و شبکه ماهواره ای در اختیار نداشته باشند، بی تردید اینجا تامین نیاز مکتب و تشیید اصول مذهب از طریق خمس، بر هر کار دیگری حتی نیازهای سادات اولویت خواهد داشت.
استدراکی دیگر: مقصود از ذی القربی در آیه خمس کیانند؟ ما معتقدیم که ائمه و اوصیای پیامبر صلی الله علیه و آله مقصود از ذی القربی در آیه شریفه می‌باشند، مستند روایات ذیل می‌باشد:
«عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ- فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى- وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ- قَالَ خُمُسُ اللَّهِ لِلْإِمَامِ- وَ خُمُسُ الرَّسُولِ لِلْإِمَامِ- وَ خُمُسُ ذَوِي الْقُرْبَى لِقَرَابَةِ الرَّسُولِ الْإِمَامِ»[3]
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ- فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى قَالَ هُمْ قَرَابَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص- وَ الْخُمُسُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ ص وَ لَنَا.» [4]
فَسَهْمُ اللَّهِ وَ سَهْمُ رَسُولِ اللَّهِ- لِأُولِي الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسُولِ اللَّهِ وِرَاثَةً- وَ لَهُ ثَلَاثَةُ أَسْهُمٍ سَهْمَانِ وِرَاثَةً- وَ سَهْمٌ مَقْسُومٌ لَهُ مِنَ اللَّهِ- وَ لَهُ نِصْفُ الْخُمُسِ كَمَلًا »[5]
فَأَمَّا الْخُمُسُ فَيُقْسَمُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ- سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِلرَّسُولِ ص- وَ سَهْمٌ لِذَوِي الْقُرْبَى- وَ سَهْمٌ لِلْيَتَامَى وَ سَهْمٌ لِلْمَسَاكِينِ- وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ السَّبِيلِ- فَالَّذِي لِلَّهِ فَلِرَسُولِ اللَّهِ- ص فَرَسُولُ اللَّهِ أَحَقُّ بِهِ فَهُوَ لَهُ خَاصَّةً- وَ الَّذِي لِلرَّسُولِ هُوَ لِذِي الْقُرْبَى- وَ الْحُجَّةِ فِي زَمَانِهِ فَالنِّصْفُ لَهُ خَاصَّةً»[6]
در مقابل قول مشهور که ذی القربا را اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله میدانند ابن جنید گفته که مقصود از ذی القربی در آیه خمس، شامل همه بستگان و اقربای پیامبر ص می‌شود. بر این قول نیز به ادله ای استناد شده است:
دلیل اول: اطلاق آیه در مورد «لذی القربی» و عدم اختصاص و تصریح به گروهای خاص، علاوه بر آنکه در برخی قرائات«ذوی القربی» آمده است که صیغه جمع بوده و بر اقربا و نزدیکان پیامبر ص دلالت دارد.
دلیل دوم، روایات ذیل است:
-«عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْجَارُودِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَتَاهُ الْمَغْنَمُ- أَخَذَ صَفْوَهُ وَ كَانَ ذَلِكَ لَهُ- ثُمَّ يَقْسِمُ مَا بَقِيَ خَمْسَةَ أَخْمَاسٍ- وَ يَأْخُذُ خُمُسَهُ ثُمَّ يَقْسِمُ أَرْبَعَةَ أَخْمَاسٍ بَيْنَ النَّاسِ- الَّذِينَ قَاتَلُوا عَلَيْهِ- ثُمَّ قَسَمَ الْخُمُسَ الَّذِي أَخَذَهُ خَمْسَةَ أَخْمَاسٍ- يَأْخُذُ خُمُسَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَفْسِهِ- ثُمَّ يَقْسِمُ الْأَرْبَعَةَ أَخْمَاسٍ بَيْنَ ذَوِي الْقُرْبَى- وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ أَبْنَاءِ السَّبِيلِ- يُعْطِي كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ حَقّاً- وَ كَذَلِكَ الْإِمَامُ أَخَذَ كَمَا أَخَذَ الرَّسُولُ ص»[7]
-« عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ مَالِكٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ- فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى- وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ- فَقَالَ أَمَّا خُمُسُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَلِلرَّسُولِ يَضَعُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ- وَ أَمَّا خُمُسُ الرَّسُولِ فَلِأَقَارِبِهِ- وَ خُمُسُ ذَوِي الْقُرْبَى فَهُمْ أَقْرِبَاؤُهُ- وَ الْيَتَامَى يَتَامَى أَهْلِ بَيْتِهِ- فَجَعَلَ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ أَسْهُمٍ فِيهِمْ- وَ أَمَّا الْمَسَاكِينُ وَ ابْنُ السَّبِيلِ- فَقَدْ عَرَفْتَ أَنَّا لَا نَأْكُلُ الصَّدَقَةَ وَ لَا تَحِلُّ لَنَا- فَهِيَ لِلْمَسَاكِينِ وَ أَبْنَاءِ السَّبِيلِ.» [8]
-«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ- فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى- قَالَ هُمْ قَرَابَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلْتُهُ مِنْهُمُ الْيَتَامَى- وَ الْمَسَاكِينُ وَ ابْنُ السَّبِيلِ قَالَ نَعَمْ.» [9]
بزرگانی از فقها همچون محقق همدانی گویند که روایات فوق مسلما بر اساس تقیه صادر شده است.


[1] در کتاب کافی تعبیر فوق آمده است ولی در نسخه تهذیب بجای«علی الکتاب و السنة» عبارت«علی الکفاف و السعة»آمده است.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo