< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد اشرفی

کتاب الخمس

93/11/28

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: راه جمع روایات تحلیل خمس
تحلیل خمس، بحث چالش برانگیز این ایام بود. چهار دسته از روایات دسته بندی شده و مرتبط با این بحث توسط صاحب حدائق، بیان شد و با تحقیق و تتبعی که دوستان و فضلای بحث پیرامون این چهار دسته داشتند نتیجه، وجود روایات صحاح فراوان در میان این چهار دسته است که ما را از روایات غیر مسند در میان آن بی‌نیاز می‌سازد. تا بدینجا نتیجه ذیل بدست آمد: از طرفی آیه شریفه خمس، بر قطعیت حکم خمس و تشریع آن از صدر اسلام دلالت دارد و جای تردیدی در لزوم اصل خمس و صرف آن در سهام ششگانه باقی نمی‌گذارد. اما در موارد آن بین شیعه و سنی اختلافاتی بوجود آمد و ما با تکیه بر لغت در معنای غنیمت- و شمول آن در مورد همه غنائم- و روایات فراوان در تفسیر غنیمت، خمس را برای مواردی فراتر از غنائم جنگی، از قبیل معدن و کنز و غوص و ارباح مکاسب به اثبات رساندیم. روایاتی نیز در ادامه ایندسته از روایات وجود داشت که نسبت به پرداخت و ادای خمس، ادبیاتی قاطع و غیر قابل اغماض داشته و بر کسانی که از دادن خمس، امتناع ورزند عقاب و عذاب و نفرین الهی، وعده شده بود. وجود وکلای امامان معصوم برای جمع آوری حقوق اهل بیت علیهم السلام - از جمله خمس- در نقاط متعدد سرزمین وسیع دنیای اسلام و رساندن آن با تمام سختی ها و مشقت ها بدست امامان معصوم، جای هرگونه انکاری را در وجوب فعلی خمس و لزوم ایصال آن به امام معصوم، مسدود ساخت. بخش سوم روایات متضافره ای بود که دلالت بر تحلیل خمس بر شیعیان داشت. باب 4 از ابواب انفال و دیگر ابواب خمس- که در جلسات گذشته مبسوطا گذشت- در وسائل الشیعه، منبع مشاهده روایات فراوان وارد در مقام تحلیل خمس می‌باشد. در برخی از روایات، سائل، تقاضای تحلیل غلات و تجارات و زمین و... را داشت که اگر مواردی چون غلات زمین را بتوان بر حقوقی چون انفال یا غنائم جنگی، حمل کرد اما در مورد تجارت، بی تردید سوال سائل از زکات یا انفال یا فیء و... نمی‌باشد بلکه سوال از حق خمس متعلق به امام است که سائل، تقاضای بخشش آن و تحلیل معاملات و تجارات و سود بدست آمده از آن را دارد.
باری در مورد تعارض بین روایات وجوب خمس با روایات تحلیل خمس از ابتدای تاریخ حدیث و فقه شیعه و بعد از عصر غیبت، سخن فراوان گفته شده و هریک از فقها و محدثان شیعه را به تکاپو برای پیدا کردن راه جمع بین روایات وجوب خمس با تحلیل آن، کشانده است. فهرست برخی از این راهها در این جلسه و جلسه آتی با نقدی گذرا به محضر دوستان تقدیم خواهد شد:
(نکته: تمام عبارات روایاتی که در این جلسه مورد استناد قرار می‌گیرد تفصیل متن آن در دو جلسه گذشته قابل مراجعه است لذا از آوردن متن آن روایات صرف نظر کرده و فقط به اشاره ای اکتفا می‌نماییم.)
راه اول: نقل شده از صاحب مراسم که در مقام جمع، روایات تحلیل را منحصر در تحلیل انفال و فیء دانسته و نسبت به خمس، روایات وجوب را ثابت می‌داند. از آنجا که تمام انفال و فیء تعلق به اهل بیت ع دارد و یک قلمِ انفال را میتوان تمام معادن و بسیاری از زمینهایی چون فدک دانست که بدون جنگ و خونریزی بدست مسلمانان افتاد و این زمینها هم در مدار استفاده مسلمانان و شیعیان بود، اهل بیت برای تسهیل امور شیعه، استفاده و تصرف ازین اموال را برای شیعه روا دانسته اند.
نقد راه اول: برخی روایات تحلیل خمس، عبارت «حقنا» و «نصیبنا» دارد که با اطلاق خود شامل انفال و فیء و خمس می‌شود. علاوه بر اینکه روایت مسمع بن عبد الملک در مورد تحلیل تجارت و میراث و هبه و... وارد شده بود که بی تردید ارتباطی به انفال ندارد و فقط باید حمل بر خمس و تحلیل خمس شود.
راه دوم: تحلیل توسط برخی ائمه علیهم السلام بصورت موقتی، مقطعی و به عبارتی حکم حکومتی و در تعبیر دیگری قضیه شخصیه یا خارجیه بوده است که راهی برای تبدیل آن به یک قضیه حقیقیه و دائمیه وجود ندارد. در جواز تحلیل شخصی هم شکی نیست چرا که نصف خمس یعنی سهم امام، ملک شخصی امام است و در مورد سهم سادات بر یک مبنا نیز تعلق به جایگاه امامت دارد و بر یک مبنا اگر چه ملک شخص سادات نیازمندست اما امام این ولایت را دارد که حق سادات را نیز در موارد خاص و بر اساس مصلحت مقطعی بر شیعه تحلیل کند.
نقد راه دوم: عبارات برخی از روایات تحلیل، تصریح بر دائمی بودن آن دارد و دست کم در عصر غیبت و قبل از ظهور امام زمان عج، تحلیل، امری ضروری و رایج بشمار آمده است. از جمله در روایات، غایت تحلیل با عباراتی چون«الی یوم القیامة» یا «أن یقوم قائمنا» یا «إلی أن یظهر امرنا» وارد شده و عباراتی چون«فلیبغ الغائب الشاهد» در دیگر روایات بر فراگیر بودن آن دلالت دارد. علاوه بر آنکه فلسفه و حکمت تحلیل، با شخصی بودن تحلیل سازگار نیست. تعلیل تحلیل در روایات، خلاصی شیعه از مال مشتبه و خبث مولد و پاکسازی مال و طهارت مولد می‌باشد، بلیه ای که اگر توسط ائمه ع تحلیل نشود، آتشش دامنگیر همه ابنای شیعه خواهد شد، لذا برای رفع این مشکل، تحلیل عامی برای تمام شیعیان در تمام دوران وارد شده است.
(قال المقرر: اینکه حضرت استاد و برخی از محققان با تمسک به تعلیلِ تحلیل یعنی طیب مولد، تعمیمِ تحلیل و عمومیت آن را در همه زمانها و در همه موارد خمس، استفاده کرده و از اینجهت در اقوال دیگر خدشه می‌نمایند جای بسی تامل دارد! چه آنکه پیشفرض تعلیل و تعمیم، آن است که بایسته و لازمست که ائمه ع راهی برای تحلیل فروج و طیب مولد در اختیار گذارند و ائمه ع لابد و ناگزیر از بخشش خمس هستند در حالیکه ممکن است امام معصومی به خاطر مصالحی از قبیل ضیق و تنگدستی اقتصادی شخصِ سائل یا زمانه مورد سوال و شیوع اموال امامت در دست شیعیان و یا جهل شیعه نسبت بدین حکم یا هر دلیل دیگری، نسبت به اباحه خمس، حکمی موقت صادر نماید و پس از رفع این مشکله و موانع و آگاهی تدریجی شیعه از اصل مساله و فروعات آن و تمکن از پرداخت و ایصال آن به امام معصوم یا وکلای اهل بیت، به گرفتن آن مبادرت نمایند و هرکس را که از دادن سرباز زند مستحق عقاب در قیامت و مشمول حرمت فروج و اموال در دنیا بدانند، طرفه آنکه استاد محترم بگونه ای به این تعلیل، تمسک می‌فرمایند که گویا امام زمان عج هم لابد از تحلیل آن هستند در حالیکه اگر بعد از ظهور، حکم خمس، معلوم و ادای آن مقدور همگان باشد، چه وجهی بر تحلیل هست؟ اساسا آیا تحلیل یا عدم آن، حق امام هست که در زمانی آن را تجویز و در زمانی آن را تحریم نماید؟)
راه سوم: از صاحب معالم فرزند شهید ثانی در کتاب فقهی وی به نام منتقی الجمان نقل شده است که تحلیل، مختص خمس ارباح مکاسب است ولی سایر موارد خمس چون معدن و غنیمت و کنز و... بر ثبوت خود باقیست. برخی گزارشهای تاریخی نیز میتواند موید این قول باشد چرا که خمس ارباح مکاسب را خمسی موقتی و بر اساس ضرورتهای زمانه میداند که به خاطر عدم دسترسی ائمه ع به بودجه های حکومت اسلامی از جمله زکات و... برای مدت کوتاهی و بعد از زمان امام صادق علیه السلام جعل شده است، بنابر این قول، خمس ارباح مکاسب، مال شخصی امام بوده و بسان دیگر موارد خمس، ربطی به سادات ندارد.
نقد راه سوم: اولا در برخی از روایات، تحلیل در مورد فیء و انفال وارد شده است و ربطی به خمس ارباح مکاسب ندارد، ثانیا تعلیل تحلیل به طیب مولد و خورد و خوراک، اختصاصی به خمس ارباح مکاسب ندارد بلکه در دیگر موارد خمس اگر تحلیل صورت نگیرد، مشکله خبث مولد و حرمت طعام وجود دارد مثلا زنانی که حتی در زمان امام هادی علیه السلام از سرحدات سرزمین کفر وارد کشور اسلام گردید و مسلمانان به خرید و فروش آن می‌پرداختند- مثل حضرت نرجس خاتون و داستان خرید آن بانوی بزرگوار- از مشکله تعلق خمس در امان نبودند و اگر تحلیل توسط ائمه ع صورت نمی‌گرفت تمتع و استیلاد و فرزندان و... همگی متعلق حق امام بوده و مواجه با حرمت بود.
ثالثا ادعای شگفتی که در پایان کلام مبنی بر موقتی بودن خمس ارباح مکاسب و جعل موقتی آن مبتنی بر نیازهای زمان بیان شد اول الکلام است، چرا که با مروری گذرا بر روایات وارده در خمس ارباح مکاسب، مشاهده می‌شود که ائمه ع در تشریع خمس ارباح مکاسب به آیه خمس استشهاد کرده و ارباح مکاسب را از مصادیق غنمیت در آیه خمس دانسته اند و در مقام تفسیر غنیمت در آن آیه، بحث خمس ارباح مکاسب را مطرح کرده اند در حالی که حکومتی یا ولایی بودن خمس ارباح مکاسب، منافات با این استناد دارد.
راه جمع چهارم از مرحوم مجلسی: تحلیل ناظر به اموال یا جاریه خارجی است تا مکلف بتواند در آن تصرف بوجه مشروع داشته باشد اما تحلیل در اموال خارجی، بدان معنا نیست که اصل خمسِ آن مال یا جاریه بکلی بخشیده شود، بلکه امام این فرصت را در اختیار سائل قرار داده که با برعهده گرفتن خمس آن مال یا جاریه در ذمه خود، خمس آن را در زمان تمکن، به امام برساند.(مثل روایت مسمع بن عبد الملک در مورد اموال بدست آمده از غوص) لذا ادله وجوب و استمرار خمس، در جای خود ثابت و با ادله تحلیل، نفی و انکار نمی‌شود.
نقد این راهکار: با احترام به شان و جایگاه مرحوم علامه مجلسی باید پرسید ادعای تحلیل مال خارجی و انتقال خمس به ذمه مکلف از کجای روایات استفاده شده است؟ در حالیکه گفته شد روایات تحلیل، استمراری و دائمی تا روز قیامت یا دست کم تا زمان قیام امام زمان عج است و چه ربطی بین تحلیل دائمی با تبدیل خمس به ذمه وجود دارد؟!!
راه جمع پنجم: ادله تحلیل، منافاتی با ادله وجوب خمس ندارد بلکه از روایات تحلیل چنین استفاده می‌شود که ائمه علیهم السلام در مئونه ای که از خمس استثنا شده، توسعه داده و مواردی فراتر از تشخیص عرفی مئونه را به عنوان مئونه بشمار آورده و از دادن خمس در آن مصادیق و موارد از باب مئونه، چشم پوشی نموده اند همچنان که در زکات مواردی چون حج و صدقه و هبه به عنوان هزینه های ضروری فقرا بشمار آمده و استفاده از زکات در آن موارد، تجویز شده بود.
نقد این راهکار: تحلیل در مواردی چون تحلیل فروج و تزویج صادر شده است که ربطی به مئونه ندارد؟(!)

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo