< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد اشرفی

95/06/29

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: مفهوم غایت/مفاهیم

بحث در مفهوم غایت بود.

به خوبی روشن است در آیات و روایات الفاظی که افاده غایت نماید زیاد وارد شده است. مانند فاغسلوا وجوهکم وایدیکم الی المرافق[1] و مانند اتموا الصیام الی اللیل[2] و الماءٍ کله طاهر حتی تعلم انه قذر[3] و... طبعاً نزاع شده که آیا حکم مغیی با حصول غایت به انتها می‌رسد و مفهوم دلالت بر نفی حکم از مابعدالغایه دارد یا خیر؟

دیروز عرض شد گاهی بحث در مقام ثبوت است و گاهی در مقام اثبات .

در ارتباط با مقام ثبوت عرض شد که تارةً ممکن است قید برای موضوع باشد و اُخری ممکن است قید برای متعلق باشد و ثالثةً ممکن است قید برای اصل حکم باشد.

مثال اول آیه وضوست، فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق که مسلم و به اتفاق شیعه و سنی قید مرفق برای موضوعِ غسل که ید باشد هست. ید را باید شست تا کجا؟ الی المرافق. و اما اینکه آیا این الی قید برای غسل هم هست که عامه قائلند یا خیر، فعلاً مورد بحث ما نیست. و همینطور است الی الکعبین که قید برای رِجل است.

اما مثال قید برای متعلق آیه شریفه صیام است که میفرماید اتموا الصیام الی اللیل؛ روزه تا شب واجب است یا می‌فرماید کلوا و الشروبوا حتی یتبین الخیط الابیض الی الاسود...

و اما قید برای اصل حکم مانند الماءٍ کله طاهر حتی تعلم انه قذر، که طهارت ماء مقید به علم به نجاست گردیده. در این قسم به خوبی روشن است که حکم در ما بعدالغایه موجود نباشد والا لازم می‌آید غایت لغو باشد. کمااینکه در مفهوم شرط گفته شد که چون شرط قید برای حکم است دارای مفهوم است. بلکه دلالت غایتِ حکم، اقوی از دلالت جمله شرطیه بر انتفاء جزاء عند انتفاء الشرط است.

بنابراین اگر قید، قید موضوع یا متعلق باشد مثل چنین قیدی مثل وصف است که در جلسات گذشته به عرض رسید که اگر وصف، وصف موضوع یا متعلق باشد، دلالت بر انتفاء سنخ حکم از مابعد وصف نمی‌کند.

بنابراین قید موضوع یا متعلق اگرچه دلالت بر اینکه مطلق ماهیت موصوف مراد نیست دارد لکن دلالت بر انتفاء حکم مطلقا از ماسوای قید نخواهد داشت[4] .

این به حسب عالم ثبوت بود.

اما به حسب عالم اثبات و ظهور عرفی چطور؟ یعنی در صورت شک در اینکه قید قید موضوع است یا قید متعلق است یا قید حکم، مرجع کدام است؟

در پاسخ عرض می‌کنیم اگر قرینه ای مانند ظهور و مانند آن در میان بود که به همان اخذ می‌شود اما اگر در دلیل ابهام وجود داشت تاره حکم به صورت هیئت است مانند اکرم الرجل حتی الزوال لامحاله قید حتی یا الی راجع به حکم نیست زیرا مفاد هیئت مفاد حرفی و آلی است و حال آنکه تقیید نیاز به لحاظ استقلالی دارد و مفاد حروف قابل برای استقلال نیستند. این فرمایش مرحوم نائینی است.

استاد: این فرمایش مرحوم نائینی مبتنی بر همان مبنایی است که ایشان در مقام فرق بین حرف و اسم اتخاذ نمودند، بخلاف مرحوم آخوند که فرمودند به این لحاظ فرقی بین اسم و حرف وجود ندارد. مرحوم استاد خویی هم اگرچه فرمایش مرحوم آخوند را خیلی متجه ندانستند، اما این جهت را منکرند که مفاد هیئات مفاد حرفی است و قابل برای تقیید نیست، بلکه ایشان می‌فرمایند: هیئات اعتبار و مبرز از ما فی‌الضمیرند منتهی در اخبار حکایت است و در انشائیات حکایت نیست، بلکه همان مافی‌الضمیر با لفظ انشاء می‌شود. فلذا انشائیات هم قابل برای تقییدند، زیرا اعتبار مولا گاهی مطلق است و گاهی مقید، یعنی گاهی می‌فرماید ایهاالعبد لا یجوز اکرام عدوی(به صورت خبر)، و گاهی می‌فرماید: ایهاالعبد اجلس الی الزوال(به صورت انشاء). بنابراین مانعی ندارد که قید برای هیئت باشد و حکم را مقید نماید؛ اما در عین حال ما نیز با مرحوم استاد نائینی موافقیم که اگر بنا شد که دوران امر بین رجوع قید به ماد یا حکم که مفاد هیئت است باشد، قید رجوع به هیئت ننماید، زیرا خلاف ظاهر است، بنابراین اگر شک کردیم که "حتی" یا "الی" قید حکم است یا قید متعلق، می‌گوییم قید برای حکم نخواهد بود زیرا خلاف ظاهر است، فلذا دلالت بر انتفاء حکم از مابعد غایت نمی‌کند.

بله اگر مفاد حکم به صورت ماده بود مثل اینکه مولا بفرماید یجب الجلوس الی الزوال، در اینجا، هم ممکن است قید برای متعلق یعنی جلوس و هم ممکن است برای وجوب یعنی حکم باشد، فلذا اصبح اللفظ مجملا[5] .

مفهوم حصر.

آیا حصر دلالت بر مفهوم دارد یا خیر؟

در این جهت بحثی نیست که اگر جمله ای متکفل ادات حصر بود دلالت بر انتفاء حکم عن‌ غیر مدخول دارد، انما الکلام در ادات حصر است که یکی کلم "الّا" است و دیگری کلمه "انّما" است.

بررسی کلمه الّا.

الّا گاهی به معنای غیر است مانند القوم الّا زیدا جائنی یعنی القوم غیر زید جائنی، که در اینصورت حال الّا حال وصف است و گفتیم وصف دلالتی بر انتفاء عند انتفاء ندارد.

اما اگر الّا در مقام استثناء بکار رفت در اینصورت ظهور در انتفاء حکم از مابعد الا در جمله اثباتیه و اثبات حکم در مابعد الا در جمله منفیه خواهد داشت. حال آیا این دلالت بالمنطوق است یا بالمفهوم این دیگر خیلی در اصل مطلب تاثیر ندارد و فقط مهم آن است که از الّای استثنائی حصر قابل استفاده است[6] .


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo