< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله -

کتاب الصلاة

جلسه 11

بسم الله الرحمن الرحیم

گفته شده است که قیام متصل به رکوع از ارکان است و اگر کسی به آن خللی وارد کند نمازش باطل می شود. ما باید ببینیم که آیا قیام متصل به رکوع وجود دارد یا اینکه نه بلکه قیام متصل به رکوع همان رکوع است.

یک احتمال این است که رکوع همان هیئت انحنائیه باشد همانند سجده که به هیئتی که فرد سرش را بر سجده می گذارد اطلاق می شود و فعلی که این انحناء را ایجاد می کند در ماهیت رکوع دخالتی نداشته باشد. بنابراین امر به رکوع کردن یعنی آن هیئت را ایجاد کنید و بدیهی است که اگر فرد ایستاده است مقدمتا باید خم شود و خود را به آن هیئت برساند ولی اگر فرد منحنی باشد ولی هنوز به حد رکوع نرسیده باشد باید بعد از امر به رکوع کمی خم تر شود تا رکوع محقق شود هکذا اگر کسی نشسته باشد و بخواهد رکوع را ایجاد کند می تواند خم شده بلند شود تا رکوع محقق شود و واضح است که این انحناء باید به گونه ای باشد که پاها به حالت ایستاده باشد و از کمر خم شده باشد. بله اگر کسی نتواند رکوع بکند حالت رکوع در حالت جلوس هم یک مرتبه ای از رکوع است کما اینکه ایماء به رکوع هم یک نوع رکوع است ولی در هر حال آنچه او انجام می دهد رکوع نیست بلکه عملی است که قائم مقام رکوع است.

احتمال دیگر این است که رکوع عبارت از همان هیئت است ولی نه هیئتی که پاها قائم باشد بلکه مراد از رکوع هیئتی است که حتی کسی که به دلیل عذر در حالت نشسته رکوع می کند آن هم داخل در رکوع باشد. به این معنا که هر دو هیئت عبارت از رکوع است. بله به هر حال رکوع عبارت از این نیست که از حالت قیام و یا نشستن کامل به رکوع برویم بلکه رکوع عبارت از تحصیل همان هیئت است و حرکت به سمت رکوع مقدمه ی آن می باشد. (فرق این قسم با سابق این است که در سابق رکوع فرد نشسته رکوع نبود بلکه قائم مقام رکوع بود ولی در این احتمال همان حال انحناء رکوع است و رکوع فرد نشسته هم رکوع می باشد)

احتمال دیگر این است که در ماهیت رکوع ایجاد انحناء و خم شدن دخالت دارد و به عبارت دیگر خم شدن و به رکوع رسیدن با هم رکوع را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، ماهیت رکوع خم شدن و رفتن به سمت رکوع کافی است ولی دیگر لازم نیست از حالت ایستاده کامل به رکوع بروند. در این احتمال هم قیام قبل از رکوع در ماهیت رکوع دخالت ندارد.

احتمال دیگر این است که ماهیت رکوع عبارت است از اینکه انسان از حالت قیام کامل (اگر ایستاده نماز می خواند) و یا از حالت صاف نشستن (در نماز نشسته) به سمت رکوع رود. به عبارت دیگر ماهیت رکوع می گوید که باید از حالت انتصاب قیامی و یا جلوسی به رکوع رفت.

احتمال دیگر این است که ماهیت رکوع عبارت است از اینکه از حالت انتصاب قیامی به رکوع برود حال اگر از حالت انتصاب جلوسی به رکوع برود این کار ملحق به رکوع است ولی خود رکوع نیست.

در این فرض اخیر باید دید که آیا تصور دارد که علاوه بر رکوع ما چیز دیگری داشته باشیم که آن جزء یا رکن رکوع باشد. به عبارت دیگر اگر رکوع عبارت باشد از حالت قیام به سمت رکوع رفتن و به آن انحناء خاص رسید و همه با هم رکوع باشد و آیا معنا دارد که ما قیام متصل به رکوع را هم به آن ضمیمه کنیم و بگوئیم که علاوه بر وجوب رکوع و رکنیت و جزئیت رکوع آن هم به عنوان چیز جدایی واجب باشد و آیا امکان دارد که آن قیام را که جزء ماهیت رکوع است که اگر نباشد رکوع محقق نیست آیا می شود که آن قیام علاوه بر جزئیت رکن هم باشد؟ آیا معقول است که شیء واحد (قیام قبل از رکوع) هم جزء باشد (زیرا قیام جزء ماهیت رکوع است) و هم خود رکوع باشد. واضح است که این کار معقول نیست.

با این بیان رکوع عبارت است از حالت انتصاب قیامی تا حد انحناء خاص رفتن و دیگر چیز دیگری به نام قیام متصل به رکوع نداریم که علاوه بر ماهیت رکوع آن هم وجوب جداگانه داشته باشد. مگر اینکه کسی بگوید که قیام متصل به رکوع عبارت از این است که فرد باید قبل از حالت ایستادنی که به سمت رکوع می رود کمی بایستد و آن قیام متصل به رکوع حساب شود.

حال اگر علماء می گویند که قیام قبل از رکوع رکن است ناچارا باید بگویند که رکوع بعد از قیام و هنگامی که به سمت رکوع می رود آغاز می شود و خود قیام داخل در ماهیت رکوع نیست.

معنای لغوی رکوع: رکوع در لغت به معنای انحناء است و رکع الشیخ یعنی آن فردی بر اثر پیری منحنی شده است بنابراین همان حالت انحناء رکوع نام دارد حتی اگر نتواند از حالت قیام به رکوع برود مثلا کسی که همیشه مجبور است بایستد و اصلا به دلیلی نتوانم خم شود هم همیشه قائم است هکذا کسی که نتواند اصلا بایستد او همیشه منحنی و در حالت رکوع است. از این رو از حالت ایستاده و انتصاب به رکوع رفتن در ماهیت لغوی رکوع شرط نیست.

حال باید دید که آیا ماهیت رکوع در عرف شرع غیر از معنای لغوی آن است یا نه زیرا چه بسا متشرعه در مقام رفع تکلیف باشند و از این جهت بگویند که باید از حالت قیام به رکوع رود.

بنابراین اگر کسی از غیر حالت انتصاب به رکوع برود همه می گویند که او رکوع را به جا آورده است از این رو عمل او رکوع است و حرکت از حالت انتصاب در آن شرط نیست بنابراین قیام متصل به رکوع به معنای همان ایستادن قبل از رکوع است و دیگر اشکال عقلی به آن بار نمی شود و باید به سراغ دلیل وجوب آن برویم که آیا آن هم واجب رکنی است یا نه که اگر رکن نباشد کسی که به هر شکلی آن حالت انحناء را به جا آورد رکوع را انجام داده است و بعد که متوجه شود قیام را انجام ندادهاست نمازش اعاده ندارد. (بله اگر قیام جزء رکوع بود با ترک آن چون رکوع ناقص است نمازش باید اعاده داده باشد.)

ظاهر این است که شارع در رکوع معنای خاصی را جعل نکرده است از این رو همان انحناء خاص رکوع است. در هر حال باید دلیل وجوب قیام متصل به رکوع بررسی شود.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo