< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله -

کتاب الصلاة

جلسه 13

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر کسی نسیانا تکبیرة الاحرام را ترک کند حال گاه قبل از رکوع متوجه می شود و گاه بعد از نماز و گاه از روی نسیان ترک می کند و گاه از روی جهل. ابتدا باید دید که بر حسب قواعد اولیه حکم آن چگونه است و بعد باید ببینیم که قاعده ی لا تعاد و حدیث رفع چه چیزی اقتضا می کند.

اقتضای قواعد اولیه این است که نماز بدون آن صحیح نیست. ولی با توجه به قاعده ی لا تعاد در ابتدا می بینیم که تکبیرة جزء پنج مورد استثناء شده نمی باشد از این رو نماز بدون تکبیرة الاحرام باید صحیح باشد و اعاده نداشته باشد. اطلاق لا تعاد اقتضا می کند که بجز صورت اخلال عمدی، سایر چیزها چه از باب جهل به حکم و یا موضوع باشد و یا نسیان به حکم و موضوع و یا خطا و سایر چیزها در هر جزئی از نماز که باشد اخلال به آن موجب بطلان نماز نمی شود.

مطابق حدیث رفع هم به دلیل رفع نسیان، رفع ما لا یعلم و رفع خطا اقتضا این است که نماز صحیح باشد.

اما به حسب روایاتی که در باب تکبیرة الاحرام وارد شده است یکدسته از آنها تعبیرشان تکبیرة الاحرام است و بعضی دیگر به (تکبیرة الاستفتاح) تعبیر کرده اند، مثلا در بعضی روایات آمده است (لا تفتتح الصلاة الا بتکبیر) و در بعضی دیگر آمده است (تکبیرة الاحرام مفتاح الصلاة) و در بعضی دیگر آمده است (لا صلاة الا بتکبیرة الاحرام.)

تعبیر به افتتاح (لا یفتتح الصلاة الا بتکبیرة الاحرام) و سایر تعبیرات مشابه همانند (تکبیرة الاحرام مفتاح للصلاة) بیانگر این است که تا این مفتاح و کلید نباشد درب نماز باز نمی شود و اصل نماز محقق نمی گردد. افتتاح هم به همین معنا است یعنی اگر در بسته باشد انسان نمی تواند وارد شود و حتما باید درب باز شود و تکبیرة این درب را باز می کند.

تعبیر به تکبیرة الاحرام هم به این معنا است که فرد در حریم صلاة وارد نمی شود مگر این تکبیر ذکر شود همانند تلبیه در مورد احرام که تا گفته نشود فرد، محرم نمی شود در حریم حج وارد نمی گردد.

حال لا تعاد می گوید که نماز را در صورت اخلال به غیر آن پنج مورد لازم نیست اعاده کرد ولی این روایات می گوید که اصلا بدون تکبیرة نمازی وجود ندارد. به عبارت دیگر فرق است بین اینکه فرد تکبیرة را گفته باشد و در نماز وارد شده باشد بعد جزئی همانند حمد را ترک کند و بین اینکه اصلا وارد نماز نشده باشد اگر او تکبیر را نگوید و کل نماز را بدون هیچ کم و کاستی بخواند او اصلا نماز نخوانده است و او اصلا از اول وارد نماز نشده بود که آن اجزاء و شرایط جزء نماز محسوب شود.

بنابراین تعبیرات وارده در مورد تکبیرة الاحرام بر لا تعاد مقدم است و اگر کسی به دلیل عمد یا سهو و یا جهل به موضوع و حکم و یا نسیان و یا هر عذر دیگری تکبیره را ترک کند اصلا وارد نماز نشده است.

اما نسبت به حدیث رفع نیز می توانیم بگوئیم که حدیث رفع، رفع تعبدی است و از باب اماره نمی باشد. حال اگر کسی نسیانا تکبیر را نگوید و ما بگوئیم که تکبیره به دلیل حدیث رفع، رفع شده است ولی به هر حال او وارد نماز نشده است. از این رو حدیث رفع اصلا به کار نمی آید. به عبارت دیگر جزئیت تکبیرة الاحرام با بقیة اجزاء و شرائط نماز فرق دارد زیرا این جزء، جزئی است که اصل نماز با آن محقق می شود. بله اگر اماره ای بود و می گفت که با خلل به تکبیرة الاحرام طرف وارد نماز شده است می شد به آن تمسک کرد ولی حدیث رفع اماره نیست.

بنابراین مطابق قواعد اولیه ثابت شد که با اخلال به تکبیرة الاحرام باید نماز باطل باشد و ان شاء الله در جلسه ی بعد روایات خاصه را باید بررسی کنیم.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo