< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله -

کتاب الصلاة

جلسه 14

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتیم که بر حسب قاعده و با قطع نظر از روایات خاصه اگر کسی تکبیرة الاحرام را ترک کند، چه عمدا و یا سهوا و یا غیر آن نمازش باطل است و باید اعاده کند.

اکنون به بررسی روایات خاصه می پردازیم.

یک دسته از روایات مطلقاتی است که در باب نسیان تکبیرة الاحرام وارد شده است که به حسب اطلاقش دلالت دارد که اگر انسانی فاتحة الکتاب را بخواند و تکبیره را فراموش کند باید نمازش را اعاده کند.

باب 2 از ابواب تکبیرة الاحرام

ح 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّجُلِ يَنْسَى تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحِ قَالَ يُعِيدُ

ح 3: عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ أَقَامَ الصَّلَاةَ فَنَسِيَ أَنْ يُكَبِّرَ حَتَّى افْتَتَحَ الصَّلَاةَ قَالَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ

ح 2: عَنْ فَضَالَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي الَّذِي يَذْكُرُ أَنَّهُ لَمْ يُكَبِّرْ فِي أَوَّلِ صَلَاتِهِ فَقَالَ إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يُكَبِّرْ فَلْيُعِدْ وَ لَكِنْ كَيْفَ يَسْتَيْقِنُ اطلاق این روایات دلالت دارد بر اینکه اگر کسی تکبیرة الاحرام را فراموش کند چه قبل از رکوع باشد، چه بعد از رکوع و یا در حالات دیگر نماز و یا حتی بعد از نماز در هر حال نمازش باطل است و باید آن را اعاده کند.

در مقابل این روایات صحیحه ی حلبی است:

ح 9: عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُكَبِّرَ حَتَّى دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ أَ لَيْسَ كَانَ مِنْ نِيَّتِهِ أَنْ يُكَبِّرَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ ظاهر این روایت دلالت دارد که اگر تکبیرة الاحرام را فراموش کند و بعد که وارد نماز است یادش بیاید چون از اول این نیت را داشت که تکبیرة الاحرام را بگوید نمازش صحیح است.

حال آیا عبارت (فَقَالَ أَ لَيْسَ كَانَ مِنْ نِيَّتِهِ أَنْ يُكَبِّرَ) این است که صرف نیت به گفتن تکبیرة الاحرام کافی است کما اینکه از عامه نقل شده است که آنها به این هستند که نیت تکبیرة الاحرام از گفتن خود تکبیرة کفایت می کند (شاید فقط در موقع نسیان این را بگویند)؟

روایات مطلقات می گفت که کسی که تکبیرة الاحرام را فراموش کرده است باید نماز را در هر حال که باشد اعاده کند و اطلاق آن نیت تکبیره و عدم آن را شامل می شد ولی این روایت می گوید که اگر نیت تکبیرة الاحرام را کرده باشد نمازش صحیح است.

این روایت اخص است و باید بتواند آن مطلقات را مقید کند ولی بعضی اشکال کرده اند که این روایات نمی تواند مطلقات را تخصیص بزند زیرا لازمه ی آن این است که مطلقات را بر فرد نادر حمل کنیم زیرا بسیار کم اتفاق می افتد که کسی از ابتدای نماز نیت تکبیرة الاحرام را نداشته باشد از این آن مطلقات اگر فقط صورتی را شامل شود که فرد از اول نیت تکبیره را نداشته است از باب حمل بر فرد نادر می باشد.

به نظر ما می توان از این اشکال جواب داد جاهل به حکم و موضوع و یا ناسی به حکم و موضوع و یا کسی که غافل است و امثال آن همه اسبابی است که انسان به موجب آن تکبیرة الاحرام را ترک می کند از این رو چه بسا زیاد اتفاق بیفتد که انسان تکبیرة را ترک کند و نیت آن را هم نداشته باشد. این گونه نیست که همه حکم نماز را بدانند و هیچ کسی غفلت و اشتباه نکند و امثال آن از این اگر روایت اخیر مخصص مطلقات باشد تخصیص اکثر لازم نمی آید.

بله این روایت موافق عامه است ولی دلیل نمی شود که هر چه که مخالف عامه است را باید ترک کنیم. بحث مخالفت با عامه در موقعی است که بیان روایات تعارض واقع شود و ما جمع عقلائی هم نداشته باشد که مخالفت با عامه یکی از مرجحات است. ولی با بیان که مطرح کردیم این روایت به راحتی می تواند مطلقات را تخصیص بزند و به راحتی به روایات مطلق جمع می شود از این رو موافقت آن با عامه ضرری نمی زند.

اشکال دیگری که مطرح شده است این است که در روایات تکبیرة الاحرام خواندیم که روایاتی که می گوید تکبیر از باب افتتاح نماز است و بدون آن اصلا نماز شروع نمی شود حال با توجه به آن روایات آیا باز می توان گفت که در جائی که فرد فراموش کرده است تکبیره را بگوید نیت تکبیرة الاحرام کافی است؟

اگر بگوئیم که لسان روایاتی که می گوید مفتاح نماز تکبیره است و افتتاح نماز به تکبیرة الاحرام حاصل می شود و یا با تکبیره است که فرد محرم به نماز می شود و امثال اگر قائل شویم که لسان این روایات زیرا بعید است که آنها را بتوان تقیید کرد در این صورت بین این دو دسته روایات تعارض برقرار می شود. که البته روایات مطلقه مطابق سنت و کتاب است و شهرت هم با آنها است و مخالف عامه هم می باشد.

اشکال دیگر این است که عبارت (فَقَالَ أَ لَيْسَ كَانَ مِنْ نِيَّتِهِ أَنْ يُكَبِّرَ) و راوی می گوید نعم ظهور در این دارد که بله من نیت نکرده بودم نه اینکه راوی بگوید نیت کرده بودم از این رو در قرآن در عبارت (ا لست بربکم قالوا بلی) می گویند که اگر گفته بودند (نعم) همه کافر شده بودند. از این رو این روایت مخالف عامه است زیرا عامه می گوید که اگر نیت کرده باشد همان نیت به جای تکبیرة الاحرام حساب می شود ولی در این روایت که راوی در آن می گوید (نعم) و معنایش این است که حتی نیت تکبیرة الاحرام را نداشته است و امام علیه السلام با این فرض می گوید که نمازش صحیح است از این رو این روایت مخالف عامه می شود. ما هم سابقا گفتیم که نیت نماز دلیل نمی شود که فرد نیت تکبیرة الاحرام را هم داشته باشد. بله وقتی انسان نیت نماز دارد و می بیند که نماز موقوف است بر اینکه تکبیرة الاحرام هم گفته شود در این حال یک تصور و تصدیق دیگری در مورد جزئیت تکبیرة الاحرام و افتتاح نماز به تکبیره حاصل میشود از این رو تکبیرة الاحرام را هم می گوید.

مثلا کسی که اراده می کند که به حرم مطهر مشرف شود با صرف اراده ی رفتن به حرم نمی تواند گام بردارد و به سمت حرم برود ولی وقتی می بیند که رفتن به حرم متوقف بر این است که گام بردارد در این حال یک تصور و تصدیق دیگری حاصل می شود و اراده هم بر اساس آن بر گام برداشتن تعلق می گیرد. به بیان دیگر اراده ی حرم رفتن و اراده بر گام برداشتن دو چیز است و گام برداشتن با اراده ی اول حاصل نمی شود و حتی هر قدم از اقدام به تنهایی متعلق به یک تصور و تصدیق و یک اراده است ولی از آنجا که آنها بسیار سریع در ذهن عبور می کنند انسان تصور می کند که فقط همان اراده ی اول باقی است و حال آنکه چنین نیست و فقط او از اراده های بعدی غافل است. در نماز هم اراده ی نماز با اراده ی تکبیرة الاحرام متفاوت است و هرگز از اراده ی نماز، تکبیرة الاحرام متمشی نمی شود. همچنین اراده ی ساختن ساختمان اراده ی خرید آجر و سایر مصالح نیست و هکذا. بنابراین در اراده ی نماز فرد باید تکبیرة الاحرام را نیز اراده کند.

خلاصه آنکه نعم حرف تصدیق است و علامت این است که او حتی نیت تکبیرة الاحرام را هم نداشته است

بله شاید بتوانیم از روایت استفاده کنیم که فرق است بین جایی که فرد در حالت نماز قرار گرفته باشد ولی و نیت تکبیرة الاحرام را کرده باشد و بعد از ذهنش برود که تکبیره را بگوید که در این حال نماز باطل باشد زیرا او نیت تکبیره را کرد ولی از عبارت نعم در روایت استفاده می شود که فرد نیت تکبیره را نکرده است از این در فرض مزبور که فرد نیت تکبیره را کرده است و بعد فراموشش شده است نمازش باطل باشد.

ولی اگر فرد به دلیل جهل به موضوع و یا نسیان اصلا نیت تکبیره را نکرده باشد و نماز را شروع کرده باشد نمازش صحیح باشد.

تفسیر دیگر این است که (نعم) به معنای تصدیق نباشد بلکه مانند (بلی) باشد یعنی بله در نیت او بود که تکبیرة الاحرام را بگوید و امام هم فرموده باشد که نمازش صحیح است با این بیان این روایت مطابق عامه می شود.

در نهایت می گوئیم که معلوم نیست که مراد از (نعم) تصدیق است و یا به معنای (بلی) است از این رو روایت مجمل می شود و نمی توان به آن عمل کرد زیرا احتمال اینکه مراد از (نعم) تصدیق است یا نه موجب می شود که در روایت دو احتمال متناقض وجود داشته باشد و نمی تواند از باب جمع بین الامرین باشد و بر این اساس این روایت نمی تواند مقید مطلقاتی باشد که می گوید اگر کسی تکبیرة الاحرام را فراموش کند مطلقا نمازش باطل است.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo