< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله -

کتاب الصلاة

جلسه 18

بسم الله الرحمن الرحیم

     گفتیم در تکبیرة الاحرام زیادی قابل تصور نیست (نه زیادی سهوی و نه زیادی عمدی) گفتیم اصلا امکان ندارد کسی بتواند عمدا قصد زیادی تکبیرة الاحرام را نیت کند زیرا معقول نیست کسی نیت کند دوبار وارد نماز شود. بنابراین اگر کسی سهوا هم تکبیرة الاحرام را قصد کند دومی تکبیرة الاحرام نمی باشد زیرا تکبیرات همه در صورت با هم متفق هستند ولی ماهیت تکبیرة الاحرام عبارت از ماهیتی است که با آن نماز افتتاح می شود و از این لحاظ با تکبیر رکوع و سجود و دیگر تکبیرات واقع در نماز متفاوت می شود بنابراین اگر کسی غفلتا دوباره تکبیرة الاحرام را قصد کند و بعد از گفتن یک تکبیرة غافل شود و یک تکبیره ی دیگر بگوید در این حال او چون وارد نماز شده است امکان ندارد که دومی موجب دخول دوباره در نماز شود. شارع مقدس تکبیره را وسیله ای برای افتتاح نماز قرار داده است و من که این افتتاح را انجام داده ام و وارد نماز شده ام دیگر چگونه می توانم دوباره وارد شوم مثلا من که الان وارد خانه شدم چگونه می توانم در حالی که داخل هستم دوباره داخل شوم از این رو دو تکبیر برای افتتاح امکان ندارد هرچند امکان دارد من صد تا تکبیر بگویم ولی فقط اولی افتتاح است. همچنین کسی که در حج لبیک گفته است و محرم شده است دیگر معنا ندارد که باز لبیک بگوید و دوباره محرم شود. (قبلا مفصلا بحث کردیم که مثلا در رکوع این امکان هست که یک فرد چند بار آن را انجام دهد ولی در شروع نماز که تکبیره است و هکذا در اختتام نماز که سلام است این زیادی معنا ندارد)

حال که تکرار در تکبیره امکان ندارد باید بحث کنیم که آیا زیادی تکبیره مضر است یا نه. به این معنا که چیزی که تکبیرة الاحرام نمی تواند باشد اگر تکرار شود آیا موجب بطلان نماز می شود یا نه.

بحث دیگری که مطرح می شود ولی ظاهر الفساد است این است که تکبیره ی دوم این صلاحیت را دارد که اگر اول نماز واقع می شد تکبیرة الاحرام باشد حال ما یکون صالحا ان یکون تکبیرة الاحرام آیا گفتنش مضر است یا نه؟

     همان طور که گفتیم این فرض بحثی ندارد زیرا تکبیره ی رکوع هم صلاحیت دارد که اگر اول نماز بود تکبیرة الاحرام باشد که واضح است وجود این وصف موجب نمی شود که این تکبیرة با تکرار موجب بطلان نماز شود.

همان طور که گفتیم می توان در نماز دو رکوع انجام داد و افتراء انجام این دو را به شرع نسبت داد ولی این افتراء در تکبیرة الاحرام وجود ندارد زیرا دو افتتاح اصلا امکان ندارد تا کسی این کار را انجام دهد و به شرع هم نسبت دهد زیرا بعد از تکبیره ی اول هر چه انسان به نیت تکبیرة، تکبیرة الاحرام بگوید همه لغو است.

     با این بحث ها اینکه اجماع واقع شده است که تکبیرة الاحرام رکن است و بعد هم اجماع واقع شده است که رکن آن است که زیاده و نقیصه اش موجب بطلان نماز است. اگر این دو اجماع وجود داشته باشد عقلا مخصوص به سایر ارکان می باشد زیرا عقلا زیاده در تکبیرة الاحرام محال است.

نقول: گفتیم ادله ی تکبیرة الافتتاح بر لا تعاد مقدم است زیرا موضوع لا تعاد صلاة است و ادله ی تکبیرة الافتتاح می گوید قبل از تکبیرة الاحرام هنوز نمازی محقق نشده است. این گفتار نسبت به نقیصه ی تکبیرة الاحرام صحیح است ولی در زیاده ی تکبیرة الاحرام نه. زیرا اگر فرض کنیم که عنوان زیاده ی تکبیرة الاحرام در نماز قابل تصور است و بگوئیم نماز می تواند زیاده داشته باشد در این حال می گوئیم لا تعاد، زیاده ی عمدی را شامل می شود (و واضح است که زیاده ی سهوی را بدون شک شامل می شود) زیرا زیاده در نظر عرف عقلاء مضر به نماز نیست و ما احتمال می دهیم که به حسب شرع مضر باشد و چون این احتمال را می دهیم باید ببینیم که دلیل بر مضر بودن زیادی قائم است یا نه و لا تعاد می گوید زیادی در تکبیر، سجده، رکوع و همه در مستثنی منه لا تعاد واقع می شود و همه صحیح است. دلیل لا تعاد از زیاده انصراف ندارد بلکه از نقیصه انصراف دارد یعنی اگر کسی نماز را بخواند و عمدا چند جزء را رها کند حدیث لا تعاد که می گوید اگر در نماز به غیر آن پنج چیز ضرر وارد شود اعاده ندارد از این ترک های عمدی انصراف دارد ولی نسبت به زیادی اجزاء انصراف ندارد یعنی زیادی عمدی مانعی ندارد. حدیث رفع هم در زیادی نماز سخنی برای گفتن ندارد.

نکته ی دیگر این است که مثلا اجماع واقع شده است که فلان چیز رکن است. حال باید ببینیم که رکن به چه معنایی است. رکن به معنای چیزی است که قیام شیء به اوست مثلا رکن منزل دیوار و ستون خانه است زیرا سقف و امثال آن قائم به اوست و رکن در لغت به معنای جزء اعظم است. حال اگر اجماع قائم شود بر اینکه فلان چیز رکن است که اگر اشکالی در آن پیدا شود عمل باطل است در این حال هم می گوئیم که این اجماع فقط صورت نقیصه را شامل می شود نه زیاده را. مثلا خانه بدون ستون منهدم می شود ولی اگر چند ستون داشته باشد که منهدم نمی شود. خلاصه اینکه عنوان رکن هنگامی با مضر بودن همراه می شود که در آن نقیصه ای رخ دهد، نه زیاده ای از این رو این اجماع که می گویند رکن ان است که زیاده و نقیصه در آن موجب بطلان می شود چیز صحیحی نیست. بله اگر زیاده هم موجب بطلان می شود باید دلیل خاصی در شرع برای آن اقامه شود و ما قبلا هم در بحث مفصلی گفتیم که حدیث من زاد فی صلاته فعلیه الاعاده نمی تواند اثبات کند که زیاده در نماز موجب بطلان می شود زیرا این حدیث معارض داشت و یکسری اشکالات دیگر هم در آن بود.

مطلب دیگر این است که گفته شده است زیادی عمدی در تکبیرة الاحرام هم باطل است و هم مبطل. باطل است چون تشریع است و حرام و مبطل است زیرا زیادی در نماز به حساب می آید.

نقول: اینکه می گوئید تشریع حرام است آیا به این معنا است که این فعل حرام است یا اینکه این تشریع حرام می باشد. (مثلا اگر من کاسه ی آبی را که خوردنش مباح است را به نیت اینکه شارع نوشیدن آن را واجب کرده است بخورم آیا شرب آب مباح حرام می شود یا آنی که حرام است عبارت از همان انتساب به شرع و تشریع می باشد؟)

     بنابراین اگر تشریع حرام باشد چه ارتباطی دارد به اینکه عمل باطل باشد؟

     بله اگر به این معنا است که تکبیر دوم باطل است یعنی این تکبیر اصلا جزء نماز نیست زیرا در نماز تشریع نشده است می گوئیم که بله این کلام صحیح است ولی این عمل نمی تواند مبطل باشد زیرا قبلا گفتیم که اگر کسی بخواهد تکبیرة الاحرام را عمدا دوبار بگوید آیا موجب می شود که تکبیره ی اول مبطل باشد (اگر چنین باشد از بحث خارج می شود زیرا باز در نماز دو تکبیره محقق نشده است زیرا با گفتن تکبیر دوم، تکبیر اول از دور خارج می شود و نماز جدیدی با تکبیره ی ثانیه محقق می گردد)

     در این فرض این بحث مطرح می شود که آیا به مجرد اعراض از تکبیره ی اول و گفتن تکبیره ی دوم آیا اولی باطل می شود و همین که نیت اعراض کردم آن عمل باطل می شود یا اینکه این اعراض من بی فایده است.

     این بحث در سایر عبادات هم جاری می شود مثلا اگر من یک بار صورتم را به نیت وضو بشویم و بعد تصمیم بگیرم که عمل را از اول آغاز کنم آیا با نیت اعراض می توان آن یک بار شستن را باطل شده فرض کرد یا اینکه اگر جهت ابطلال دیگری غیر از اعراض نیاید (مثلا صورت خشک شود یا فاصله زیاد شود) عمل سابق قابل باطل شدن نیست و اعراض من بی اثر می باشد؟

     حال در تکبیره آیا اعراض من از اولی و شروع در تکبیره ی دومی موجب می شود که اولی باطل شده باشد یا اینکه این اعراض بی اثر است و تکبیره ی دوم در نماز اول واقع شده است.

     این مطلب نیاز به تامل دارد.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo