< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 26

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در مورد کسی است که در مقام قصر نماز را تمام می خواند و گفتیم دو صحیحه ی در این مورد وارد شده است یکی صحیحه ی زرارة است که بین جهل و علم تفصیل می دهد و یکی بین وقت و خارج از وقت تفصیل می دهد.

روایت اول: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ ابْنِ مُسْلِمٍ قَالَا قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ ع رَجُلٌ صَلَّى فِي السَّفَرِ أَرْبَعاً أَ يُعِيدُ أَمْ لَا قَالَ إِنْ كَانَ قُرِئَتْ عَلَيْهِ آيَةُ التَّقْصِيرِ وَ فُسِّرَتْ لَهُ فَصَلَّى أَرْبَعاً أَعَادَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ قُرِئَتْ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَعْلَمْهَا فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ روایت دوم: عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ هُوَ مُسَافِرٌ فَأَتَمَّ الصَّلَاةَ قَالَ إِنْ كَانَ فِي وَقْتٍ فَلْيُعِدْ وَ إِنْ كَانَ الْوَقْتُ قَدْ مَضَى فَلَا ما در جلسه ی قبل محتملاتی را بیان کردیم و اکنون نیز به همان محتملات می پردازیم:

یک احتمال در صحیحه ی اول زرارة که امام می فرماید: (قَالَ إِنْ كَانَ قُرِئَتْ عَلَيْهِ آيَةُ التَّقْصِيرِ وَ فُسِّرَتْ لَهُ) این است که اگر فرد عالم به حکم است باید اعاده کند و اگر عالم به حکم نیست اعاده ندارد. از این رو طبق این احتمال، امام در صدد بیان علم و جهل است. یعنی کسی که عالم به این است که نماز در سفر قصر می شود و تمام بخواند باید نماز را اعاده کند و الا نه.

بنابراین در مواردی که قضایای شرطیه دو طرفه است (ان قرئت...) و (ان لم یعلمها) می گوئیم در این موارد قضیه ی شرطیه هیچ کدام مفهوم ندارد و در هر دو قضیه منطوق آنها اراده شده است و قضیه ی دوم مفهوم قضیه ی اول نیست تا بعد گفته شود که در قضیه ی شرطیه ی دوم بعضی از مصادیق مفهوم قضیه ی شرطیه ی اول بیان شده است.

همچنین در صحیه ی عیص بن قاسم هم اگر قائل شویم که تعرض به حال نسیان دارد. همانطور که در روایت دیگری هست که رجل ینسی و در مقام قصر تمام می خواهد که امام در جواب می فرماید اگر زمان باقی و روز باقی است نماز را اعاده کند و الا نه.

بنابراین هر دو روایت در یک موضوعی واقع شده اند که دیگری به آن موضوع متعرض نشده اند یعنی روایت اول مربوط به علم و جهل است و روایت دوم در مقام بیان حال نسیان است و به جهل کاری ندارد. بنابراین این دو روایت با هم تعارضی ندارند.

احتمال دیگر این است که در صحیحه ی زراره که می فرماید: اگر عالم است باید نماز را اعاده کند بگوئیم که مراد علم فعلی است یعنی الان عالم باشد و به حکم ملتفت باشد و بعد به این علم عمل نکند و در سفر نماز را تمام بخواند. چنین فردی باید نماز را اعاده کند بنابراین مفهوم آن این است که اگر عالم و عامد نباشد نمازش اعاده ندارد. (البته مراد این نیست که عالم باشد اگر در مقام قصر تمام بخواند نمازش باطل است بلکه فقط حکم قصر در سفر را می دانست ولی دلش نیامد نماز را دو رکعتی بخواند)

با این بیان امام که می فرماید (ان قرئت علیه آیة التفسیر و فسرت له) از باب بیان یکی از مصادیقی است که با آن علم حاصل می شود.

گفته نشود که اگر روایت را اینچنین معنا کنیم در حقیقت روایت را به فرد نادر حمل کرده ایم زیرا می گوئیم واضح نیست که این چنین افرادی نادر باشند.

حال مفهوم آن این است که اگر فرد عالم به حکم نباشد و یا عالم باشد ولی الان ناسی باشد در هر حال چون علم فعلی ندارد نمازش اعاده نخواهد داشت.

حال صحیحه ی عیص می گوید اگر در وقت است اعاده کند و در خارج وقت نه و ما گفتیم که این صحیحه مختص به صورت نسیان است در این صورت بین صحیحین اطلاق و تقیید است و در مورد اجتماع با هم تعارض پیدا می کنند یعنی اطلاق مفهوم حدیث زراره با صحیحه ی عیص در وقت معارض است.

اگر صحیحه ی عیص اطلاق داشته باشد و غیر ناسی را هم شامل شود و جاهل و ناسی به حکم و موضوع و حتی عامد را هم شامل شود در این صورت بین دو روایت تعارض می شود زیرا این دو روایت عامین من وجه می باشد. زیرا صحیحه ی زراره می گفت که اگر عالم نباشد نمازش اعاده ندارد ولی این روایت می گوید در هر حال اگر در وقت باشد باید اعاده کند حتی اگر عالم نباشد. بنابراین اگر کسی نسیانا و یا جهلا در وقت نماز را تمام خوانده است به حسب صحیحه ی اول نباید اعاده کند ولی بنابر صحیحه ی دوم باید اعاده کند.

حال بر حسب قاعده در این مورد باید به ادله ی اولیه مراجعه کنید. یک احتمال این است که مراجعه کنیم به روایت لا یعاد من سجدة و یعاد من رکعة و یک احتمال هم این است که به ادله ی رفع و امثال آن مراجعه کنیم ولی مقدم بر همه ی اینها شهرت در اینجا وجود دارد و حتی ادعای اجماع شده است که جاهل به حکم در وقت لازم نیست اعاده کند.

مطلب دیگر این است که ما می توانیم از روایت زراره که می گوید اگر جاهل باشد اعاده ندارد می توانیم تعدی کنیم به مواردی که جاهل است و رکعت و یا رکوعی را اضافه کرده است. (خصوصا که گفتیم عبارت امام که می فرماید: قرئت علیه آیة التفسیر کنایه از علم است.) حال که اضافه کردن رکعت در حال جهل اشکال ندارد می توان گفت که حتی در صورت رکوع هم اگر فرد جهلا اضافه کند اشکال ندارد. مثلا فردی از باب جهل به حکم نماز مغرب را چهار رکعت خوانده است.

ظاهرا ما نمی توانیم الغاء خصوصیت بکنیم زیرا فرق است بین جایی که شارع دو نماز تشریع کرده است که یکی شکسته است و یکی غیر شکسته در اینجا شاید بتوان گفت که اگر کسی جهلا یکی را به جای دیگری آورد اشکال نداشته باشد ولی اگر در جایی شارع فقط یک حکم داشته باشد مثلا نماز مغرب همیشه سه رکعت است و اگر کسی چهار رکعت بخواند اصلا شارع این را تشریع نکرده است از این رو چه بسا شارع فقط در مورد اول که هر دو را تشریع کرده است اجازه داده باشد که اشتباه مجاز باشد ولی در مورد دوم خیر.

همچنین نمی توان از رکعت به رکوع تجاوز کرد زیرا هر چند اگر رکعت اضافه شود رکوع هم اضافه می شود ولی بحث در قصر و اتمام است ولی در جایی که من در نماز ظهر که چهار رکعت و چهار رکوع دارد اگر من پنج رکوع انجام دهم سخن از مسئله ی دیگری است که به قصر و اتمام بی ارتباط می باشد.

تا اینجا هر چه گفتیم در مورد جایی بود که فرد به جای اینکه نماز را قصر بخواند تمام خوانده است ولی اگر بر عکس شود و فرد به جای اتمام قصر بخواند قاعده اقتضا می کند که نماز باطل باشد. قاعده ی لا تعاد هم دلالت بر بطلان دارد زیرا از رکوع کم گذاشته است.

با این وجود روایتی است که گفته شده است صحیحة می باشد. (وسائل الشیعه، ابواب صلاة المسافر، باب 17 ح 3)

ُ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِذَا أَتَيْتَ بَلْدَةً فَأَزْمَعْتَ الْمُقَامَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ فَأَتِمَّ الصَّلَاةَ فَإِنْ تَرَكَهُ رَجُلٌ جَاهِلًا فَلَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةٌ حال عدم اتمام، به حسب فهم عرفی یعنی نماز را قصر خواند یعنی نمی دانست که قصد اقامت ده روز موجب می شود که نماز را اتمام بخوانند و ظاهر روایت این است که فرد جاهل به حکم است نه جاهل به موضوع.

شهرت بر خلاف این روایت است و کسی به ظاهر آن عمل نکرده است و حتی ادعای اجماع شده است که نماز در این صورت باطل است (هرچند بعضی گفته اند اعاده ندارد)

البته بحث های دیگری نیز در این روایت وجود دارد.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo