< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 36

بسم الله الرحمن الرحیم

در مسئله ی خلل اکنون وارد مبحث شکوک می شویم.

شک گاه در اصل نماز است یعنی فرد نمی داند که اصلا نماز را خوانده است یا نه و گاه شک در اجزاء و شرائط است و گاه در عدد رکعات.

قبل از ورود به اصل بحث یکسری از مطالبی که در مورد شکوک مورد ابتلا می باشد را ذکر می کنیم.

از جمله مسائل این است که گاه شک بعد از سلام است گاه بعد از فراغ است و گاه شک بعد از محل و امثال آن. آیا هر یک از این عناوین تحت قواعد مختلف است یعنی یک قاعده به نام قاعده ی تجاوز داریم، یکی به نام قاعده ی فراغ، یکی قاعده ی بعد از سلام و هکذا و یا اینکه همه ی اینها تعبیرات مختلف یک قاعده است و همه مصادیق یک قاعده به نام قاعده ی تجاوز است؟

حق این است که فقط یک قاعده به نام تجاوز وجود دارد که همان تجاوز از محل است و این تجاوز از محل گاه در این قالب است که فرد از محل یک جزء رد می شود مانند شک در رکوع هنگامی که فرد وارد سجده شده است در این مورد تجاوز نسبت به اجزاء یک ماهیت لحاظ شده است و وقتی از آن جزء عبور می کنیم، تجاوز صدق می کند.

در شک بعد از نماز و بعد از سلام هم چنین است زیرا از محل نماز گذشته است. همچنین در شک در رکعات اگر از نماز فارغ شده باشد. بله اگر در وسط نماز در رکعات شک کند هنوز محلش باقی است.

حال گاه در اصل نماز شک می کند. در این صورت تا وقت باقی است محلش باقی است و وقتی وقت نماز تمام می شود این هم به معنای تجاوز از محل است. بنابراین تمامی این شک ها به قاعده ی تجاوز بر می گردد.

البته شارع گاه در قاعده ی تجاوز قیدی هم داخل کرده است مثلا در مورد وضو اگر کسی در اثناء وضو شک کند که یکی از اجزاء را انجام داد یا نه باید اعتنا بکند و وقتی وضو تمام شد دیگر اعتنا نکند.

البته اگر ما دو قاعده تصور کنیم گاه اثری شرعی دارد مثلا ما قبلا این فرع را مطرح کرده بودیم که اگر قاعده ی تجاوز غیر از فراغ باشد گفته شده است که دو قاعده ی تجاوز جاری و تساقط می کنند و بعد قاعده ی فراغ بلا معارض جاری می شود. که ما این را قبول نکردیم و گفتیم قاعده ی تجاوز مختص به نماز نیست بلکه در غیر نماز هم جاری می شود زیرا در این موارد کبریات کلیه میزان است. مثلا در روایات استصحاب هم گفتیم که هر چند روایات باب مخصوص موارد خاصی است ولی استصحاب در تمامی ابواب فقه جاری و ساری است.

قاعده ی تجاوز هم همین است و قاعده ی دیگری به نام فراغ نداریم و همان قاعده ی تجاوز در همه ی ابواب جاری است و اگر یک روایتی مثلا آمده باشد که بعد ما فرغ من صلاته در اینجا باز همان قاعده ی تجاوز مراد است مضافا بر اینکه قاعده ی فراغ اشکال ثبوتی دارد.

مطلب دیگری که در همه ی موارد مفید فایده است این است که آیا قاعده ی تجاوز اماره است و یا اصل است و اگر اصل باشد آیا اصل محرز است یا نه؟

در روایات اشاراتی است که هر کدام از فروض فوق محتمل است. کسی که قائل است قاعده ی تجاوز اماره است به روایتی که می گوید او در حال عمل اذکر و یا اقرب الی الحق است تمسک می کند زیرا کسی که عملی را انجام می دهد در حالی که عمل را انجام می دهد بیشتر متوجه عمل است تا بعد از عمل از این رو این موجب می شود که یک ظن نوعی پدیدار شود که هنگام عمل متوجه بود و مواظب هم بود و شارع هم به این ظن نوعی اهتمام داشته است و آن را معتبر دانسته است و آن را اماره دانسته است.

کسی که می گوید قاعده ی تجاوز اصل محرز است می گوید این گونه نیست که شارع به آن ظن نوعی اعتبار بخشیده باشد تا اماره شده باشد بلکه این از باب الغاء غفلت است یعنی تو هنگام عمل غافل نبودی و این عدم غفلت اعم از این است که اماره باشد و اینکه شارع فرموده باشد در موضع شک بنا بر این بگذارد که عمل را صحیح آورده ای.

کسی که می گوید قاعده ی تجاوز اصل محرز است به روایاتی مانند (بلی قد رکعت) تمسک می کند و می گوید این تعابیر نشان می دهد که کانه فی الواقع هم رکوع را انجام داده است.

البته نمی شود گفت که این یک قاعده ای است که مطلقا محرز باشد (کما اینکه استصحاب مطلقا محرز است.) شاید محرز باشد و شاید هم نه. اگر بعد از نماز شک کردم که آیا برای نماز وضو گرفتم یا نه و قاعده ی تجاوز به من بگوید که وضو گرفته ای و این قاعده اصل محرز باشد دیگر نباید برای نمازهای بعدی وضو بگیرم ولی اگر محرز مطلق نباشد بلکه حیثی باشد یعنی فقط در همین مورد که شیء به آن احتیاج داد واقع را احراز کند در این صورت فقط طهور را برای همان نماز احراز می کند و باید برای نمازهای دیگر وضو گرفت.

بعضی هم گفته اند که این اصل است و محرز نیست زیرا لسان دلیل می گوید (شکت لیس بشیء) و امثال آن و این فقط علامت این است که به این شک اعتنا نکن.

از این رو گفته شده است که قاعده ی تجاوز بر استصحاب حکومت دارد.

به نظر می رسد احتمال بهتر این است که بگوییم قاعده ی تجاوز همان اصل محرز حیثی است و از عباراتی مانند او هنگام عمل اذکر بوده و یا اقرب الی احق بوده است از آن استفاده نمی شود که به آن به دید اماره نگاه شود.

همچنین عبارت (بلی قد رکعت) تعبد به وجود رکوع است هرچند ممکن است در واقع رکوع نکرده باشد و معنای آن فقط این است که بنا بگذار که رکوع را در این حیث انجام داده ای.

مطلب دیگر این است که تجاوز از محل به چه معنای است آیا مراد مضی از محل شرعی است یا چیزی اعم از شرعی و عادی. اگر مراد محل شرعی باشد وقتی از آن محلی که شارع برای آن مقرر کرده است در این صورت تجاوز صدق می کند و دیگر نباید به شک اعتنا کرد ولی اگر از محل شرعی نگذشتیم بلکه به جایی وارد شده ایم که عادة وقتی انسان کاری را انجام می دهد وارد آن می شود مثلا بعد از وضو به سراغ حوله می رویم تا صورت خود را خشک کنیم و شک می کنیم که مسح کشیده ایم یا نه در این صورت محل عادی آن گذشته است ولی چه بسا محل شرعی آن نگذشته باشد.

همچنین در مورد کسی که در وقت است و نماز عصر را خوانده است و بعد شک می کند که نماز ظهر را خوانده است یا نه در این صورت اگر اعم از عادی باشد در اینجا قاعده ی تجاوز نسبت به ظهر جاری می شود زیرا نماز ظهر قبل از عصر است ولی اگر مراد محل شرعی باشد چون وقت نماز همچنان باقی است باید ظهر را اتیان کند.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo