< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 41

بسم الله الرحمن الرحیم

در اجرای استصحاب کلی قسم سوم مشکلی وجود دارد.

گفته شده است که این مشکل به سبب این است که استصحاب عدم وجوب قضاء بر آن حکومت دارد به این بیان که استصحاب قسم سوم می گوید که وجوب نماز در وقت یقینا وقتش تمام شده است زیرا ما در خارج وقت هستیم در این حال شک داریم که آیا مقارن با تمام شدن وجوب اول آیا وجوب دیگری به نام قضا به جای آن آمده است یا نه که در نتیجه کلی وجوب اتیان به طبیعت صلاة را استصحاب می کنیم.

در اینجاست که استصحاب عدم وجوب قضا می گوید قضایی در کار نیست و این اصل که سببی است جایی برای شک در اصل مسببی باقی نمی گذارد از این رو استصحاب کلی از بین می رود.

لکنا نقول: سابقا هم گفتیم که اصل سببی فی نفسه بر مسببی مقدم نیست بلکه هنگامی مقدم است که بعد از اجرای اصل سببی، موضوع برای دلیل اجتهادی منقح شود و بعد آن دلیل اجتهادی بر اصل مسببی مقدم می شود و به بیان دیگر درست است که اصل سببی عقلا بر مسببی مقدم است ولی این در مقام تکوین و اعتباریات راه ندارد در تکوین سبب و مسبب هر دو با هم به وجود می آیند و این تقدم عقلی موجب تقدم در مسائل اعتباری و تکوینی نمی شود. ما نحن فیه هم از این قبیل است و آن اینکه اصالة عدم وجوب قضا شرعا موضوع برای دلیل اجتهادی نیست از این رو این اصل بر استصحاب کلی مقدم نمی باشد و بر آن حکومت ندارد بنابراین این دو استصحاب با هم تعارض می کنند و مرجع اصول عملیه مانند برائت از قضا و امثال آن است.

اشکالی که در مورد استصحاب کلی قسم ثالث وجود دارد غیر از اشکال فوق است و آن این است که جامع بین دو حکم تکلیفی (وجوب نماز در وقت و وجوب قضا در خارج از وقت) یک حکم تکلیفی شرعی نیست بلکه یک حکم عقلی می باشد (و حال آنکه مستصحب یا باید حکم شرعی باشد یا موضوع برای حکم شرعی) بنابراین اصالة عدم وجوب القضاء بدون معارض جاری می باشد.

نکته ی دیگری که هست این است که گاه می دانیم که تکلیف به اداء و قضاء دو تکلیف است یا اینکه هر دو یک تکلیف می باشد حال اگر مردد باشیم و ندانیم که کدام یک صحیح است در این صورت استصحاب کلی قسم ثانی جاری است.

استصحاب کلی قسم ثانی آن است که امر مردد است بین چیزی که مقطوع الزوال است و بین چیزی که مقطوع البقاء می باشد که در این صورت چون شک داریم که شیء باقی است یا نه کلی را استصحاب می کنیم.

مثلا اگر ندانم که در خانه پشه است که بعد از چند روز می میرد و یا حیوان دیگری است که چند سال عمر می کند حال بعد از چند هفته اگر پشه باشد یقینا از بین رفته است و اگر حیوان دیگر باشد نه که در این صورت کلی حیوان را استصحاب می کنیم. حال در ما نحن فیه اگر اداء و قضا به یک تکلیف باشد در این حال یقینا حکم به وجوب نماز باقی است ولی اگر تکلیف به اداء فقط در محدوده ی وقت باشد در این صورت خارج از وقت یقینا آن تکلیف از بین رفته است در اینجا گفته شده است که کلی که همان ماهیت نماز است را استصحاب می کنیم.

لکن نقول همان اشکالی که در کلی قسم سوم مطرح کرده ایم در اینجا هم جاری و آن اینکه کلی بین آن دو نه حکم شرعی است و نه موضوع حکم شرعی.

یمکن ان یقال که استصحاب عدم حدوث تکلیف طویل المدة را جاری می کنیم و اثر آن این است که لازم نیست نماز را بعد از وقت اتیان کنیم و از طرفی استصحاب عدم حدوث قصیر هم نمی تواند با آن معارض باشد زیرا این استصحاب اثر ندارد مگر اینکه این استصحاب را جاری کنیم و بگوییم پس فرد طویل ثابت می شود که این هم اصل مثبت می باشد.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo