< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 47

بسم الله الرحمن الرحیم

 چنانچه کسی در بین وقت شک کند که نماز را به جا آورده است یا نه این خود صوری دارد.

 یک صورت این است که در وقت موسع این شک صورت می گیرد مثلا در وقت موسع ظهر شک دارم که نماز را آورده ام یا نه.

 گاه فقط چهار رکعت به غروب مانده است و من شک دارم و گاه یک رکعت به آخر وقت مانده است و شک برای من حاصل می شود گاه حتی کمتر از یک رکعت وقت باقی مانده است.

 این چهار صورت صور اصلیه است.

 جایی که من در وقت موسع شک می کنم که آیا نماز را اتیان کرده ام یا نه بعضی از صورش معلوم است و واضح است که چون داخل وقت موسع است نماز را باید بخوانم.

 همچنین گاه فرد نماز ظهر را خوانده است و شک دارد که نماز عصر را خوانده است یا نه و یا نماز مغرب را خوانده است و شک دارد نماز عشاء را خوانده است یا نه در این حال هم واضح است باید نماز دوم را بخواند.

 صورتی که محل بحث است جایی که فرد شک دارد نماز ظهر را خوانده است یا نه ولی یقین دارد نماز عصر را خوانده است و هکذا در مورد شک در نماز مغرب در حالی که یقین دارد نماز عشاء را خوانده است. در این صورت بحث است که آیا این از باب شک بعد از محل است یا اینکه باید به شک خود اعتنا کند. بله در این صورت وقت هنوز باقی است ولی چون نماز دوم را یقینا خوانده است ممکن است از باب شک بعد از محل باشد.

واضح است که به حسب ادله، محل نماز ظهر قبل از نماز عصر است مانند وضو که باید قبل از نماز باشد بنابراین اگر کسی بعد از نماز عصر شک کند که آیا ظهر را خوانده است یا نه شک او بعد از محل است و نباید به آن اعتنا کند.

 گاه هم گفته شده است عصر مشروط است بر اینکه ظهر قبلش باشد و ظهر مشروط بر این نیست که عصر بعدش باشد. بنابراین شک بعد از محل در اینجا وجود ندارد زیرا اگر عصر را هم نخواند و فقط ظهر را بخواند نماز ظهرش صحیح است ولی اگر نماز ظهر را نخواند و عصر را بخواند نماز عصرش باطل است.

 همچنین گفته شده است که نماز عصر مشروط به تقدم نماز ظهر است با این حال گاه ما شک می کنیم که نمازی که خواندیم صحیح است یا نه که قاعده ی فراغ ثابت می کند آن نماز صحیح است ولی این ثابت نمی کند که شرط آن هم واقع شده است مثلا شک داریم که آیا نماز را با طهارت خواندیم یا نه در این حال بعد از نماز می گوییم نماز صحیح است ولی ثابت نمی شود که این نماز با طهارت هم بوده است. در این حال ما به شرط کاری نداریم بلکه فقط مشروط را صحیح می سازیم. به همین دلیل اگر کسی شک دارد که نماز عصرش صحیح است یا نه این شک از این جهت است که شاید شرطش که تقدم نماز ظهر باشد به جا نیامده باشد در این حال بعد از اتمام نماز عصر اگر این شک حاصل شود قاعده ی فراغ می گوید نماز صحیح است. حال ممکن است کسی بگوید از صحت نماز عصر متوجه می شویم که نماز ظهر که شرط صحت آن بوده است نیز اتیان شده است.

 گاه گفته می شود که چون همیشه شک در صحت یک شیء از این جهت است که شاید در جزء و یا شرطی که باید آورده شود و یا نباید آورده شود خللی ایجاد شده است بنابراین اگر بعد از عصر شک کردم که آیا رکوع را در آن به جا آوردم یا نه در این حال شک در صحت و فساد نماز عصر ناشی از این است که آیا شرط آن که اتیان به رکوع بوده است انجام شده است یا نه در این حال شارع فرموده است که چون از آن تجاوز کردی نباید به شک خود اعتنا کنی و حتی در روایت در مورد کسی که شک دارد رکوع را به جا آورده است یا نه آمده است (بلی قد رکعت) یعنی امام قاعده را روی خود رکوع می برد. بنابراین آنی که ابتداء محل اجرای قاعده ی تجاوز است نفس جزء و یا نفس شرط است. هکذا اگر بعد از نماز شک کنم که آیا وضو داشتم یا نه در این حال هرچند شک دارم نمازم صحیح است یا نه ولی صحت و فساد امری نیست که جعلی باشد و همیشه به منشا آن مربوط می شود و در ما نحن فیه هم منشا آن همان شک در اتیان به طهور است و از آنجا که وقت آن گذشته است باید حمل بر صحت کنم و بگویم نمازم هم صحیح است.

 در ما نحن فیه هم اگر فرد بخواهد در نماز عصر اصل جاری کند و با آن اثبات کند که نماز ظهر را آورده است این کار محل اشکال است ولی اگر چنانچه قاعده ی تجاوز را در نفس شرط جاری کنیم (مانند اجرای آن در خود رکوع) و در خارج هم همیشه شرط قبل از مشروط است و حتی در روایت هم آمده است که نماز ظهر باید قبل از نماز عصر باشد.

 راه دیگر این است که لسان قاعده ی تجاوز به گونه ای نیست که بتواند وجود مطلق را ثابت کند. بین لسان قاعده ی طهارت و استصحاب با قاعده ی تجاوز فرق است. در قاعده ی طهارت می خوانیم که کل شیء طاهر و یا کل شیء نظیف حتی تعلم انه قذر در این موارد مطلقا می گوید تا ندانستی چیزی نجس است یا نه باید بگویی طاهر است چه قبل از نماز شک کنم چیزی طاهر است یا نه در اثناء نماز و چه بعد از نماز در همه حال حکم به طهارت می کنم و برای این نماز و نماز بعد همه می گویم که آن چیز طاهر است.

 استصحاب هم لسانش لا تنقض الیقین بالشک است و اگر من شک داشتم که آیا وضوی من باقی است یا نه در این حال لا تنقض من را متعبد می کند که به این شک اهمیت نده و با آن یقین سابق را نقض نکن و اگر قبلا یقین داشتی طاهر بوده الان هم همان را ثابت بدان از این رو به نحو مطلق ثابت می شود که من طهور داشته ام از این رو تا وقتی این استصحاب باقی است می توانم هر نمازی را که می توانم با آن استصحاب طهارت بخوانم.

 ولی لسان قاعده ی تجاوز این است که هر چیز که گذشت است نباید به آن اهمیت بدهی. بنابراین شک من لیس بشیء است ولی فقط به نسبت به آنچه گذشته است نه به نسبت به آنچه در آینده می آید. این از باب تعبد به وجود شیء است به نسبت به یک بخش بنابراین تناقضی پدید نمی آید که چرا نماز ظهرت که شک داری آن را با طهارت خواندی یا نه صحیح است ولی نمی توانی با همان حال وارد نماز عصر شوی و باید برای آن وضو بگیری. هکذا اگر کسی بین نماز شک کند وضو دارد یا نه در این حال به نسبت به آنچه خوانده است قاعده ی تجاوز صحیح است ولی نسبت به آن مقدار که باقی مانده است دیگر توسط قاعده ی تجاوز تصحیح نمی گردد از این رو نماز او باطل است.

 در ما نحن فیه هم دو حیثیت وجود دارد یکی این است که نماز ظهر شرط برای نماز عصر است در این حال نماز عصر صحیح است. حیث دیگر این است که آیا خود نماز ظهر را خوانده ام یا نه در این حال چون هنوز در وقت مشترک هستم دیگر وقت این شک نگذشته است و قاعده ی تجاوز در آن جاری نیست خصوصا با توجه به اینکه قاعده ی تجاوز قاعده ی محرز حیثی است و محرز مطلق نیست بنابراین نماز عصر از حیث اینکه شرطش نماز ظهر است صحیح است ولی نماز ظهر از این حیث که در اتیان آن شک داریم و وقتش هنوز باقی است و قاعده ی تجاوز هم فقط بالنسبة به ما مضی جاری است در این حال نماز ظهر مشمول قاعده ی تجاوز نیست و باید اتیان شود.

 بله اگر شک در این دارم که آیا نماز ظهر را عمدا ترک کرده ام و نماز عصر را خوانده ام و یا اینکه نماز ظهر را خوانده ام در این صورت می دانم که اگر واقعا نخوانده باشم من عمدا شرط نماز عصر را نیاورده ام بنابراین قاعده ی تجاوز جاری نیست.

 گاه می دانم هرگز نماز را عمدا ترک نکرده ام و اگر ترک شده است عمدی نبوده است و البته احتمال هم می دهم آن را خوانده باشم. در این صورت واضح است که ترتب بین نماز ظهر و عصر مخصوص فرد عالم است و وقتی انسان ذاکر نیست دیگر ترتبی وجود ندارد از این رو نماز مزبور قابل درست شدن نیست.

 صورت سوم هم این است که نمی دانم اگر ترک کرده ام عمدی ترک کرده ام یا نه. در این صورت اجرای قاعده ی تجاوز محل اشکال است.

مطلب دیگری که وجود دارد این است که ادعا شده است در محل در قاعده ی تجاوز که اعتبار شده است که از محل تجاوز صورت بگیرد اعم از محل عادی و محل شرعی باشد. اگر کسی قائل به این امر شود در این حال اگر فرد عادت داشته باشد که نماز ظهر را قبل از عصر بخواند در این حال که بعد از عصر شک دارد نماز ظهر را خوانده است یا نه (چه عادت شخصی مراد باشد و چه عادت نوعی) در این حال چون از محل عادی گذشته است دیگر نباید نماز ظهر را بخواند

 ولی اشکال آن در این است که دلیلی نداریم که محل اعم از شرعی و عادی باشد بلکه دلیل بر خلاف هم وجود دارد بلکه فقط محل شرعی ملاک است و وقتی عقلا می بینند که شارع برای هر عملی محلی قرار داده است و وقت نماز ظهر را قبل از عصر قرار داده است و در مرکبات تاسیسی شارع هر عملی باید در محل خاص خود انجام شود حال اگر خود شارع بفرماید که اگر چیزی از محلش گذشت نباید به آن اعتنا کنی عقلا می فهمند که مراد همان محلی است که خود شارع معین کرده نه محل عادی که افراد خود مطابق آن عمل می کنند. به هر حال اعتبار محل عادی چیزی است که دلیلی بر آن نیست.

 تا اینجا هر چه بود مطابق قاعده بود و ان شاء الله باید دلالت روایات را بررسی کنیم.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo