< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 57

بسم الله الرحمن الرحیم

 صحبت در این بود که اگر در وقت مختص به عصر اگر شک کنیم که نماز ظهر و عصر را خوانده ایم یا نه چه باید بکنیم. گفتیم که راجع به نماز عصر شک در وقت است و باید آن را بخوانیم ولی نسبت به نماز ظهر نمی توانیم به قاعده ی تجاوز عمل کنیم.

 حال که دست ما از قاعده ی تجاوز کوتاه شد باید ببینیم که وظیفه ی ما چیست.

ممکن است گفته شود که الان که نماز عصر را باید بخوانم در این حال تکلیف به نماز ظهر ندارم و بعد از نماز عصر شک حاصل می شود که آیا قضای نماز ظهر بر گردن ما هست یا نه در این صورت اصل برائت از قضا جاری می شود. وجه دیگر این است که عدم وجوب قضا قبل از از وقت خارج بشوم را جاری می کنم به این شک که قبل از خروج وقت قضا بر گردن من نبوده است و الان که وقت خارج شده است شک دارم و استصحاب عدم وجوب قضا را جاری می کنم. وجه دیگر این است که الان که وقت عصر است می دانم تکلیف به ظهر نیست و استصحاب عدم وجوب ظهر تا ما بعد الوقت را جاری می کنم.

با این وجود ممکن است گفته شود که وقتی در این وقت علم داریم نماز ظهر واجب نیست کلام صحیحی نیست زیرا فرد مزبور این احتمال را هم می دهد که عصر را آورده باشد در نتیجه الان بر او لازم است که نماز ظهر را بخواند. بنابراین علم به عدم تکلیف به ظهر صحیح نیست.

 به عبارت دیگر الان من وظیفه دارم نماز عصر را بخوانم ولی این منافات با این ندارد که من الان مکلف به نماز ظهر باشد هر چند الان این تکلیف قابل عمل کردن نیست و من باید عصر را بخوانم. من چون نمی توانم در این وقت که مضیق شده است هم ظهر را بخوانم و هم عصر را و از واقع هم خبر ندارم که عصر را خوانده ام یا نه و در باب متزاحمین این مطلب ثابت شده است که تکلیف فعلی از عمل ساقط نمی شود ولی عقل حکم می کند که باید فقط یک تکلیف را اخذ کنم.

 مثلا اگر نماز اول وقت مزاحم شود با نجات دادن غرقی در اینجا عقل حکم می کند که باید نماز را ترک کنم و غرقی را نجات دهم ولی این موجب نمی شود که تکلیف به نماز در آن وقت ساقط شده باشد زیرا در باب مزاحمت حال تزاحم ملاحظه نشده است تا کسی بگوید اگر شارع حال تزاحم را ملاحظه کرده باشد و به هر دو امر کرده باشد امر به محال است. خیر تکلیف روی طبیعت رفته است و گاه انجام دو تکلیف با هم مزاحم می شود. تکلیف مطلقا ناظر به مقام مزاحمت و امثال آن نیست.

 بنابراین تکلیف در مقام مزاحمت ساقط نمی شود تا این بحث مطرح شود که انجام عمل بدون امر است و در نتیجه بیهوده می باشد و خلاصه اینکه هر چند باید نماز عصر را بخوانم، تکلیف به ظهر هم به قوت خودش باقی است بنابراین نمی توانم بگویم علم دارم تکلیف به نماز ظهر وجود ندارد.

 همچنین بر فرض اینکه تکلیف فعلی هم ساقط شود این بدین معنا نیست که نماز ظهر بر من واجب نیست بلکه هر چند تکلیف او ساقط شده است ولی مصلحت و سایر عناوین در نماز هست و فقط با مانعی برخورد کرده است.

به هر حال ما که احتمال می دهیم تکلیف فعلی به ظهر باقی باشد می توانیم چند نوع اصل جاری کنیم.

 یکی این است که قبل از اینکه من شک کنم که ظهر را اتیان کرده ایم یا نه (مانند اول وقت) تکلیف به ظهر همانند تکلیف به عصر بر گردن من آمده بود و من احتمال می دهم این تکلیف باقی باشد یا نه همان وجوب را استصحاب می کنم.

 حال اگر گفتیم قضا تابع اداء است در واقع اصل طبیعت نماز واجب است و همان شخص تکلیف به نماز ظهر که داخل وقت بود الان که خارج وقت است همان وجوب را استصحاب می کنم و این از باب استصحاب کلی قسم اول است.

 اگر هم قضا را به امر جدید دانستیم در این حال استصحاب قسم سوم کلی جاری است به این معنا که نماز قبلا واجب بود و الان شک دارم که هنگامی که وقتش گذشته است آیا همزمان با اتمام امر اول آیا امر جدیدی تحت عنوان وجوب قضا وجود دارد یا نه در اینجا کلی وجوب را استصحاب می کنم و بعد عقل حکم می کند که وقتی واجب شد باید اتیان کرد (البته این استصحاب ها محل مناقشه است.) هر چند به نظر ما قضا تابع اداء نیست و به امر جدید ثابت می شود و بین امر به قضا و امر به اداء جامعی وجود ندارد. البته باید توجه داشت که در اینجا عقل می گوید که وقتی اداء واجب شد و قضا هم به امر دیگری واجب شد جامع بین این دو هم واجب است. این حکم عقل است و در شرع چیز جامعی که هر دو را با یک معیار شامل شود وجود ندارد و اینگونه نیست که یک وجوب وقتی به نماز ظهر تعلق گرفته باشد به ظهر در وقت و یکی بر وجوب ظهر در خارج از وقت و یک امر جامعی هم که به هر دو تعلق گرفته باشد. چنین چیزی در شرع وجود ندارد.

 خلاصه اینکه این استصحاب ها کاره ای نیستند.

 حال باقی ماند جواب کسانی که قائل به برائت عقلیه از قضا هستند و یا استصحاب عدم وجوب قضا را جاری می کنند و موارد دیگر.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo