< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 61

بسم الله الرحمن الرحیم

 اشتراط قصد عنوان در نماز و عدم اشتراط آن و یا اینکه آیا تفصیلا لازم است قصد عنوان محقق شود و یا اجمالا هم اگر باشد کافی است محل بحث است و باید دید که از کجا ایجاد شده است.

 نماز ظهر و عصر از ابتدا تا انتها هیچ امتیازی و فرقی با هم ندارند. گفته می شود این دو از نظر حقیقت با هم اختلاف دارند و فقط از نظر صورت با هم یکی هستند.

نقول: ما متوجه نمی شویم که مراد آنها از حقیقت چیست زیرا ماهیت نماز چیزی است که از تکبیرة شروع می شود و به سلام تمام می گردد. ماهیت نماز مانند ماهیت انسان نیست که علاوه بر صورت یک نفس ناطقه ای دارد که در آن حقیقت دیگری وجود دارد ولی در نماز ما ورای این الفاظ و حرکات و سکنات چیز دیگری نیست.

 بله چون نمازگزاران مختلفند و هر کدام نماز را با یک توجه و حال خاص خود ادا می کنند این امر موجب می شود که نمازی که گذارده می شود متفاوت باشد ولی فعل نماز در هر حال یک فعل بیشتر نیست. صورت نمازی که پیامبر اکرم (ص) جا می آورد همانند همان نمازی است که ما می به جا می آوریم.

بنابراین بین نماز و ظهر و عصر در ماهیت هیچ فرقی وجود ندارد. از این رو اینکه در بعضی از اخبار می گویند که نماز ظهر که نماز وسطی است افضل است و نماز عصر مشروط به خواندن نماز ظهر است و یا اینکه چهار رکعت آخر وقت مختص به عصر است و امثال آن باید ببینیم که از کجا ایجاد شده است.

آنچه می شود در جواب گفت این است که گاهی بعضی از اشیاء در عین حالی که صورتشان یکی است ولی با اضافه ای دچار اختلاف می شوند مثلا دو عبا داریم که هر دو عبا است ولی یکی از آنها عبای رسول خدا (ص) است. آن عبا اگر اکنون باشد قیمتی نمی شود برای آن تعیین کرد. اگر فرشی فرش مسجد باشد احکامی دارد ولی اگر فرش حمام باشد آن احکام را ندارد. از این رو اختلاف در اضافات هم موجب تغییر در احکام عقلائیه می شود و هم موجب تغییر در احکام شرعیه. در نماز هم اضافه ی آن به وقت خاص موجب این اختلاف شده است یعنی نماز ظهر به وقت ظهر اضافه شده است.

 همچنین وقت هم یک ماهیت متدرج الوجود است که از ازل تا ابد امتداد دارد ولی در این میان لیلة القدر فضیلت پیدا کرده است علت آن اضافه ی آن وقت به نزول قرآن است و هکذا.

 حال اگر به گردن انسان یک نماز چهار رکعتی است که نمی داند ظهر است یا عصر در اینجا کسی که می گوید قصد عنوان معتبر است او نمی تواند بگوید که نمی شود به قصد ما فی الذمه به جا آورد بلکه باید دو نماز به جا آورد ولی کسی که قصد عنوان را تفصیلا لازم نمی داند در اینجا می گوید بله هر چند نماز ظهر و عصر با هم فرق دارند و هر کدام به یک بخشی از زمان اضافه شده اند ولی قصد اجمالی همان عنوان کافی است.

بحث دیگری که مطرح می شود این است که عدول از یک نماز به دیگری آیا واجب است یا نه مثلا اگر کسی نماز عصر را شروع کند و بعد متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است در این صورت گفته اند که او باید به ظهر عدول کند (از لاحقه می شود به سابقه عدول کرد و در عکس آن بحث است.) در این صورت هم این بحث مطرح است که آیا این عدول موافق قاعده است یا مخالف آن. (عده ای بر جواز عدول اشکالی عقلی بار کرده اند و آن این است که مقداری از نماز که به نیت عصر خوانده شد در واقع به عصر اضافه شد و عمل هم تمام شد و با اراده ی نمازگزار که به ظهر عدول می کند نمی شود اضافه ی آنی که را انجام و تمام شده است را برگرداند.

نقول: یک نحو اضافه هست که مانند اضافه ی ملکیت می باشد. در این اضافه اینگونه نیست که این عبا را که به شما تمیلک می کنم این بیع در زمان باشد. در بیع، زمان قید نیست و حتی اگر کسی زمان را در بیع شرط کند و بگوید این عبا را به شما دو ماه فروختم، بیع مزبور باطل می باشد. بله در اجاره زمان قید می شود و اگر زمان قید نشود باطل می شود.

 در باب صلاة می توان گفت که این از باب بیع است یعنی اضافه ی آن به زمان از باب اضافه به مطلق زمان است که اینطور نیست که اجزاء نماز در وقت ملاحظه شده باشند که هر جزء آن با جزئی از زمان تطبیق شود. در نماز فقط نفس طبیعت به ظهر اضافه شده است ولی اجزاء آن به ظهر اضافه نشده است. در این حال اجزاء فانی در طبیعت است و اگر شارع بخواهد اجزاء را هم ملاحظه کند او باید یک لحاظ دومی انجام دهد. در لحاظ اول فقط ماهیت مورد توجه قرار گرفته است. حال اگر اضافه ما به این شکل باشد که ماهیت نماز به عصر اضافه شده باشد دیگر نمی شود در باب عدول به آن اشکال عقلی کرد که نمازی که شما دو رکعتش را خواندی چون تا تمام دو رکعت به عصر اضافه شده است و عمل هم تمام شده است دیگر نمی شود آن را با تبدیل اراده ی عوض کرد.

 عدول موافق ظواهر روایات است که می گوید همان نماز را خواندی با نیت عدول تغییر می کنی. حال اگر اجزاء نماز در این زمان ملاحظه شده باشد و اضافه به زمان مربوط به اجزاء باشد محال است بتوان به ظواهر این اخبار عمل کرد. ولی ما وقتی می گوییم اضافه مانند ملکیت است و مطلق می باشد و این اضافه به اجزاء نیست بلکه فقط طبیعت بدون لحاظ اجزاء به آن اضافه شده است (مانند ملکیت که ملک زید بود و ملکیت هم مطلق بود و زمان در آن قید نبود) دیگر این اشکال مرتفع می شود. همان طور که در بیع این اشکال مطرح نیست در بیع این مال ملک مطلق کسی بود و الان ملک مطلق کس دیگری شده است در نماز هم این امر امکان دارد.

 بله در جایی که فرد نماز سابقه را به تمامه خوانده باشد مثلا نماز ظهر را به جا آورده باشد و بعد بخواهد به عصر عدول کند در این صورت نمازی که به جا آورده است اصلا نماز نیست.

خلاصه آنکه عدول در اثناء از لاحقه به سابقه و بالعکس جایز است البته در فرضی که ما ماهیت را به زمان اضافه کنیم نه اجزاء را.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo