< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 66

بسم الله الرحمن الرحیم

 گفتیم که از قاعده ی تجاوز و از صحیحه ی زراره و فضیل استفاده می شد که اگر کسی تا آخر وقت شک بکند، شک او در محل و در وقت است و اگر وقت تمام شود و شک کند چون محل تجاوز کرده است نباید به شک خود اعتنا بکند. بنابراین دیگر به حدیث من ادرک احتیاج نداریم.

در مورد قاعده ی تجاوز گفته شده است که میزان در مضی وقت این نیست که وقت مقرر شرعی گذشته باشد بلکه میزان این است که فرصت برای خواندن یک نماز وجود نداشته باشد. اگر وقت سعه دارد شک در وقت است و اگر سعه نداشته باشد شک بعد از وقت است و قاعده ی تجاوز جاری می شود.

ما برای حل این مسئله به سراغ حدیث من ادرک می رویم. گاه ما به دنبال عنوان وقت و خارج وقت هستیم یعنی می گوییم که به عنوان اینکه وقت هست باید به شک اعتنا کنم و به عنوان اینکه خارج وقت است نباید به شک اعتنا نمایم.

 گاهی هم به وقت و خارج وقت کاری نداریم بلکه به دنبال مفاد صحیحه ی زراره هستیم که می گوید: اگر شک در وقت فوت حاصل شد باید اعتنا کرد و اگر خارج از وقت فوت شک کردید نباید اعتنا کرد و در خود صحیحه ی وقت فوت تفسیر شده است که عبارت است از وقتی که اگر آن وقت بگذرد دیگر نمی شود نماز را اداة به جا آورد از این رو معیار این است که صلاة ادایی باشد یا نه (نه وقت و خارج وقت)

اگر عنوان مورد نظر ما وقت باشد، در این صورت قاعده ی من ادرک قاصر از این است که این مطلب را تمام کند زیرا آن مقداری که از حدیث من ادرک استفاده می کنیم این است که یا (المدرک للرکعة مدرک للصلاة) که در این مورد میزان، (من موصوله) است یعنی کسی که یک رکعت را درک می کند نماز را درک کرده است در این صورت شخص مدرک للرکعة به منزله ی شخص مدرک لجمیع الصلاة است.

گاه من موصوله را کنار می گذاریم و می گوییم ادارک یک رکعت از وقت به منزله ی ادراک صلاة است.

البته این با قطع نظر از احتمال سومی است که قبلا گفتیم و آن اینکه اصلا تنزیلی در کار نیست بلکه مورد از باب کفایت ادراک یک رکعت است و من ادرک در مقام بیان حکم شرعی است که شرعا ادارک یک رکعت کفایت می کند. مثلا ممکن است در یک روایت تصریح شود که با اینکه وقت نماز گذشته است ولی اگر یک رکعت را درک کنی کافی است. ما این احتمال سوم را ترجیح داده بودیم به این دلیل که در تنزیل کردن غیر وقت به وقت نباید بگویند که یکی وقت است و دیگری وقت نیست از این رو این با تعبیر به (من ادرک رکعة من الوقت) سازگار نیست زیرا این تعبیر می گوید که فقط یک رکعت را در وقت می خواند و سه رکعت را در غیر وقت. از این رو حمل این بر تنزیل خارج وقت منزله ی وقت سازگار نیست. در سایر موارد که حقیقت ادعایی است هم همین گونه است مثلا وقتی کسی می گوید زید اسد نباید بگوید که فرزندش هم در مدرسه درس می خواند زیرا این کلام با حقیقت ادعایی او منافات دارد و بچه ی شیر در مدرسه درس نمی خواند.

 از این رو تنزیل وقت به منزله ی خارج وقت مشکل است و این یکی از اشکالاتی است که به قاعده ی من ادرک وارد شده است.

اشکال دیگر این است که اگر از باب تنزیل، خارج وقت به منزله ی داخل وقت باشد شک در وقت را ثابت نمی کند.

این نکته را هم باید بگوییم که از قاعده ی تجاوز دو قاعده فهمیده نمی شود که یکی در وقت باشد که باید به آن عمل کرد و یکی در خارج وقت که نباید به آن عمل کرد. بلکه این از باب حکم عقلی زیرا کسی که در وقت است اگر در اتیان تکلیف شک کند عقلا باید آن را اتیان کند و اگر در روایت زراره است که اگر کسی در وقت شک کرد باید نماز را بخواند، از آن حکم مولوی استفاده نمی شود زیرا اینجا جای حکم مولوی نیست زیرا مقام امتثال جای حکم مولوی نیست امتثال به حکم عقل است.

 بنابراین اگر قاعده ی تجاوز نبود و من بعد از امتثال شک می کردم که عمل را صحیح و با اجزاء و شرایط اتیان کرده ام عقل، قاعده ی اشتغال و استصحاب (در مواردی که جاری است) می گفت که چون در امتثال شک داری باید اعتنا کنی. بله شرع می تواند بگوید که در این مورد لازم نیست آن را اتیان کنی ولی نمی تواند حکم کند که باید اتیان کنی زیرا اتیان به حکم عقل است و نیازی به بیان شارع ندارد.

 به بیان دیگر اگر داخل وقت شک در اتیان عمل کنیم و عمل را به جا نیاوریم شارع ما را دو عقاب نمی کند یکی به خاطر عدم عمل به حکم عقل و یکی به خاطر عدم عمل به حکم شرع زیرا همان حکم عقل کافی بوده است.

 همچنین است حکم اخبار احتیاط و اخبار برائت در مواردی که عقل حکم به احتیاط و یا برائت می کند که همه احکام ارشادی هستند نه مولوی (مگر اینکه زائد بر حکم عقل احکامی را در بر داشته باشند)

 خلاصه اینکه قاعده ی تجاوز راجع به اعتنا به شک در داخل وقت، شارع حکمی ندارد و حکم او ارشادی است ولی راجع به عدم اعتنا در خارج وقت حکم شرعی است. بر این اساس نمی توانیم با (من ادرک رکعة من الوقت فقد ادرک الصلاة) بگوییم که تو که یک رکعت وقت داری در واقع در وقت هستی و در نتیجه حکم شرعی داری.

 حال این سؤال مطرح است که در این صورت آیا عقل و یا استصحاب عدم اتیان حکم می کند که باید نماز را بخوانی یا اینکه چنین حکمی نمی کند به این گونه که اگر روایات من ادرک نبود نمی بایست به این شک اعتنا می کردیم؟

 به هر حال یک احتمال این است که الان وقت باشد و احتمال دیگر این است که الان خارج وقت است. اگر الان خارج وقت باشد در این صورت حکم تعبدی شرعی وجود دارد و اگر هنوز وقت باشد حکم شرعی وجود ندارد بلکه فقط حکم عقلی وجود دارد. حال که عقل می خواهد حکم کند که باید نماز را اتیان کنیم اول می گوید که باید ثابت کنید که وقت باقی است تا من بگویم که باید به شک خود اعتنا کنی.

نقول: هرچند حکم عقل فی نفسه مقید به وقت نیست ولی بعد از اینکه شارع جلوی حکم عقل و استصحاب را گرفته است و گفته است که اگر وقت خارج شده است نباید به شک اعتنا کنید در این صورت لازم است که در ابتدا شک در وقت را ثابت کنیم تا بعد حکم عقل بتواند بر آن مترتب شود که در نتیجه مجبور باشیم به شک اعتنا کنیم.

شبهه ی دیگر این است که کسی که نماز نخوانده است و فقط یک رکعت فرصت دارد او می تواند نماز را بخواند و نماز او در حکم نمازی است که کاملا در وقت واقع شده است. در احادیث من ادرک آمده است که فردی است که خواب مانده است یا مانعی برایش پیش آمده است و نماز نخوانده است و الان که یک رکعت فرصت دارد نمازش را باید بخواند. از این رو این من ادرک برای کسی است که نماز نخوانده است بنابراین باید نماز نخواندن اثبات شود و این با استصحاب عدم اتیان به نماز ثابت می شود. بنابراین جریان من ادرک موقوف بر جریان استصحاب است و جریان استصحاب موقوف بر اینجا تجاوز در کار نباشد و فرض این است که تجاوز شده است از این رو قاعده ی تجاوز مقدم بر استصحاب است و در نتیجه که استصحاب جاری نمی شود موضوع برای من ادرک هم محقق نمی شود و من ادرک جاری نمی گردد.

 ظاهرا این شبهه صحیح است.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo