< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 69

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در جایی است که پنج رکعت به غروب مانده است و شک دارم نماز ظهر و عصر را خوانده ام یا نه.

 اشکالی که در جلسه ی قبل مطرح کرده بودیم این بود که نسبت به عصر قاعده (من ادرک) جاری می شود و برای ظهر هم اگر بخواهد جاری شود وقت ظهر با وقت عصر مزاحم می شود و تا قاعده ی (من ادرک) در عصر جاری نشود این مزاحمت رفع نمی شود از این رو الان که تا غروب پنج رکعت باقی مانده است قاعده ی (من ادرک) نسبت به ظهر و عصر هیچ کدام جاری نیست زیرا نسبت به عصر هنوز وقت باقی است (زیرا چهار رکعت مانده به غروب از مختصات عصر است) و نسبت به ظهر هم اگر جاری بشود با وقت عصر مزاحمت پیدا می کند و در روایات آمده است که هنگام مزاحمت، عصر مقدم است.

 بله اگر (من ادرک) در عصر جاری بود مشکل رفع می شد زیرا نماز عصر را می شد هنگامی خواند یک فقط یک رکعتش در وقت باشد و برای نماز ظهر هم وقت کافی باقی می ماند ولی مشکل در این است که در عصر (من ادرک) جاری نمی شود زیرا چهار رکعت به غروب مختص به عصر است.

حال باید دید که آیا این اشکال را می توان رفع کرد یا نه؟

 در جلسه ی قبل یک جواب مطرح شده بود و آن اینکه مجموع دو صلاة را یک مطلوب در نظر بگیریم و به عبارت دیگر بگوییم یک هشت رکعتی مطلوب شارع است و ما چون نمی توانیم هشت رکعت را در وقت بخوانیم از این رو دلیل (من ادرک) جاری می شود و می گوید اگر مقداری در خارج از وقت واقع شد اشکال ندارد.

 در جلسه ی قبل اشکالات این جواب را مطرح کردیم و امروز اضافه می کنیم این جواب اشکال فوق را رفع نمی کند زیرا همان طور که گفتیم (من ادرک) در عصر و ظهر هیچ کدام به تنهایی جاری نیست حال اگر فرض کنیم که آن هشت رکعت با هم مطلوب شارع باشد با این حال باز این هشت رکعت یک مرکبی است که حاوی دو جزء است که هر یک از آن اجزاء وقت مختص دارد.

 به بیان دیگر اگر واقعا این هشت رکعت یک مرکب است پس باید بتوان گفت که اگر یک رکعت از این مرکب در وقت باشد باز هم (من ادرک) جاری می شود. ولی واضح است که قائل به این قول نمی تواند به این کلام ملتزم باشد. از این رو قائل به این قول اذعان دارد که این مرکب خود حاوی دو جزء است که هر جزء وقت خاص به خودش را دارد. حال که چنین است باز همان اشکال اول باقی است و این جواب نمی تواند آن را مرتفع کند.

جواب دیگر این است که ما چون مجبور هستیم به صحیحه ی حلبی عمل کنیم از این رو گرفتار مزاحمت شده ایم. در صحیحه ی حلبی آمده بود که اگر وقت برای خواندن هر دو نماز کافی نباشد و خوف فوت یکی از دو نماز وجود داشته باشد باید نماز عصر را مقدم داشت که اگر نماز ظهر اگر مقدم کنیم هر دو نماز از ما فوت می شود

 در بیان علت فوت ظهر دو احتمال مطرح کردیم یکی اینکه ممکن است هنگام تزاحم، مصلحت عصر مقدم باشد و موجب شود که ظهر اصلا مصلحتی نداشته باشد که اگر واقع شود نمازی است بدون مصلحت و باطل. از این رو عصر باطل می شود چون وقتش می گذرد و ظهر باطل می شود چون مصلحت ندارد.

 احتمال دیگر این بود که همانطوری که قبل از تضییق وقت عصر مشروط به این بود که قبلش ظهر خوانده شود از این طرف هنگامی که وقت ضیق است ظهر مشروط به این است که عصر نباشد یعنی ظهر هنگامی صحیح واقع می شود که عصر اتیان شده باشد به این معنا که اگر عصر اتیان نشده باشد در واقع شرط ظهر تحقق ندارد.

 بنابراین عصر از فوت می شود چون وقتش می گذرد و ظهر فوت می شود چون شرطش متحقق نشده است.

 به هر حال به دلیل صحیحه ی حلبی جایی را شامل می شود که وقت ضیق باشد و خوف فوت عصر وجود داشته باشد.

برای حل اشکال فوق می گوییم: وقتی (من ادرک) در عصر جاری می شود در واقع خوف فوت در عصر از بین می رود و زمان هم به قدر کافی برای ظهر هست. به عبارت دیگر من با اجرای (من ادرک) دیگر خوف فوت ندارم بنابراین مزاحمتی در کار نیست. بنابراین با اجرای (من ادرک)، موضوع برای صحیحه ی حلبی منقح می شود و در نتیجه می گوییم خوف فوت نیست.

تا اینجا آنچه گفتیم طبق مبنای ما بود اما مطابق مبنای دیگران که اگر یک جزء از نماز خارج از وقت واقع شود دیگر وقت گذشته است و تجاوز حاصل شده است.

 طبق این مبنا اگر قائل شویم چهار رکعت آخر به عصر اختصاص دارد در این صورت در نماز ظهر قاعده ی تجاوز جاری است زیرا وقتش گذشته است و در نماز عصر تجاوز جاری نیست.

 طبق این مبنا صوری تصور شده است که باید آنها را بحث کنیم یکی از آن صور این است که یا من هر دو نماز را با هم اتیان کرده ام و یا هر دو را ترک کرده ام (این احتمال را نمی دهم که شاید یکی را آورده باشم و یکی را ترک کرده باشم)

 ان شاء الله این صور را بحث می کنیم.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo