< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 71

بسم الله الرحمن الرحیم

 در جلسه ی قبل در مورد این فرض که کسی شک داریم ظهرین را خوانده است یا نه و تا غروب پنج رکعت بیشتر باقی نمانده است حکمش چیست.

 گفتیم: بنا بر اینکه اصل در اطراف علم اجمالی مطلقا جاری نباشد در این صورت استصحاب عدم اتیان به ظهر و قاعده ی اشتغال که محکوم دو اصل دیگر بودند آن دو خودشان قابل استفاده می شوند. قاعده ی اشتغال اقتضا می کند که نماز عصر را باید اتیان کنیم و استصحاب عدم اتیان به ظهر هم می گوید باید ظهر را به جا آوریم.

 حال اگر بنا گذاشتیم که می توانیم از صحیحه ی حلبی استفاده کنیم (هرچند موضوع در صحیحه کسی است که نماز را نخوانده است ولی می توانیم از آن استفاده کنیم که کسی که ملزم است نماز را بخواند او هم مشمول صحیحه است.) در نتیجه او هم اگر خوف فوت نداشته باشد باید ظهر را بر عصر مقدم کند و الا اول باید عصر را بخواند.

از راه دیگری هم می توان مطلب را تمام کرد و آن اینکه من که شاک هستم آیا هر دو نماز را به جا آورده ام یا نه در این حال دو احتمال وجود دارد: یکی این است که هر دو نماز را به جا نیاورده باشم و یکی اینکه هر دو نماز را خوانده باشم. اگر هر دو نماز را نخوانده باشد مشمول صحیحه ی حلبی هستم و باید اول نماز ظهر را بخوانم زیرا اگر نماز عصر را در محل خودش بخوانم و فقط یک رکعت را درک کنم، حدیث من ادرک به کمک ما می آید و می گوید همه اش در وقت واقع شده است در نتیجه وقت عصر با ظهر مزاحم نیست زیرا هنگامی مزاحمت ایجاد می شود که خوف فوت نماز عصر برود ولی در این صورت خوف فوت نیست از این رو نماز ظهر که وقتش باقی است را بدون هیچ مشکلی می خوانم و بعد عصر را.

 بنابراین اگر اصل را در طرفین علم اجمالی جاری ندانستیم اول باید ظهر را بخوانیم و بعد عصر را.

تا اینجا بر این اساس بود که ما اصلین را در اطراف علم اجمالی جاری ندانیم. ولی اگر اصول را در اطراف آن در صورتی که مخالفت عملی به وجود نیاید جاری بدانیم (مثل ما نحن فیه) در این صورت قاعده ی تجاوز می گوید وقت ظهر گذشته است و نباید به شک در اتیان ظهر اعتنا کنم و استصحاب اقتضا می کند که نماز عصر خوانده نشده است در این صورت باید نماز ظهر را نخوانم و نماز عصر را بخوانم.

به این اشکال شده است که صورت مسئله در جایی است که من علم دارم یا ظهرین هر دو را اتیان کرده ام و یا هر دو را ترک کرده ام از این رو اجرای دو اصل مزبور موجب مخالفت با علم می شود و موجب می شود اتیان عصر در هر صورت لغو باشد زیرا اگر نماز ظهر و عصر هر دو را خوانده ام در این صورت انجام نماز عصر لغو است و اگر هر دو را نیاورده ام در این صورت باید ترتیب بین ظهر و عصر را رعایت کنم و نمی توانم اول عصر را بخوانم (البته طبق این مبنا که در این پنج رکعتی که وقت باقی هر دو نماز را می توانم بخوانم)

 گاه گفته می شود که با قاعده ی تجاوز می توان ترتیب را درست کرد:

توضیح ذلک: در روایت داله بر ترتیب آمده است (الا ان هذه قبل هذه) و در آن چند احتمال وارد است یکی این است که ظهر به عنوان قبلیت اعتبار شده است.

 یکی این است که بعدیت عصر از ظهر یا قبلیت الظهر شرط در عصر است.

 یکی اینکه عنوان ترتب عصر بر ظهر را باید ثابت کنیم.

 هر یک از این سه احتمال باشد قاعده ی تجاوز نمی تواند مشکل را حل کند. زیرا قاعده ی تجاوز نهایت کاری که می کند این است که حال که وقت گذشته است بنا بگذار ظهر خوانده شده است. ولی واضح است که قاعده ی تجاوز حیثی است و دیگر ثابت نمی کن که شرط عصر هم محقق شده است اینکه قول به اینکه اگر ظهر خوانده شده باشد پس شرط عصر هم محقق شده است مثبت می باشد.

 احتمال چهارم این است که ما می خواهیم نماز ظهر وجوبش حاصل شود و بعد از تحقق وجوب ظهر نماز عصر خوانده شود. در ما نحن فیه هم شاید بتوان گفت که آنچه از (الا ان هذه قبل هذه) فهمیده می شود عنوان قبلیت و بعدیت و یا عنوان ترتب نیست بلکه فقط این است که انسان باید نماز ظهرش را بخواند و بعد از آن باید عصر را بخواند. اگر چنین باشد قاعده ی تجاوز می گوید نماز ظهر خوانده شده است و الان می شود عصر را خواند.

ولی مشکل حل نمی شود زیرا نماز ظهر دو حیثیت دارد یکی این است که خودش یکی از واجبات است و دیگر اینکه نماز ظهر برای نماز عصر شرط است. قاعده ی تجاوز فقط حیثیت اولی را درست می کند ولی حیثیت دوم که وجوب شرطی است را نمی تواند درست کند.

 مثلا اگر من بعد از نماز ظهر شک کنم وضو گرفته بودم یا نه در اینجا قاعده ی تجاوز نسبت به نماز ظهر می گوید تو وضو داری و نماز ظهر تو با طهارت بوده است ولی دیگر ثابت نمی کند که برای نماز عصر هم لازم نیست وضو بگیری در این صورت باید برای نماز عصر وضو گرفت زیرا وقت برای نماز عصر نگذشته است و قاعده ی تجاوز در آن جاری نیست.

 اشکال نشود که این در واقع نوعی تناقض است زیرا هم حکم می کنیم که فرد وضو دارد و هم ندارد زیرا می گوییم: در عالم تعبد این کار مشکلی ایجاد نمی کند.

 به هر حال در ما نحن فیه قاعده ی تجاوز فقط ثابت می کند که نماز ظهر خوانده شده است ولی دیگر از جهت اشتراط ظهر برای عصر نمی تواند کاری بکند.

بنابراین قاعده ی تجاوز نه می تواند قبلیت را ثابت کند نه بعدیت را و نه ترتب را. از این رو در ما نحن فیه باید نماز ظهر را برای تحصیل شرط نماز عصر بخوانم و بعد نماز عصر را بخوانم و قبلا هم گفته بودیم که مطابق صحیحه ی حلبی اول باید ظهر را خواند زیرا خوف فوت نیست و بعد عصر را.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo