< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 79

بسم الله الرحمن الرحیم

 گفتیم بعضی از روایات در مورد دخول در غیر مطلق هستند و بعضی عام.

 در روایت دیگری می خوانیم که کسی در هوای رفتن به سجده است و در رکوع شک می کند که امام علیه السلام حکم به عدم اعتنا می کند و دیگر مربوط به برخاستن از سجده به سمت قیام است که فرد شک می کند که امام حکم به اعتنا می کند. در جمع بین این روایات بحث و کلام وجود دارد. مطابق آنچه ما گفتیم روایاتی که در آن از عناوینی مانند، حمد، تکبیر، رکوع، سجود و غیره سخن به میان آمده است استفاده نمی کنیم که در این عناوین خصوصیتی وجود دارد، میزان ذیل این روایات است که معیار را تجاوز از شیء و یا دخول در غیر می داند و آن عناوین هم از باب مثال است و موجب نمی شود که آن کبری اختصاص به آن عناوین پیدا کند. از این رو در بعضی از روایات می بینیم که صورت بعد از نماز را مطرح کرده اند.

 به هر حال برای اینکه ثابت کنیم این عناوین خصوصیتی ندارند به موثقه ی عبد الرحمان تمسک می کنیم که مربوط به رفتن به سمت سجود است که امام فرمود به شک خود در رکوع اعتنا نکن. از این رو هوی الی السجود هم ذکر شده است که در آن عناوین وجود نداشته است.

از بعضی از کسانی که در مبنا با ما مشترک هستند نقل شده است که گفته اند مراد از سجود در روایات همان هوی الی السجود است.

نقول: واضح است که سجده به معنای رفتن به سمت سجده نیست.

 همچنین گفته شده است که برای هوی مراتبی وجود دارد و از زمانی که فرد به سمت سجده می رود تا به آن برسد مراتبی وجود دارد و فرد کم کم خم می شود تا آنکه سرش را به سجده بگذارد و مراد از روایت همان آخرین مرحله ی هوی می باشد که فرد سر بر سجده می گذارد.

نقول: این هم صحیح نیست زیرا لازمه ی آن این است که سجده خود به معنای هبوط در سجده باشد. هیچ احتیاجی نیست که این روایت را توجیه کنیم.

 از طرف دیگر روایت عبد الرحمان می گوید که اگر کسی هنگام برخاستن در سجده شک کند باید بر گردد و آن را به جا آورد. این هم از باب تقیید در باب شکوک است که شارع به ما دستور داده است در این مورد به شک اعتنا کنیم.

بحث دیگر این است که حکم شارع به عدم اعتنا به شک (در جایی که از آن تجاوز کرده ایم) آیا از باب رخصت است یا عزیمت یعنی نباید به شک اعتنا کنیم یا اینکه می توانیم اعتنا نماییم.

 برای عزیمت گفته شده است که در روایت برای عدم اعتنا امر وارد شده است و امر دلالت بر وجوب می کند.

نقول: این اوامر ارشادی است و دلالت بر وجوب ندارد و اگر امر دلالت بر وجوب هم داشته باشد در این موارد چون در مقام دفع توهم حذر است دلالت بر وجوب ندارد زیرا انسان فرد تصور می کند که هر وقت در عملی شک کردیم باید برگردیم و آن را انجام دهیم از این رو این اوامر می گوید چنین اجباری در کار نیست.

 بعضی گفته اند: ما به اوامر کاری نداریم بلکه چون امام علیه السلام می فرماید: (فشکک لیس بشیء) از آن استفاده می شود که اگر بخواهیم به شک اعتنا کنیم تشریع می شود و این ملحق به زیادی عمدی می شود.

نقول: قول امام در روایت به این معنا است که به شک خود اعتنا نکن که دوباره این بحث مطرح است که عدم اعتنا از باب رخصت است یا عزیمت و واضح است که اگر به معنای رخصت باشد و فرد به شک اعتنا کند تشریعی به وجود نمی آید. به عبارت دیگر اگر شارع را مرخص کرده باشد و ما بتوانیم به شک عمل کنیم دیگر زیادتی در مکتوبه به وجود نمی آید. مخصوصا که استصحاب و قاعده ی اشتغال هم به ما می گوید که به شک اعتنا کن.

 اگر هم استصحاب جاری نباشد می توانیم به عنوان خود نماز به جا آوریم و در روایات هم آمده است که اگر شک کردی و محلش باقی است به عنوان خود نماز به شک عمل کن.

 بنابراین با این دلائل نمی توان مطلب را حل کرد. در اینجا روایات دیگری است که می توان برای حل مطلب به آنها تمسک کرد و آن روایاتی است که می گوید فرد هنگامی که در مقام انجام عمل بوده است اذکر و اقرب به حق بوده است. هکذا روایاتی که می گوید: (بلی قد رکعت) از این روایات استفاده می شود که ما متعبد بر این هستیم که عمل صحیح انجام شده است. روایت (هو حین ما یتوضا اذکر) یا اماره است و یا اصلی تعبدی مانند اصالة عدم غفلت است یعنی کسی که در مقام این است که مأمور به را انجام دهد آن را صحیح انجام می دهد. به عبارت دیگر این از باب اصل محرز است که ما تعبد به وجود می کند. حال اگر شارع ما را متعبد کرد که ما رکوع را به جا آورده ایم اگر من رکوع دیگری را به جا آورم این از باب زیاده در مکتوبه است.

 بله در باب قرائت و ذکر اگر کسی آن را دوباره و به قصد رجاء به جا آورد معلوم نیست که مضر باشد.

 بنابراین ما قائل است که این از باب عزیمت است نه رخصت.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo