< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت‌الله مکارم

مبحث خیارات

98/01/27

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: ربای معاملی

بحث در مسأله ی دوم از مسائل ربای معاملی است. یکی از معماهای بحث ربا در اینجا مطرح می شود:

مسألة 2 - كل شئ مع أصله بحكم جنس واحد (هر چیزی که از دیگری مشتق شده به حکم همان است و با تفاضل نمی توان آن را معامله کرد.) وإن اختلفا في الاسم كالسمسم (کنجد) والشيرج (روغن کنجد)، واللبن مع الجبن (شیر با پنیر) والمخيض (دوغ) واللباء (شیر آغاز) وغيرها، والتمر والعنب مع خلهما (سرکه ی انگور با انگور و سرکه ی خرما با خرما از یک جنس است با اینکه یکی مایع است و دیگری جامد و یکی ترش است و یکی مایع و موارد استعمال آنها نیز با هم متفاوت است مخصوصا که اگر خرما نجس باشد و سرکه شود، پاک می شود.) ودِبسهما، (شیره ی آن دو) وكذا الفرعان من أصل واحد كالجبن مع الأقَط (پنیر و کشک که هر دو از شیر گرفته می شوند) والزَبَد (کره) وغيرهما.[1]

 

اقوال علماء:

این مسأله بین اصحاب مشهور است و در جلسه ی گذشته کلام صاحب جواهر را خواندیم.

صاحب حدائق می فرماید: الظاهر انه لا خلاف في أن كلما يعمل من جنس واحد فإنه يحرم التفاضل فيه، كالحنطة و دقيقها، إذ الطحن لا يخرجها عن الحقيقة، (آرد کردن گندم را از گندم بودن خارج نمی کند) و كذا كل جنس مع فرعه، مثل التمر و الدِبس و الرطب و العصير، و العنب و الزبيب. (اینها هرچند اسمشان با هم متفاوت است ولی از یک اصل هستند و نمی توان آنها را با تفاضل خرید و فروش کرد).[2]

 

دلیل مسأله:

روایات مربوط به جایی است که مثلا گندم تبدیل به آرد شود از این رو آن دو یکی محسوب می شوند ولی از این روایات نمی توان الغاء خصوصیت کرد و پنیر را با کره و دوغ یکسان دانست و هکذا در سرکه ی انگور و خود انگور.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ فَقَالَ إِذَا كَانَا سَوَاءً فَلَا بَأْسَ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِنْطَةِ وَ الدَّقِيقِ‌ فَقَالَ إِذَا كَانَا سَوَاءً فَلَا بَأْسَ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِنْطَةِ وَ الدَّقِيقِ فَقَالَ إِذَا كَانَا سَوَاءً فَلَا بَأْسَ. [3]

 

عَنْ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي الرَّبِيعِ‌ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَرَى فِي التَّمْرِ وَ الْبُسْرِ الْأَحْمَرِ (خرما با خارکی که قرمز شده) مِثْلًا بِمِثْلٍ قَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ فَالْبُخْتُجُ‌ (اصل آن پخته بوده یعنی آب انگور را می پختند) وَ الْعِنَبُ مِثْلًا بِمِثْلٍ قَالَ لَا بَأْسَ. [4]

 

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِي الْبُرِّ بِالسَّوِيقِ (گندم با آرد مخصوص) فَقَالَ مِثْلًا بِمِثْلٍ لَا بَأْسَ قُلْتُ إِنَّهُ يَكُونُ لَهُ رَيْعٌ‌ (سویق غلظت دارد) إِنَّهُ يَكُونُ لَهُ فَضْلٌ فَقَالَ أَ لَيْسَ لَهُ مَئُونَةٌ (تبدیل گندم به سویق مؤونه دارد و زحمت و کار بیشتری را می طلبد) فَقُلْتُ بَلَى قَالَ هَذَا بِذَا (آن غلظت و زیاده در مقابل این زحمت) وَ قَالَ إِذَا اخْتَلَفَ الشَّيْئَانِ فَلَا بَأْسَ مِثْلَيْنِ بِمِثْلٍ يَداً بِيَدٍ. [5]

در باب 9 روایات مشابهی وجود دارد.

 

عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ رِجَالِهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ:... وَ مَا كِيلَ أَوْ وُزِنَ مِمَّا أَصْلُهُ وَاحِدٌ فَلَيْسَ لِبَعْضِهِ فَضْلٌ عَلَى بَعْضٍ (بنا بر این علماء این قاعده ی کلیه را از آن استفاده کرده اند که ملاک این است که اصل آنها واحد است یا نه.)... [6]

این روایت هم مرسله است و هم مضمره. در عین حال علماء بسیار به این روایت عمل کرده اند.

همچنین در دلالت آن این بحث است که آیا واحد بودن اصل این مقدار توسعه دارد که سرکه ی خرما با خرما و یا شیر با مشتقات آن را هم شامل می شود. مثلا شیر با کره و پنیر که گاه پنج کیلو شیر را تبدیل به یک کیلو پنیر می کنند آیا نمی توان یک کیلو پنیر را به بیش از یک کیلو شیر معاوضه کرد؟ آیا روایات از این موارد انصراف ندارد؟

نقول: باید قائل به تفصیل شد و گفت: گاه فرق مانند گندم و آرد است که فقط اسمش عوض می شود و تغییر فیزیکی پیدا کرده اند و الا اصل آنها واحد است و نباید با تفاضل خرید و فروش شود. همچنین است در مورد خرما و شیره ی خرما و هکذا کنجد و روغن آن.

اما فراتر از آن که امام قدس سره و فقهاء گفته اند را نمی توانیم بپذیریم. بنا بر این در خرما و سرکه دلیل نداریم. مانند نفت که گفته می شود اصل آن درختان و حیوانات بوده است ولی به حدی تغییر ماهیّت داده است که کاملا چیز دیگری شده است.

 

مسألة 3 - اللحوم والألبان (شیرها) والأدهان (روغن) تختلف باختلاف الحيوان، (مانند گوشت گوسفند با گوشت گاو) فيجوز التفاضل بين لحم الغنم ولحم البقر، وكذا بين لبنهما أو دهنهما (می شود دو کیلو گوشت گوسفند را با سه کیلو گوشت گاو معاوضه کرد).[7]

دلیل مسأله:

دلیل اول: این مسأله اجماعی است و صاحب جواهر و غیره بر این مسأله ادعای اجماع کرده اند.

دلیل دوم: این حکم مطابق قاعده است که می گوید اگر دو جنس با هم تفاوت داشته باشند معاوضه ی آنها با تفاضل جایز است.

دلیل سوم: در این مورد هیچ روایتی وارد نشده است.

البته بسیاری از افراد می گویند که بز و گوسفند جنس واحد محسوب می شوند و به نظر ما قابل تأمل است مخصوصا با توجه به اینکه قیمت، خاصیت و اسم آنها مختلف می باشد.

 


BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo