< فهرست دروس

درس خارج اصول آیت الله مظاهری

92/08/05

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: حجیت اجماع

بحث دیروز رسید به این جا که در باب حجیت اجماع 6 قول هست و این 6 قول تقریبا همه اش هم یک شهرتی روی آن است شاذ نیست.
یکی اجماع دخولی که دیروز من عرض کردم من معنایش را نمی دانم چیست؟ فقط تقریری که بزرگان کرده اند تقریر کردم که می گویند اگر جلسه ای بود از فقهاء و همه فقهاء یک حرف زدند یک آدم ناشناسی در آن جلسه بود می فهمیم آن آدم ناشناس امام است امام معصوم.
اگر یادتان باشد صاحب معالم مثل این که توجه به اشکال پیدا کردند بردند مسئله را در زمان حضور که اگر جلسه ای از فقهاء در زمان حضور باشد همه آنها یک چیز گفتند یک آدم ناشناسی توی آنها بود آن آدم ناشناس امام صادق علیه السلام است مثلا، امام معصوم است.
صاحب معالم آمده اند سرمه چشمش کنند کورش کرده اند که دیروز عرض می کردم اصلا در زمان ائمه طاهرین اجتهاد بوده فتوی بوده اما خیلی شاذ بوده معمولا نقل روایات بوده خب معنایش این است که در یک جلسه ای اگر همه یک روایت نقل کردند خب معلوم است این روایت مال امام صادق علیه السلام است، یکی را شما می گویید حجت است چه رسد 10 نفر 20 نفر این روایت را نقل کرده باشند می شود روایت متواتر.
صاحب معالم انصافا هم فقیه بوده است هم اصولی آدم ملایی بوده است اما حالا این فرمایششان این جا مخصوصا این که دخولی هم شده اند نمی فهمیم یعنی چه؟
قدماء هم معمولا دخولی هستند این هم عجیب است که تا زمان شیخ طوسی که ایشان لطفی شده اند معمولا قدماء دخولی هستند و آنها زمان حضور را نمی گویند، زمان غیبت را می گویند اگر فقهاء همه یک جا جمع شدند و یک چیزی گفتند و یک ناشناس توی آنهاست این امام است پس گفته این ها حجت است و این اصلا در زمان قدماء این چنین چیزی واقع شده؟ می شود واقع بشود؟ آن آدم ناشناس را چه جوری از یکی از این ها نپرسیده این کیست؟ این آدم ناشناس توی این ها یعنی چه؟ دیگران بشناسند این نشناسد یعنی چه؟ و راستی این اجماع دخولی را من نمی دانم یعنی چه؟
از هر که بپرسد بگوید نمی دانم کیست؟ خب همین دیگر از هر که می پرسد این کیست؟ بگویند نمی دانیم کیست؟ خب نمی دانم کیست از کجا می گویی امام است دیگر؟ باید بداند کیست؟
این 10، 20 نفر اگر بخواهیم قولشان را حجت بکنیم بگوییم قول امام است باید این 10، 20 نفر بدانند، این آقا که توی این 10، 20 نفر است و نمی داند و آن آقایان می دانند برای این که می خواهید قولشان را مطابق با قول امام علیه السلام بکنید دیگر.
لذا مرحوم آخوند این را مرحوم شیخ ندارند مرحوم آخوند اسمش را نمی آورد اما می فرماید من جمله از تقریرات اجماع اجماع تشرفی آن وقت می فرمایند معنایش این است که بزرگان گاهی خدمت امام زمان می رسیدند و از ایشان مسئله نقل می کردند و نمی خواستند بگویند من تشرف پیدا کردم یا تکذیبشان می کردند یا این که صلاحشان نبود می گفتند اجماع داریم.
و این هم بدتر از اجماع دخولی است اصلا این چنین چیزی ما داریم؟ تا اسمش را بگذاریم اجماع؟ این آقا هم دروغ بگوید بگوید اجماع داریم به معنا قول امام به من گفته، اصلا وظیفه هست این برود مسئله بپرسد؟ اصلا وظیفه هست آقا امام زمان مسئله بگوید؟ این ها همه توی آن حرف هست، آقا امام زمان گفته اند من مجتهد جامع الشرایط را تعیین کردم این آقا حکمش حکم من است یعنی این آقا فتوی می دهد از ادله اربعه و فتوای این فتوای من است آقا امام صادق علیه السلام هم فرمودند این مجتهد است هر که این ها را رد کرده من را رد کرده هر که من را رد بکند خدا را رد کرده فهو فی حد الشرک بالله هم ولایت فقیه را درست کرده هم تقلید را.
و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه این وظیفه امام زمان است لذا این اجماع تشرفی مثل همان اجماع دخولی است نه می شود توجیه کرد نه می شود که وجهی برایش درست بکنیم، در حقیقت باید بگوییم این دو تا هیچ.
بر می گردد به این که قول کشفی ها می گویند که استاد بزرگوار ما حضرت امام توی درس خیلی پافشاری داشتند می گویند خب معلوم است فقهاء همه آنها اگر یک حرف بزنند دلیل بر این است که امامشان گفته، این ها اطرافیان امام علیه السلام هستند و اگر همه آنها یک چیز بگویند بدون مدرک، نمی شود که بدون مدرک، معلوم می شود کاشف از قول امام علیه السلام است.
حالا اشکالی که هست این است که این کاشف از قول امام است یعنی این ها خدمت امام رسیده اند؟
استاد بزرگوار ما آقای بروجردی می فرمودند کاشف از نص معتبر است که حضرت امام ایراد می کردند به آقای بروجردی می گفتند که ممکن است نص معتبر به ما برسد غیر از آن بفهمیم که آقایان فهمیده اند اما باز هم حرف آقای بروجردی خیلی بهتر از دیگران است کاشف از قول امام نه، کاشف از نص معتبر، خیلی از روایت ها به دست ما نرسیده، خدا درجاتش عالی عالیتر صاحب وسائل یک عمر زحمت کشیده توانسته وسائل را جمع کند بدهد به ما والا ما گیر بودیم دیگر، مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه یک عمر زحمت کشیده این کافی را نوشته خب این کافی تتمه من لا یحضره الفقیه است.
مرحوم شیخ طوسی آمده روی همین کافی دیگر تهذیب و استبصار را نوشته، معلوم می شود که یک روایاتی کافی داشته به دست شیخ طوسی نرسیده یک عده روایاتی مرحوم شیخ طوسی داشته به دست صدوق نرسیده که من لا یحضر نوشته، یک عده روایات صاحب وسائل دارد که توی این کتب اربعه نیست یک کتابهای دیگر پیدا کرده روایات را نوشته نظیر قرب الاسناد مثلا.
این جور بگوییم بگوییم اگر قدمای اصحاب همه همه یک فتوی دادند بدون اختلاف بدون احتیاط بدون این که یک منی توی آن بکنند یک اقوی و الاحوط و لیس ببعید و این ها نه، همه یک فتوی دادند کاشف از این است که نص معتبری بوده آن نص معتبر به ما نرسیده.
دیروز می گفتم خب اگر این کشفی ها باشند در متأخرین هم همین حرف را بزن چرا قدماء را می گویی؟ اگر متأخرین این ها که مهمتر از قدماء هستند متأخرین ما خیلی قوی تر از قدماء هستند ابن زهره کجا و فخر المحققین کجا؟ ابن براج کجا و شهیدین کجا؟ محققین کجا؟ خب آنها خوب بودند شکی نیست فقیه بودند اما متأخرین از هر نظر قابل قیاس نیستند با قدماء
حالا اگر همه متأخرین از شیخ طوسی تا صاحب جواهر همه این ها یک حرف زدند بدون اختلاف بدون لیس ببعید بدون الاقرب بدون احتیاط مسجل همه یک چیز گفتند دلیل که ندارند ندارند بلکه اصل هم مخالف با آن است خب کشف می کنیم یک نص معتبری دست آنها بوده به ما نرسیده، چه فرقی می کند بین قدماء و متأخرین؟
فقط حرفی که هست همین چیزی هست؟ نیست؟ می توانیم درست بکنیم؟ نمی توانیم درست بکنیم؟ این اختلاف هایی که در میان متأخرین است در میان قدماء نبوده اما بالاخره قدماء هم خیلی با هم اختلاف دارند لذا این اجماعاتی که قدماء دارند ما نمی دانیم یعنی چه؟ اگر بتوانید شما وجهی برای این اجماعهای ابن زهره درست کنید توی هر مسئله می گوید اجماع داریم مثل شیخ طوسی در خلاف، حالا در جاهای دیگر که نه، در مبسوط نه، در تهذیبین نه، اما در خلاف کم مسئله پیدا می شود در این سه جلد خلاف نگویند اجماع داریم دلیلنا اجماع الفرقه بعد هم می فرمایند که و تدل علیه کذا، لذا این اجماع ها یعنی چه؟ چیست؟
لذا پی می بریم که حرف شیخ انصاری که دیروز عرض می کردم خیلی قول خوبی است خیلی عالی است که استاد بزرگوار ما آقای بروجردی راجع به اجماع های خلاف فقط، آقای بروجردی لطفی هستند لذا کار به آن اجماع ها ندارد آقای بروجردی راجع به خلاف می گفتند این اجماع های شیخ طوسی معنایش این است که فی الکلام نص که دیروز می گفتم شیخ انصاری رضوان الله تعالی علیه توی فرائد این را نسبت به قدماء و متأخرین هر دو می دهد خیلی حرف خوب است که ما اصلا اجماع نداریم و این که ابن زهره هی می گوید دلیلنا اجماع الفرقه یا شیخ طوسی می گوید دلیلنا اجماع الفرقه یا این که صاحب جواهر می بینیم خیلی جاها می فرماید که دلیلنا الاجماع یا بلاخلاف و امثال این ها این ها همه مرادشان این است که یک اصطلاح شده، می خواهند بگویند یدل علی ذلک روایت لذا می گویند یدل علی ذلک الاجماع، مرحوم شیخ انصاری می فرمایند قدماء اسم می آورند چند نفر را پشت سر هم من جمله سید مرتضی و شیخ مفید را اسم می آورند از چند تا متأخرین اسم می آورند من جمله شهیدین و محققین را انصافا از کلام شیخ انصاری گذشتن خیلی مشکل است من نمی دانم چرا مرحوم آخوند توی کفایه به این حرف مرحوم شیخ انصاری هیچ اهمیت نداده اند؟ نمی دانم چرا؟ تشرف را گفته مرحوم آخوند و اما این حرف مرحوم شیخ انصاری توی فرائد را ایشان نگفته در حالی که بهترین اقوال همین است یک اصطلاح بوده آن هم اصطلاح تراشی همان که مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه ایشان در مبسوط اول مبسوط می فرمایند که عامه سرزنش می کردند ما را به فقه ما می گفتند ما فروعات داریم خیلی شما فروعات ندارید اصلا من برای این که بفهمانم به آنها فروعات داریم بیش از شما مبسوط را نوشتم این ها در مضیقه بودند مجبور بودند یک متابعتی از عامه بکنند لذا روایات تقیه خیلی داریم و از جمله آنها می گفتند که کتاب و سنت و عقل و اجماع و یک چهار پنج تا دیگر هم که 9 تا دلیل دارند عامه، ما می گفتیم که روایات فقط، دیدند تعییر و سرزنش می شود گفتند خب کتاب و سنت و عقل و اجماع اما گفتند به هم مراد از اجماع یعنی همان سنت یعنی دلیلنا الروایه دلیلنا النص.
یک قول دیگر هم هست به نام لطف گفته اند اگر همه فقهاء یک چیز بگویند واجب است بر امام زمان این ها را رد بکند اختلاف توی آنها بیندازد قاعده لطف همین است واجب است بر خدا که بعثت انبیاء ارسال کتب برای هدایت مردم خب اگر همه فقهاء خطا بروند واجب است بر امام زمان این ها را اختلاف توی آنها بیندازد به این ها بفهماند شما درست نگفتید بعضی ها هم آن حرف مرحوم شیخ مفید را نقل می کنند که آمدند از شیخ مفید سؤال کردند خانم مرده اما یک بچه توی دلش دارد چکار کنیم؟ فرمود زن را با بچه دفن کنید من نمی دانم این چنین چیزی از شیخ مفید باشد یا نه؟ اما خیلی مشهور است توی میان ما، رفتند بچه را دفن کنند یک نفر آمد گفت که آقا فرمودند این ها خیال می کردند شیخ مفید فرموده اند، آقا فرمودند شکم را پاره کنید بچه را در بیاورید شکم را بدوزید زن را دفن بکنید بعد از چند سالی آن آقا با این پسر یعنی پسر و پدر آمدند خدمت شیخ مفید کار داشتند آن وقت آن بابا گفت آقا این در اثر فتوای شماست برای این که اگر شما فتوی را نداده بودید زن را با این بچه دفن کرده بودیم و شما که فتوی دادید دیگر شکم را پاره کردیم بچه را در آوردیم، شیخ مفید دیدند نگفته اند تصمیم گرفتند دیگر فتوی ندهند منعزل بشوند آن وقت از طرف آقا امام زمان حالا یا شفاها یا کتبا یا پیاما به ایشان گفتند که علیکم الفتوی و علینا التسدید، شما فتوایتان را بدهید ما هم شما را نگه می داریم گفتند این قاعده لطف است.
خب خوب است اما حالا آیا وظیفه امام زمان است که از این کارها بکند؟ حالا یک استثنا حرفی است و اما یک کسی می خواهد رساله بنویسد علیکم الفتوی و علینا التسدید خب اگر این جور باشد چرا این قدر اختلاف توی رساله ها هست؟ هم در میان قدماء هم در میان متأخرین خب من لا یحضره الفقیه این کتاب فتوای صدوق است مبسوط هم کتاب رساله عملیه مرحوم شیخ طوسی است، برو بالاتر کافی را هم بگو، بعضی اوقات خود مرحوم کلینی می فرماید که افتی به، روایت را نقل می کند می گوید من به آن فتوی می دهم این همه اختلاف توی آنها چرا؟ خوب بود امام زمان بیاید همه این ها را یکی بکند، بنا نیست این جور چیزها و قاعده لطف در این چیزها آمدن آن هم با این قصه که نمی دانم درست است؟ یا درست نیست؟
بله آن جاهایی که تشیع در مخاطره باشد حتما امام زمان تشیع را حفظ می کند این مسلم است واما آن جاهایی که اختلاف فتوی باشد حالا مخصوصا که ما مخطئه هم هستیم می گوییم که اگر این فتوی مخالف با واقع در آمد این اجر و پاداشش را دارد آنها هم که عمل کرده اند اجر و پاداشش را دارند اگر مطابق واقع شد دو تا پاداش اگر مخالف واقع شد یک پاداش، این که قاعده لطف نمی آید
دیگر وقت تمام شد اینها یک چیزهایی است که کسی نگفته و شماها باید بگویید از شماها باید من استفاده کنم و جای حساسی هم رسیده ایم انصافا خیلی حساس است و این چیزها هم گفته نشده نمی دانم چرا؟ سرسری از اجماع رد شده اند از شهرت بعدش هم رد شده اند و ما توی دردسر عجیبی افتاده ایم.
حالا تقاضا دارم مطالعه کنید فکر کنید ببینید چیزی به نظر مبارکتان می رسد یا نه؟ تا فردا ان‌شاءالله.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo