< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد محمدمهدی شب‌زنده‌دار

97/08/20

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: استثناء منسوبین به اهل بیت علیهم السلام /مرتبه ی سوم (یدی) /مراتب امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه مباحث گذشته:

در سابق استثناء والدین از مراتب خشن امر به معروف و نهی از منکر بیان شد که مرحوم کاشف الغطاء به نحو فتوا و آیت الله سیستانی دام ظلّه به نحو اشکال این استثاء را در مورد مراتب خشن اعمّ از قول و فعل، مطرح فرمودند. اما به توجه به مباحث مطرح شده، نتیجه آن شد که دلیل معتبری بر این استثناء به دست نیامد هر چند که این استثناء وجیه به نظر می رسد.

1استثناء منسوبین به اهل بیت علیهم السلام و سادات

با توجه به روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام، استثنای دیگری را نیز می‌توان بیان نمود، و آن استثنای منسوبین به اهل

بیت علیهم السلام و سادات است هر چند که با تتبع صورت گرفته قائلی برای این قول یافت نشد.

1.1روایت کتاب تاریخ قم

همان گونه که گفته شد، روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام، منشأ این استثناء است و این روایت را مرحوم علامه مجلسی در جلد 50 بحار الانوار، در باب «مكارم أخلاقه و نوادر أحواله و ما جرى بينه و بين خلفاء الجور و غيرهم و أحوال أصحابه و أهل زمانه صلوات الله عليه» به نقل از کتاب «تاریخ قم» نقل می‌نماید. همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال آن را به نقل از بحار آورده است.[1] که روایت بدین شرح است:

« تَارِيخُ قُمَّ، لِلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقُمِّيِّ قَالَ رُوِّيتُ عَنْ مَشَايِخِ قُمَّ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ علیه السلام كَانَ بِقُمَّ يَشْرَبُ الْخَمْرَ عَلَانِيَةً فَقَصَدَ يَوْماً لِحَاجَةٍ بَابَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَشْعَرِيِّ وَ كَانَ وَكِيلًا فِي الْأَوْقَافِ بِقُمَّ فَلَمْ يَأْذَنْ لَهُ وَ رَجَعَ إِلَى بَيْتِهِ مَهْمُوماً.

فَتَوَجَّهَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ إِلَى الْحَجِّ فَلَمَّا بَلَغَ سُرَّ مَنْ رَأَى اسْتَأْذَنَ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ علیهما السلام فَلَمْ يَأْذَنْ لَهُ فَبَكَى أَحْمَدُ لِذَلِكَ طَوِيلًا وَ تَضَرَّعَ حَتَّى أَذِنَ لَهُ‌ فَلَمَّا دَخَلَ قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ مَنَعْتَنِي الدُّخُولَ عَلَيْكَ وَ أَنَا مِنْ شِيعَتِكَ وَ مَوَالِيكَ؟ قَالَ علیه السلام لِأَنَّكَ طَرَدْتَ ابْنَ عَمِّنَا عَنْ بَابِكَ. فَبَكَى أَحْمَدُ وَ حَلَفَ بِاللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنَ الدُّخُولِ عَلَيْهِ إِلَّا لِأَنْ يَتُوبَ مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ. قَالَ صَدَقْتَ وَ لَكِنْ لَا بُدَّ عَنْ إِكْرَامِهِمْ وَ احْتِرَامِهِمْ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَنْ لَا تُحَقِّرَهُمْ وَ لَا تَسْتَهِينَ بِهِمْ لِانْتِسَابِهِمْ إِلَيْنَا فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ.

فَلَمَّا رَجَعَ أَحْمَدُ إِلَى قُمَّ أَتَاهُ أَشْرَافُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ مَعَهُمْ فَلَمَّا رَآهُ أَحْمَدُ وَثَبَ إِلَيْهِ وَ اسْتَقْبَلَهُ وَ أَكْرَمَهُ وَ أَجْلَسَهُ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ فَاسْتَغْرَبَ الْحُسَيْنُ ذَلِكَ مِنْهُ وَ اسْتَبْدَعَهُ وَ سَأَلَهُ عَنْ سَبَبِهِ فَذَكَرَ لَهُ مَا جَرَى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْعَسْكَرِيِّ علیه السلام فِي ذَلِكَ فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِكَ نَدِمَ مِنْ أَفْعَالِهِ الْقَبِيحَةِ وَ تَابَ مِنْهَا وَ رَجَعَ إِلَى بَيْتِهِ وَ أَهْرَقَ الْخُمُورَ وَ كَسَرَ آلَاتِهَا وَ صَارَ مِنَ الْأَتْقِيَاءِ الْمُتَوَرِّعِينَ وَ الصُّلَحَاءِ الْمُتَعَبِّدِينَ وَ كَانَ مُلَازِماً لِلْمَسَاجِدِ مُعْتَكِفاً فِيهَا حَتَّى أَدْرَكَهُ الْمَوْتُ وَ دُفِنَ قَرِيباً مِنْ مَزَارِ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا.»[2]

از این روایت چنین استفاده می‌شود که منسوبین به اهل بیت علیهم السلام از امر به معروف و نهی از منکر استثناء شده اند و حتّی چنین به دست می آید که این استثناء امر واضح و معلومی بوده است که امام حسن عسکری علیه السلام، شخصیتی همچون احمد بن اسحاق قمی را مورد عتاب قرار می‌دهند و او را توبیخ می‌کنند.

1.2جهات مورد بحث در روایت

در سه جهت این روایت مناقشه و اشکال شده است که برای استدلال بدان، باید این سه جهت، باید مورد بررسی قرار بگیرد و این سه جهت عبارتند از:

    1. صدور روایت؛

    2. دلالت روایت؛

    3. تخصیص ادله‌ی امر به معروف و نهی از منکر به آن.

هر یک از این جهات سه گانه مورد بررسی قرار می گیرد.

1.3جهت اول : بررسی صدور روایت

اولین جهت مناقشه به این روایت، صدور آن است که حجتی بر صدور چنین روایتی دراختیار نیست. این عدم حجّت، به دلیل ضعف سند و مضمون است. که مناقشه‌های گفته شده در ناحیه‌ی سند و مضمون بررسی می گردد.

1.3.1 مناقشات ناحیه ‌ی سند

از ناحیه‌ی سند سه اشکال شده است.

1.3.2اشکال اول سندی: مؤلّف کتاب

اولین جهت در مناقشه‌ی سندی این روایت، مؤلف کتاب «تاریخ قم» است چرا که این کتاب به دو نفر « الحسن بن محمد بن الحسن القميّ» و «أبو علي الحسن بن محمد ابن الحسين الشيباني القمي» نسبت داده شده و وضعیت این دو فرد، از نظر علم رجال مجهول بوده است و رجالیون متقدّم درباره ایشان مطلبی بیان نفرموده‌اند. البته مرحوم محدّث نوری درباره‌ی « الحسن بن محمد بن الحسن القميّ» در خاتمة المستدرک خود چنین گفته است:

«قال في الرياض: الشيخ الجليل الحسن بن محمد بن الحسن القميّ، من أكابر قدماء علماء الأصحاب، و من معاصري الصدوق، و يروي عن الشيخ حسين بن عليّ بن بابويه- أخي الصدوق- بل عنه أيضا، فلاحظ.»[3]

اما توثیق ایشان با توجه به متأخّر بودن ایشان برای اثبات وثاقت مفید نیست و دلیل معتبری برای وثاقت نویسنده به جهت اعتماد به روایات وارد شده در این کتاب، وجود ندارد.

1.3.3اشکال دوم سندی: مترجم کتاب

اصل این کتاب عربی بوده است و اصل آن نیز به دست مرحوم علّامه مجلسی نرسیده و ترجمه آن در اختیار ایشان بوده و سپس بخش‌هایی از این کتاب ترجمه شده را مجدّد به عربی برگردانده است. ایشان چنین می‌گوید:

«و تاريخ بلدة قم كتاب معتبر لكن لم يتيسر لنا أصل الكتاب و إنما وصل إلينا ترجمته و قد أخرجنا بعض أخباره في كتاب السماء و العالم.»[4]

ترجمه این کتاب به دو نفر نسبت داده شده است که در مورد یکی از آنها نامی به میان نیامده و دیگری «الحسن بن عليّ بن الحسن بن عبد الملك القمّي‌»[5] معرفی شده که از نظر وثاقت فردی ناشناخته و مجهول است.

بنابراین اولا نمی‌توان مشخص نمود که این ترجمه‌ی موجود برای کدام مترجم است . ثانیاٌ بر فرض اثبات اسناد آن به فرد معلوم، وثاقت او ثابت نیست.

گذشته از این، دقت لازم در ترجمه به کار نرفته است چرا که در ترجمه‌ی موجود عبارتی چینن آمده است:

«فرمود كه اى احمد ياد دارى كه فرزندزاده ما ابو الحسن در شهر قم بدر خانه تو آمد»[6] در صورتی که مراد فرزندزاده‌ی خود امام حسن عسکری علیه السلام نیست بلکه مقصود فرزندزاده‌ی ما اهل‌بیت علیهم السلام مراد است. مرحوم علامه مجلسی در ترجمه‌ی این بخش را چنین آورده است: « ابْنَ عَمِّنَا ». پس نمی‌توان به مترجم ناشناخته اعتماد نمود.

1.3.4اشکال سوم سندی: وضعیت نقل این روایت

جهت سوم، مناقشه در سند این روایت آن است که برفرض اثبات وثاقت مؤلّف و مترجم، این روایت به صورت مسند نقل شده است یا مرسل؟ چرا که در نقل مرحوم مجلسی « رُوِّيتُ عَنْ مَشَايِخِ قُمَّ » که دو احتمال در آن وجود دارد:

    1. مشایخ قم ( بدون واسطه) برای من روایت کرده‌اند : بنا بر این احتمال، این نقل مسند بوده و می توان به آن نقل اعتماد نمود؛ زیرا مشایخ از اجلای اصحاب امامیه و مورد اعتماد بوده‌اند.

    2. این کلام بر وزان «روینا عن الصادق علیه السلام» و به معنای برای من از مشایخ قم روایت شده است حال با چه واسطه ای، مشخص نیست. که بنا بر این احتمال مرسل و غیر قابل اعتماد می‌شود.

بنابراین روایت بین دو مرسل و مسند، مردد می‌شود، نمی‌توان بدان تمسّک نمود. اسناد جزمی هم در میان نیست که بتوان از طریق آن، نقل را معتبر نمود.

محدث قمی ره در منتهی الآمال اینگونه ترجمه کرده است: « در بحار الأنوار است كه صاحب تاريخ قم روايت كرده از مشايخ قم‌ »[7] و اصل کتاب «تاریخ قم» اینچنین است « و از مشایخ قم روایت است »[8] که این دو عبارت با اسناد سازگاری ندارد اما اگر ترجمه‌ی مرحوم مجلسی در بحار الانوار[9] یا مرحوم محدث نوری در مستدرک الوسائل [10] ملاحظه شود، اسناد و عدم ارسال قابل استفاده است.

دو جهت باقی مانده در مورد این روایت در جلسه‌ی بعد بررسی می شود.


[1] منتهى الآمال، شيخ عباس قمى، ج‌3، ص:1915.
[6] تاریخ قم، ص212.
[7] منتهى الآمال، شيخ عباس قمى، ج‌3، ص:1914.
[8] تاریخ قم، ص212.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo