< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد محمدمهدی شب‌زنده‌دار

97/11/07

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: کیفیت ترتیب /ترتیب بین مراتب /مراتب امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه مباحث گذشته:

با بررسی ادله ی لزوم ترتیب، این نتیجه حاصل شد که مراعات ترتیب - از خفیف به شدید و از شدید به اشدّ - قابل اثبات است ولی دلیل قابل اعتماد همان مذاق شارع بود که از مجموع فرمایش‌ های شارع به کمک حکم عقل و عقلاء به دست می آید.

لازم به ذکر است به سیره ی متشرعه نمی توان تمسّک نمود چرا که ممکن است این سیره از فتاوای فقها برخاسته باشد.

بعد از اثبات لزوم رعایت ترتیب، نوبت به بررسی کیفیت این ترتیب می‌ رسد که در این جلسه بدان پرداخته می شود.

 

1بررسی کیفیت ترتیب بین مراتب

با بررسی کلمات فقهاء، باید گفت در رابطه با نحوه ی ترتیب و کیفیت آن، پنج مسلک وجود دارد:

1.11. قول مشهور: قلب، لسان، ید

مشهور در مورد کیفیت ترتیب می‌گوید: ابتدا از قلب شروع می شود که طبق تفسیر رایج از قلب، ابتدا ابراز تنفّر یا ابراز عدم رضایت می کند هر چند که در قلبش چنین نباشد. در صورتی که این مرتبه با تمام مراتبش اثربخش نبود، سراغ مرتبه ی لسان می رود و اگر این نیز کارگر نشد، ضرب مولم را انجام می دهد و اگر کسر و جرح از مراتب امر به معروف باشد این دو را مرتکب می شود و اگر از مراتب امر به معروف نباشند و وظیفه حاکم باشند، باید به اذن حاکم چنین اعمالی صورت بپذیرد. از جمله کسانی که این ترتیب را پذیرفته، صاحب شرایع است، ایشان چنین می فرماید:

«الثالث في مراتب الإنكار‌: و مراتب الإنكار ثلاث بالقلب و هو يجب وجوبا مطلقا و باللسان و باليد. و يجب دفع المنكر بالقلب أولا كما إذا عرف أن فاعله ينزجر بإظهار الكراهية و كذا إن عرف أن ذلك لا يكفي و عرف الاكتفاء بضرب من الإعراض و الهجر وجب و اقتصر عليه. و لو عرف أن ذلك لا يرفعه انتقل إلى الإنكار باللسان مرتبا للأيسر من القول فالأيسر.

و لو لم يرتفع إلا باليد مثل الضرب و ما شابهه جاز. و لو افتقر إلى الجراح أو القتل هل يجب قيل نعم و قيل لا إلا بإذن الإمام و هو الأظهر‌»[1]

مراد از جواز در عبارت «ما شابهه جاز» همانگونه که شهید ثانی در مسالک فرموده،[2] جواز به معنای اعمّ یعنی واجب است.

1.22. مرحوم استادآیت الله تبریزی و مرحوم شاهرودی: لسان، قلب، ید

مسلک دوم، مسلک مرحوم استاد آیت الله تبریزی و مرحوم آقای سید محمود شاهرودی است. ایشان مراتب را پذیرفته اند اما بر خلاف مشهور که مرتبه ی اول را قلب قرار داده بودند، مرتبه ی اول را لسان، مرتبه ی دوم قلب و مرتبه ی سوم را ید قرار داده اند. مرحوم آقای تبریزی در منهاج الصالحین خود چنین می فرمایند: منهاج الصالحين (للتبريزي)، ج‌1، ص: 361

الأولى: الإنكار باللسان و القول بأن يعظه و ينصحه و يذكر له ما أعدّ اللّه سبحانه للعاصين من العقاب الأليم و العذاب في الجحيم أو يذكر له ما أعدّه اللّه تعالى للمطيعين من الثواب الجسيم و الفوز في جنات النعيم.الثانية: الإنكار بالقلب بمعنى إظهار كراهة المنكر أو ترك المعروف إمّا بإظهار الانزعاج من الفاعل أو الاعراض و الصدّ عنه أو ترك الكلام معه أو نحو ذلك من فعل أو ترك يدل على كراهة ما وقع منه.الثالثة: الانكار باليد بالضرب المؤلم الرادع عن المعصية، و لكل واحدة من هذه المراتب مراتب أخف و أشد،

و المشهور الترتيب بين هذه المراتب مع تقديم المرتبة الثانية على الأولى، فإن كان إظهار الانكار القلبي كافيا في الزجر اقتصر عليه، و إلا أنكر باللسان، فإن لم يكف ذلك أنكره بيده، و لكن الظاهر تقديم الانكار باللسان على الانكار القلبي كما تقدم، و قد يلزم الجمع بينهما. و أما القسم الثالث فهو مترتب على عدم تأثير‌الأولين، بل الأحوط في هذا القسم بجميع مراتبه الاستيذان من الحاكم الشرعي و إلا ففي كونه من الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر إشكال.»[3]

1.33. مرحوم محقق خویی و جمعی از اعاظم: لسان و قلب بدون ترتیب و بعد ید

نظر سوم آن است که دو مرتبه بیشتر نیست؛ بین مرتبه لسان و قلب ترتیبی وجود ندارد بین این مرتبه تخییر وجود دارد و اگر این دو اثر نبخشید، نوبت به مرتبه ی دوم یعنی اعمال قدرت می رسد.

مرحوم محقق خویی چنین می فرمایند:

«للأمر بالمعروف و النهي عن المنكر مراتب:

الأولى: الإنكار بالقلب، بمعنى إظهار كراهة المنكر، أو ترك المعروف، إما بإظهار الانزعاج من الفاعل، أو الاعراض و الصد عنه، أو ترك الكلام معه، أو نحو ذلك من فعل أو ترك يدل على كراهة ما وقع منه.

الثانية: الإنكار باللسان و القول، بأن يعظه، و ينصحه، و يذكر له ما أعد اللّه سبحانه للعاصين من العقاب الأليم و العذاب في الجحيم، أو يذكر له ما أعده اللّه تعالى للمطيعين من الثواب الجسيم و الفور في جنات النعيم.

الثالثة: الإنكار باليد بالضرب المؤلم الرادع عن المعصية، و لكل واحدة من هذه المراتب مراتب أخف و أشد، و المشهور الترتب بين هذه المراتب، فإن كان إظهار الإنكار القلبي كافيا في الزجر اقتصر عليه، و إلا أنكر باللسان، فإن لم يكف ذلك أنكره بيده، و لكن الظاهر أن القسمين الأولين في مرتبة واحدة فيختار الآمر أو الناهي ما يحتمل التأثير منهما، و قد‌يلزمه الجمع بينهما. و أما القسم الثالث فهو مترتب على عدم تأثير الأولين، و الأحوط في هذا القسم الترتيب بين مراتبه فلا ينتقل إلى الأشد، إلا إذا لم يكف الأخفّ.»[4]

شهید صدر قدس سره در حاشیه و تعلیقه‌ی خودشان بر منهاج الصالحین محقق حکیم، آن‌جا هم همین مطلب را ایشان فرموده است که ترتیبی بین اول و دوم نیست و در عرض هم هستند یعنی تَبَع استاد خودشان را که مرحوم محقق خویی باشد.

در منهاج الصالحین محقق سیستانی نیز ترتیب مشهور را رد کرده و همین مسلک را در ترتیب پذیرفته است اما در ادامه مطلبی را بیان کرده اند که با این ترتیب سازگاری ندارد. ایشان در ابتدا چنین می فرمایند:

« و المشهور الترتب بين هذه المراتب، فإن كان إظهار الإنكار القلبي كافيا في الزجر اقتصر عليه، و إلا أنكر باللسان، فإن لم يكف ذلك أنكره بيده، و لكن الظاهر أن القسمين الأولين في مرتبة واحدة فيختار الآمر أو الناهي ما يحتمل التأثير منهما، و قد يلزمه الجمع بينهما. و أما القسم الثالث فهو مترتب على عدم تأثير الأولين»

اما در ادامه چنین می فرمایند:

« و الأحوط بل الأقوى في الأقسام الثلاثة الترتيب بين مراتبها فلا ينتقل إلى الأشد إلا إذا لم يكف الأخف إيذاءً أو هتكاً»[5]

1.44. صاحب جواهر و امام خمینی: مرتبه ی خفیف تر از میان قلب و لسان و سپس ید

نظر چهارم می گوید: مرتبه ی اعمال قدرت، بعد از دو مرتبه ی قلب و لسان است ولی اول بودن کدام یک از این دو مرتبه مشخص نیست و مورد به مورد متفاوت است؛ در موردی قلب خفیف تر از لسان است و در موردی دیگر لسان خفیف تر از قلب است. تشخیص خفیف تر بودن هر یک بر عهده ی مکلّف است.

صاحب جواهر از قائلین به این قول است؛ ایشان بعد از تعرّض به ادله ی ترتیب چنین نتیجه گیری می فرمایند:

«و حينئذ فالمتجه الاقتصار فيهما [یعنی در امر به معروف و نهی از منکر] على أول مراتب الإنكار‌بالقلب على وجه يظهر للمأمور و المنهي ذلك [به گونه ای اظهار کند که شخص مرتکب حرام بفهمد، در غیر این صورت که فقط در قلب باشد امر به معروف و نهی از منکر نخواهد بود] ثم المرتبة الأخرى منه الأيسر فالأيسر إلى أن تنتهي مراتبه بأقسام الهجر و تغير الوجه و نحوهما[همه این موارد در مورد قلب بود] فإن لم يجد [اگر فایده ای نبخشید] استعمل اللسان أيضا بمراتبه الأيسر فالأيسر، فإن لم يجد استعمل اليد أيضا بمراتبها.

و لكن ذلك كله مع فرض ترتبها في الإيذاء [این شکلی که گفته شد، در صورتی است که ایذاء نیز همین طور ترتّب داشته باشد] و إلا فلو فرض أن الهجر أشد إيذاء من بعض القول وجب الثاني [اما اگر فرض شود که هجر در قلب اذیتش از بعض مراتب لسان باشد، باید ابتدا قول را مقدم نماید.] و لو علم من أول الأمر أنه لا يجدي إلا المرتبة الأخيرة من المراتب استعملها من غير تدرج، إذ هو في مجهول الحال»[6]

مرحوم امام خمینی قدس سرّه نیز چنین می فرمایند:

«لو كان بعض مراتب القول أقل إيذاء و إهانة من بعض ما ذكر في المرتبة الأولى يجب الاقتصار عليه و يكون مقدما على ذلك، فلو فرض أن الوعظ و الإرشاد بقول ليّن و وجه منبسط مؤثر أو محتمل التأثير و كان أقل إيذاء من الهجر و الاعراض و نحوهما لا يجوز التعدي منه إليهما، و الأشخاص آمرا و مأمورا مختلفون جدا، فربّ شخص يكون إعراضه و هجره أثقل و أشد إيذاء و إهانة من قوله و أمره و نهيه، فلا بد للآمر و الناهي ملاحظة المراتب و الأشخاص، و العمل على الأيسر ثم الأيسر.»[7]

1.55. حضرت استاد دام ظله : خفیف تر از میان قلب و لسان و ید

در تمام این مراتب سه گانه، هیچ یک به طور قطعی متأخّر نیست بر خلاف تمامی اقوال گذشته که مرتبه ی اعمال قدرت متأخّر می دانست؛ بلکه هر کدام که ایذای کمتری دارد، مقدّم می شود که گاهی مرتبه ی ید ایذایش از مرتبه ی لسان کمتر است.

 


[2] مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، زین الدین بن علی العاملی (الشهید الثانی)، ج3، ص105. «و المراد بالجواز في قوله: «جاز» معناه الأعمّ، لأنّ الانتقال إلى ذلك حين لا ينفع اللّسان واجب»
[3] منهاج الصالحين، میرزا جواد تبریزی، ج‌1، ص361.
[4] منهاج الصالحين (للخوئي)، ج‌1، ص353‌.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo