< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد محمدمهدی شب‌زنده‌دار

97/11/28

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: ایکال به دیگری در صورت خفیف بودن امر دیگری /ترتیب بین مراتب /مراتب امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه مباحث گذشته:

بحث در این بود که اگر آمر به معروف و ناهی از منکر می‌بیند آن امر به معروف و نهی از منکری که از او مؤثّر است مرتبه‌ی شدید یا اشد است. و دیگری اگر امر به معروف و نهی از منکر کند با مرتبه‌ی خفیفه می‌تواند این مهم را انجام بدهد. در این مورد آیا وظیفه‌اش، ایکال به دیگری ست یا باید خودش با مرتبه ی شدیدتر انجام دهد؟ گفته شد این مورد دو صورت دارد:

     عدم اطلاع دیگری: در این صورت بحث شد و نتیجه آن شد که احوط إن لم یکن اقوی وجوب ایکال به دیگری و مطّلع ساختن او و درخواست امر به معروف و نهی از منکر از اوست

     اطلاع دیگری: نوبت به بررسی این صورت رسید که در این جلسه بدان رسیدگی می‌شود.

1صورت دوم: اطلاع دیگری و اقدام او برای امر به معروف

صورت دوم این است که دیگری از وضعیت عاصی اطّلاع دارد و یا قصد اقدام دارد و یا مقدّمات را انجام داده است. آیا در چنین مواردی مکلّف می‌تواند با مرتبه ی شدیدتر اقدام به امر به معروف و نهی از منکر بنماید و یا باید ایکال امر به معروف و نهی از منکر بنماید؟ در این جا دو نظر وجود دارد:

1.1نظر اول: عدم وجوب ایکال

از عبارت تحریر الوسیله، چنین برداشت شد که در این صورت نیز، ایکال امر به معروف لازم نیست. اگر شخص دیگر زودتر امر به معروف را انجام دهد، دیگر موضوع منتفی می شود اما اگر دیگر زودتر اقدام نکرد و موضوع باقی بود، طبق فتوای مرحوم امام خمینی قدس سرّه، شخص می‌تواند با مرتبه ی شدیدتر اقدام کند و نیازی به ایکال به دیگری کند.

1.2نظر دوم: وجوب ایکال

نظر دیگر آن است که در این موارد، نه تنها وظیفه ی او امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه انجام امر به معروف و نهی از منکر بر او حرام است.

1.2.1تمسّک به ادله ی صورت قبل

کسی که در صورت قبل (یعنی عدم اطّلاع شخص دیگر) قائل به وجوب ایکال شد، در این صورت به طریق اولی قائل به وجوب ایکال می‌شود چرا که در این صورت شخص دیگر هم اطّلاع و هم قصد اقدام دارد، امر به معروف نیز بر او واجب است. بنابراین در این صورت نیز به همان ادله ی صورت قبل ت امر به معروف وظیفه ی دیگری هم هستبه این که بگوید نه باید ایکال به دیگری بکنی در این صورت، چون وظیفه‌ی او هم هست، اطلاع هم دارد، می‌خواهد هم اقدام بکند. در این صورت نیز به همان ادله‌ ی صورت قبل تمسّک می‌شود که از نظر مذاق شارع و از نظر روایت « طبیب مداوي»، اطلاق ادله اثبات مرتبه ی شدیدتر به نبود مرتبه ی خفیف تر از دیگری، تقیید می‌شوند.

1.2.2وجه دیگر برای اثبات وجوب ایکال در صورت دوم

با توجه به واجب کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر، وجه دیگری برای عدم وجوب ایکال در صورت دوم، می‌توان بیان نمود.

در رابطه با حقیقت وجوب کفایی مبانی مختلفی وجود دارد که مبنای رایج نزد متأخّرین، وجوب مشروط است. بدین معنا که وجوب کفایی، یک وجوب مشروط بود و حقیقت آن چنین است « إفعل إن لم یفعله الآخر». وجوب مشروط به عدم فعل دیگری است. بنابراین اگر همگان ترک کردند، شرط برای همه محقق بوده و همه عصیان کرده‌اند.

با در نظر گرفتن این مبنا در واجب کفایی باید گفت، در صورت دوم وقتی مشاهده می‌کند که شخص دیگری می‌خواهد امر به معروف کند، دیگر خطاب امر به معروف و نهی از منکر متوجه این نیست چرا که شرط منتفی است. با انتفای شرط، تنها ادله‌ی حرمت ایذاء و حرمت تحقیر مؤمن باقی می‌ماند. بنابراین نه تنها واجب نیست بلکه به دلیل نبودِ وجهی برای خروج از ادله‌ی حرمت، جایز هم نیست.

البته در بحث واجب کفایی، مباحث دیگری نیز وجود دارد؛ گاهی فرد مشغول انجام است و گاهی مشغول انجام مقدّمات واجب است. گاهی هم عالم است به اینکه شخص دیگری انجام می‌دهد یا می‌خواهد انجام دهد. حال شرط واجب کفایی چیست؟ بداند انجام نمی‌دهد یا ظنّ به انجام ندادن داشته باشد یا آنکه علم و ظنّ دخالتی ندارد و واقع ملاک است؟ واقع اینکه دیگر انجام ندهد و علم و ظن تنها طریق به واقع است؟

اگر گفته شود که مشروط به واقع است، برای واجب شدن، این قید(یعنی اینکه دیگری انجام نمی‌دهد) باید احراز شود یا با علم احراز کند یا به اطمینان یا به هر چه که موضوعات خارجی اثبات می‌شود؛ مثل بیّنه یا عدل واحد یا مطلق الثقة[1] . اثبات کننده‌ی موضوعات خارجی طبق مبانی مختلف، متفاوت است.

بنابراین باید گفت ایکال به دیگری با شرایطی که گفته شد لازم است و به کلام مرحوم امام خمینی قدس سرّه در تحریرالوسیلة باید تعلیق زده شود.

2وظایف دیگر غیر از امر به معروف و نهی از منکر

بحث جدید، وظایف دیگر در مقابل ترک واجب و انجام حرام، در صورت نبودِ شرایط امر به معروف و نهی از منکر، است. که آیا با نبودِ شرایط امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه‌ی دیگری بر عهده‌ ی مکلّفین وجود دارد یا خیر؟

چند مسئله در این فصل باید مطرح شود:

    1. دفع منکر: اگر امر و نهی اثر نداشت، آیا باید جلوی تحقق منکر گرفته شود؟

    2. إرشاد جاهل: اگر فاعل منکر و تارک واجب، علم به منکر و معروف نداشت، آگاه کردن او واجب است یا خیر؟

    3. رفتارهای مخصوص: اگر امر و نهی اثر نداشت، رفتارهایی مثل ترک مجلس، چهره در هم کشیدن و ... به جهت منزوی شدن عاصی و تحقیر او واجب است یا خیر؟ مثل آن که از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که «أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنْ نَلْقَى أَهْلَ الْمَعَاصِي بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ.»[2]

 


[1] . نظر مرحوم محقق خویی، حجیّت إخبار مطلق الثقة در موضوعات است. موسوعة الامام الخوئی، السید أبوالقاسم الخوئی، ج11، ص378.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo