< فهرست دروس

درس خارج اصول استاد محسن فقیهی

98/06/30

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: مباحث الفاظ /وضع /علامت حقیقت و مجاز

خلاصه درس گذشته

یکی از مباحث مهمی که در علم اصول مطرح می‌شود و در استنباط احکام اثر دارد، بحث در مورد علامت حقیقت و مجاز است، به‌طوری که اگر بخواهیم معنی آیه و روایتی را بدانیم ناچاریم که معنی حقیقی و مجازی را تشخیص دهیم، اما یکی از جزئیات بحث این است که آیا عدم تبادر علامت مجاز است؟ مثال: «رأیت اسدا» که رجل شجاع تبادر نمی کند و «تبادرالغیر» است؛ یعنی غیر «رجل شجاع» تبادر می کند ولی در دو مورد، عدم تبادر، علامت مجاز نیست: 1ـ لفظی تازه وضع شده و هنوز شهرت پیدا نکرده است، 2ـ لفظ مشترک.

به نظر ما هر کجا «عدم تبادر» و «تبادرالغیر» همراه باشند علامت مجاز است.

علامت سوم: تعلیق لفظ به آنچه که تعلق به آن محال است

بحث درباره علامت مجاز بود، اگر لفظی در کنار لفظ دیگر قرار گیرد که تعلق به آن لفظ محال باشد، به‌عنوان یکی از علائم مجاز شمرده شده است مثل قوله تعالی: ﴿وسئل القریه﴾[1] که در اینجا پرسش از قریه محال است؛ پس باید لفظی در تقدیر گرفته شود که در این‌جا لفظ «اهل» در تقدیر است.

به نظر ما این استعمال مجازی است همان‌طور که مرحوم علامه[2] نیز ذکر کرده و در آن هیچ اشکالی نیست و این یکی از علائم مجاز شمرده می‌شود.

علامت چهارم: وضع لفظ در معنی کلی و استعمال در بعض موارداگر لفظی برای معنایی‌ وضع شود ولی بعد از آن در معنای کلی استعمال نشود بلکه در معنای جزئی استعمال شود مثل: «دابة» که به معنای هر جنبنده‌ای در زمین است سپس بیشتر برای «حمار» استعمال می‌شود، که در عرف از دابة، قصد حمار می‌شود. اشکالی ندارد که این نحو از استعمال را مجازی بدانیم هرچند همان مصداق تبادر است.علامت پنجم: عدم اطّراد عدم اطراد یعنی شیوع نداشتن استعمال لفظ در معنایی، اما آیا عدم اطراد با قرینه علامت مجاز است یا بدون قرینه؟ به‌طورمثال: معنای حقیقی «اسد» حیوان مفترس است و در جامعه شیوع ندارد اما رجل شجاع که معنای مجازی لفظ اسد است در جامعه زیاد داریم ولی با قرینه حالیه و مقالیه معنای مجازی است.

به نظر ما اگر لفظی در معنایی شیوع داشته باشد بدون قرینه، این علامت حقیقت است و شیوع نداشتن استعمال بدون قرینه علامت مجاز است و شاید اطراد بدون قرینه به تبادر برگشت کند؛ چون تبادر بدون قرینه در موارد استعمالات زیاد است و اما اطراد با قرینه بر حقیقت دلالت نمی‌کند بلکه وجود قرینه، علامت مجاز است؛ پس باید قید «بلا قرینه» اضافه شود؛ یعنی اطراد بدون قرینه، علامت حقیقت است و عدم اطراد بدون قرینه علامت مجاز است؛ چون بدون قرینه با وجود تبادر غیر، معنی تبادر نمی‌کند.

 


[2] نهایة الوصول الی علم الاصول، ج1، ص294.

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo