< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت‌الله مکارم

امر به معروف و نهی از منکر

99/09/09

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع عام: امر به معروف و نهی از منکر

موضوع خاص: شرطیت اصرار در انجام منکر و ترک معروف

موضوع اخص: مسأله ی ندامت و توبه و عجز از اصرار بر گناه

 

امام قدس سره در مسأله ی هفتم می فرماید:

مسألة 7 - لا يشترط في عدم وجوب الانكار إظهار ندامته وتوبته بل مع العلم ونحوه على عدم الاستمرار لم يجب وإن علم عدم ندامته من فعله، وقد مر أن وجوب الأمر بالتوبة غير وجوب النهي بالنسبة إلى المعصية المرتكبة.[1]

این مسأله شبیه مسائل سابقه است و در آن دو چیز مطرح است که عبارتند از: نهی از منکر و امر به توبه.

امام قدس سره می فرماید: اگر کسی اظهار ندامت نکند و توبه هم ننماید ولی می دانیم که اصرار و استمرار بر گناه ندارد در اینجا نهی از منکر از بین می رود.

البته عدم اصرار و استمرار گاه به سبب ملاحظه ی مردم است گاه به سبب ملاحظه ی قانون حکومت، یا برای اینکه به عواقب شراب خواری مبتلا نشود، یا می ترسد و یا به هر دلیل دیگر، ولی در هر حال بدون اینکه پشیمان باشد شراب خواری را ترک کرده است. همین مقدار برای عدم وجوب نهی از منکر کافی است. ولی در عین حال امر به توبه به قوّت خود باقی می باشد.

 

آیت الله خوئی در اینجا جمله ای از بعضی از اکابر زمان خودش نقل می کند که هرچند مربوط به این مسأله نیست ولی حاوی نکته ی جالبی است. خلاصه ی آن این است که می فرماید: بعضی از بزرگان بوده اند که مؤدب به آداب دین بودند و واجبات و مستحبات را انجام داده، محرمات و مکروهات را ترک می کردند و مزین به زینت اخلاق بودند. ما مشاهده کردیم که وجود آنها در جامعه نوعی امر به معروف و نهی از منکر محسوب می شده است.

عبارت ایشان چنین است: قال بعض الأكابر قدس سره: إن من أعظم أفراد الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و أعلاها و أتقنها و أشدها،خصوصا بالنسبة إلى رؤساء الدين أن يلبس رداء المعروف واجبة و مندوبه، و ينزع رداء المنكر محرمه و مكروهة، و يستكمل نفسه بالأخلاق الكريمة، و يُنزّهها عن الأخلاق الذميمة، فإن ذلك منه سبب تام لفعل الناس المعروف، و نزعهم المنكر خصوصا إذا أكمل ذلك بالمواعظ الحسنة المرغِبة و المُرهبة فإن لكل مقام مقالا، و لكل داء دواء، و طب النفوس و العقول أشد من طب الأبدان بمراتب كثيرة، و حينئذ يكون قد جاء بأعلى أفراد الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر (یعنی عملا هرچند ممکن است امر به معروف و نهی از منکر نمی کردند ولی از آنجا که اسوه بودند و عملشان هماهنگ با احکام دین بود، مردم عملا به شکل بالاتری تحت تأثیر قرار می گرفتند و کار خلاف خود را ترک می کردند و امور معروف را انجام می دادند).[2]

در زمان ما نیز فردی در فردوس زندگی می کرد و مصداق همین سخن بود و محیط فردوس را بسیار پاک و پاکیزه کرده بودند.

حتی گاه بعضی از مراجع بودند که همین حالات را داشتند و وجودشان مصداق امر به معروف و نهی از منکر برای دیگران بود.

 

مسألة 8 - لو عُلم عجزه أو قام الطريق المعتبر على عجزه عن الاصرار واقعا و علم أن من نيته الاصرار لجهله بعجزه (خودش نمی داند شراب گیرش نمی آید و به همین دلیل تصمیم به اصرار دارد) لا يجب النهي بالنسبة إلى الفعل غير المقدور، (نکته ای ادبی: عبارت «الغیر المقدور» که در عبارات بعضی وجود دارد اشتباه است زیرا «غیر» اضافه شده است و در مضاف نباید الف و لام وجود داشته باشد.) وإن وجب بالنسبة إلى ترك التوبة والعزم على المعصية (نهی از منکر به سبب ترک توبه و یا نیّت معصیت حرام است) لو قلنا بحرمته (اگر نیّت معصیت را حرام بدانیم).[3]

این مسأله در مورد این است که می دانیم فردی عاجز است و نمی تواند اصرار بر گناه داشته باشد و بر آن دلیل معتبر داریم. او هرچند اصرار بر انجام گناه دارد ولی یا شراب پیدا نمی شود و یا حکومت نمی گذارد و مانند آن.

در این مورد نهی از منکر واجب نیست زیرا هرچند نیّت استمرار دارد ولی عملا استمرار محقق نمی شود. این از باب سالبه به انتفاء موضوع است. آن فرد هرچند خیال می کند که می تواند به گناه دسترسی داشته باشد ولی در واقع چنین نیست.

البته نسبت به توبه و عزم بر معصیت باید امر به معروف و نهی از منکر کرد البته اگر اعتقاد داشته باشیم که عزم بر معصیت حرام است که ما قائل به عدم حرمت آن هستیم.

نقول: ما در اینجا نیز منظور امام قدس سره را از «طریق معتبر» متوجه نمی شویم زیرا طریق معتبر چیزی مانند بینه است که باید از روی حس باشد و چنین چیزی چگونه نسبت به آینده که هنوز نیامده است می تواند محقق شود؟!!

همچنین در سابق گفتیم که در این گونه موارد توبه به شکل قهری حاصل است زیرا اگر کسی را نهی کنند و اجباری هم در کار نباشد این علامت آن است که توبه حاصل شده است.

 

مسألة 9 - لو كان عاجزا عن ارتكاب حرام وكان عازما عليه لو صار قادرا فلو علم ولو بطريق معتبر حصول القدرة له فالظاهر وجوب إنكاره، وإلا فلا إلا على عزمه على القول بحرمته.[4]

این مسأله در این مورد است که کسی هست که می داند از ارتکاب حرام عاجز است و شراب گیرش نمی آید ولی می گوید اگر شراب گیرش بیاید آن را مصرف می کند. در مسأله ی قبل، فردِ شراب خوار، خود خبر نداشت عاجز است ولی در این مسأله به عجز خود عالم است در نتیجه عزم بر اصرار ندارد ولی ما می دانیم که او فردا به شراب دسترسی پیدا می کند و در نتیجه آن را مصرف می کند.

امام قدس سره قائل است که در این مورد واجب است او را نهی از منکر کرد. ولی اگر بدانیم به شراب دسترسی ندارد نهی از منکر لازم نیست مگر اینکه قائل شویم عزم به حرام حرام می باشد که در این صورت نهی از منکر واجب است.

 

ان شاء الله در جلسه ی آینده این مسأله را بیشتر مورد بحث قرار می دهیم.

 


BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo