< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 23

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در خلل در نماز است در موردی که کسی یک رکعت اضافه کند. ادله ای که در مورد اتمام در مقام قصر است هم در اینجا مورد استفاده قرار می گیرد ولی ما دایره ی آن را گسترش می دهیم و ابتدا این بحث را بر اساس قاعده مطرح می کنیم و بعد روایات باب را بررسی می نماییم و در خاتمه بحث قصر و اتمام را مطرح می کنیم.

اگر کسی نماز ظهر را مثلا پنج رکعت و یا شش رکعت بخواند: این کار گاه عمدا صورت می گیرد و گاه سهوا و جهلا.

اگر در مورد عمد گفتیم قاعده اقتضا می کند عدم بطلان را بحث سهو و جهل کاملا روشن خواهد بود.

کسی که یک رکعت اضافه می کند گاه تشهد و سلام را در رکعت آخر که زیاد کرده است می خواند مثلا در رکعت چهارم تشهد و سلام را نمی خواند و در رکعت پنجم و یا ششم آن دو را می خواند.

گاه فرد عامد تصمیم دارد که پنج رکعت بخواند ولی در رکعت چهارم یادش می رود که تشهد و سلام را بخواند و بعد یک رکعت اضافه می کند حال گاه یادش می آید که در رکعت چهارم آن دو را نخواند و گاه یادش هم نمی آید.

اما آن صورت که عمدا رکعت یا رکعتین را اضافه کرده است و عمدا تشهد و سلام را در آخر رکعات خوانده است. در این صورت به حسب قاعده اولین گاه راجع به زیادی رکعات می شود و گاه راجع به کسی که تشهد و سلام را از رکعت چهارم به رکعت آخر منتقل کرده است.

اما بحسب قاعده:

بر اساس قاعده نباید زیادی رکعت مضر باشد زیرا فرد مامور به را علی ما هو علیه اتیان کرده است و مقداری هم اضافه نموده است. اگر دلیل قائم شود بر اینکه نباید در رکعات زیاده واقع شود و رکعات به شرط لا هست و امثال آن در آن صورت به همان دلیل عمل می کنیم ولی اگر دلیلی بر این امر قائم نشد، طبق قاعده ی اولیه، نماز باید صحیح باشد. آنی که مضر است نقص در مامور به است زیرا نقص عقلا موجب می شود که مامور به اتیان نشده باشد ولی در زیاده این مشکل وجود ندارد.

اما راجع به تشهد و صلاة که فرد آن دو را در جای خودش نخوانده است و در رکعت آخر می خواند آن هم به حسب قاعده نباید مضر باشد. زیرا او فقط بین جزء اخیر نماز و تشهد و سلام یکی دو رکعت فاصله انداخته است و مضر بودن باید به این خاطر باشد که این فاصله ماحی هیئت اتصالیه ی نماز است یا مثلا شارع اعتبار کرده است که این اجزاء مترتب بر هم و در کنار هم باشد ولی فرض این است که چنین دلیلی نیست و ما بر اساس قاعده سخن می گوئیم از این رو این فرض هم نباید موجب بطلان نماز باشد.

اگر هم شک کنیم که آیا شارع اتصال تشهد و سلام نماز را به جزء مربوط به خودش لازم دانسته است یا نه در این صورت هم می توانم قاعده ی برائت جاری کنم یعنی اگر من تشهد و سلام را در رکعت اضافی آخر خواندم اشکالی ندارد و اگر شارع من را برای ترک صلاة عقاب کند و بگوید آنی که من آورده ام صلاة نبوده است این عقاب بلا بیان می باشد.

بنابراین در هر دو مورد بر اساس قاعده نماز صحیح می باشد. حال که در مورد عمد این زیاده مشکل ندارد در مورد سهو و یا جهل هم نباید مشکلی وجود داشته باشد. (قبلا گفتیم که لا تعاد از نقیصه ی عمدی انصراف دارد. یعنی لا تعاد می گوید که فقط در نقص در آن پنج مورد نماز را باید اعاده کرد و در غیر آنها نه ولی اگر کسی یکی از غیر آن پنج مورد را عمدا نخواند دیگر لا تعاد آن را شامل نمی شود از آن انصراف دارد و فرد نمازش باطل است. ولی در مورد زیاده این گونه نیست)

همچنین از ذیل لا تعاد که می گوید التشهد سنة و امثال آن استفاده می شود که هر چیز که با کتاب مخالف نباشد مضر به نماز نیست و زیادی رکعت هم ثابت نشده است که با کتاب مخالف باشد. آنی که با کتاب ثابت شده است این است که باید قرائت و آن پنج مورد را آورد. بله زیادی در رکعت در سنت آمده است که مضر است ولی اگر کسی سهوا اضافه کند چون با سنت مخالفت کرده است نه با کتاب در این صورت اضافه ی سهوی و نسیانی رکعت هم نباید اشکال داشته باشد.

دلالت روایات:

ابتدا روایاتی که در مورد زیادی رکعت است را مطرح می کنیم و بحث قصر و اتمام را بعدا مطرح می کنیم.

روایت اول: موثقه ی ابی بصیر است که سابقا مفصلا آن را بحث کردیم: َ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ

(من زاد فی صلاته) اعم از این است که زیادی در رکعت باشد و یا در اجزاء دیگر نماز مانند زیادی تشهد و امثال آن.

اگر ما به ظاهر این روایت اخذ کنیم باید بگوئیم که زیادی در رکعت است و در رکوع و سجدتین و یا تکبیرة الاحرام اما در سایر اجزاء که در نماز است اگر کسی آن را اضافه کند اعاده ای بر گردنش نیست مگر اینکه اضافه عمدی باشد.

بنابراین یا باید این روایت را بر صورت عمد حمل کنیم و یا اینکه بگوئیم اعاده مستحب است. اگر این کار را نکنیم و هم بگوئیم الزامی است و هم غیر عمد را هم شامل می شود و همه ی اجزاء را هم در بر می گیرد اولا کسی به آن قائل نشده است و ثانیا موجب تخصیص اکثر می شود.

استاد ما گفته است که (زاد فی صلاته) مانند زاد فی عمره است یعنی صلاة بر صلاة اضافه کنند یعنی یک رکعت اضافه شود زیرا رکعت خود صلاة است ولی اجزاء صلاة نمی باشند.

ما در مقابل ایشان گفتیم که قیاس این حدیث به زاد فی عمره مع الفارق است زیرا زیادی در عمر جهات متفاوت دارد بلکه همین که عمر اضافه شود زیاده تحقق می یابد ولی نماز ذات اجزاء است و هر جزئی که اضافه شود همه از باب زیاده محسوب می شود. خصوصا که نماز نه تنها مرکب است بلکه مرکب اعتباری است.

بنابراین یا باید حدیث مزبور را به صورت عمد حمل کنیم و یا بر استحباب اعاده. اگر به صورت عمد حمل کنیم می توانیم در صورت عمد به این روایت مراجعه کنیم و در صورت غیر عمد به قواعد مراجعه نمائیم.

روایت دوم: زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ ابْنَيْ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ فِي صَلَاتِهِ الْمَكْتُوبَةِ رَكْعَةً لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ صَلَاتَهُ اسْتِقْبَالًا إِذَا كَانَ قَدِ اسْتَيْقَنَ يَقِينااین روایت در استبصار و تهذیب به نقل از کافی نقل شده است در عبارتی که اینها از کافی نقل کرده اند عبارت چنین است: إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ فِي صَلَاتِهِ الْمَكْتُوبَةِ لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ صَلَاتَهُ بنابراین این روایت همانند روایت اول می شود. ولی در خود کافی عبارت (رکعة) اضافه شده است.

در این حال اگر شیخ روایت را مستقل نقل می کرد و کافی هم مستقل گفته شده است که کافی اضبط است و باید به کافی مراجعه کرد ولی اینها خود از کافی نقل می کنند از این رو چه بسا عبارت کافی نزد شیخ بدون لفظ (رکعة) بوده است و به عبارت دیگر نسخه ی کافی دو گونه بوده است یکی با عبارت (رکعة) و دیگری بدون آن. همچنین نمی شود گفت که زیادی رکعة قدر متیقین است زیرا زیادی در نماز هم رکعت را شامل می شود و هم غیر رکعت را و رکعت قدر متیقن است این حرف را نمی شود زد.

بنابراین از این روایت هم نمی شود استفاده کرد که زیادی رکعت موجب بطلان می شود.

روایت سوم: ٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ صَلَّى الْعَصْرَ سِتَّ رَكَعَاتٍ أَوْ خَمْسَ رَكَعَاتٍ قَالَ إِنِ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ صَلَّى خَمْساً أَوْ سِتّاً فَلْيُعِدْ وَ إِنْ كَانَ لَا يَدْرِي أَ زَادَ أَمْ نَقَصَ فَلْيُكَبِّرْ وَ هُوَ جَالِسٌ ثُمَّ لْيَرْكَعْ رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ فِي آخِرِ صَلَاتِهِ ثُمَّ يَتَشَهَّدُ

این روایت به ابی جمیله ضعیف است و در رجال آمده است که کذاب بوده است و همچنین این روایت مشتمل بر چیزی است که آن هم خلاف است و قابل قبول نیست و آن این است که در ذیل حدیث می خوانیم: وَ إِنْ هُوَ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً ثُمَّ انْصَرَفَ فَتَكَلَّمَ فَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّهُ لَمْ يُتِمَّ الصَّلَاةَ فانماً عَلَيْهِ أَنْ يُتِمَّ الصَّلَاةَ مَا بَقِيَ مِنْهَا فَإِنَّ نَبِيَّ اللَّهِ ص صَلَّى بِالنَّاسِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ نَسِيَ حَتَّى انْصَرَفَ فَقَالَ لَهُ ذُو الشِّمَالَيْنِ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ حَدَثَ فِي الصَّلَاةِ شَيْ‌ءٌ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ أَ صَدَقَ ذُو الشِّمَالَيْنِ فَقَالُوا نَعَمْ لَمْ تُصَلِّ إِلَّا رَكْعتَيْنِ فَقَامَ فَأَتَمَّ مَا بَقِيَ مِنْ صَلَاتِهِ این کلام علاوه بر اینکه متضمن این است که پیامبر در نماز حواسش پرت شد و اشتباه کرد می گوید که بعد از اینکه پیامبر کلی حرف زد بعد نمازش را ادامه داد و واضح است که هیچ کس به مضمون این نمی تواند فتوا دهد و ابو جمیله نه تنها ضعیف و کذاب است در این روایت در جعل بی سلیقگی هم به خرج داده است.

علاوه بر این روایات دیگری هم هست که بین جلوس به قدر تشهد و عدم آن تفصیل می دهد.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo