< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 29

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه ی قبل روایات و قواعدی که راجع به صحت نماز در صورتی زیادی رکوع، سجده و یا حتی زیادی رکعت بود را بحث کردیم.

روایاتی که رکعت داشت را اگر به معنای همان رکعت بگیریم معنایش این است که آنی که مضر است اضافه شدن رکعت است و اگر رکعت اضافه نشد علی الظاهر نباید مبطل باشد زیرا اگر بطلان مستند به رکوع و یا سجده باشد نباید دیگر به رکعت تعبیر کنند و اگر بگوئیم مراد از رکعت رکوع هم هست در این صورت اضافه ی رکوع هم مضر می باشد.

اما قضیه ی (من زاد فی صلاته فعلیه الاعادة) که در روایت ابو بصیر و یا اطلاق (ان استیقن انه زاد فی صلاته) همه را مفصلا بحث کردیم و عدم حکومت لا تعاد بر آنها را مفصلا مورد بحث قرار دادیم.

ولی تعدادی روایت است که در مورد بطلان نماز در صورت اضافه کردن رکوع و سجده است باید آنها را نیز بررسی کرد البته اجماع بر این بطلان هم قائم است که شاید مستند اجماع همین روایات باشد.

بعضی از این روایت در باب نسیان سجدتین است:

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِيَ ع فِي الرَّجُلِ يَنْسَى السَّجْدَةَ مِنْ صَلَاتِهِ قَالَ إِذَا ذَكَرَهَا قَبْلَ رُكُوعِهِ سَجَدَهَا وَ بَنَى عَلَى صَلَاتِهِ ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَيِ السَّهْوِ بَعْدَ انْصِرَافِهِ وَ إِنْ ذَكَرَهَا بَعْدَ رُكُوعِهِ أَعَادَ الصَّلَاةَ وَ نِسْيَانُ السَّجْدَةِ فِي الْأَوَّلَتَيْنِ وَ الْأَخِيرَتَيْنِ سَوَاءٌ این روایت مرسله است و سندا ضعیف می باشد.

ظاهر این روایت یک سجده نیست بلکه ظاهر آن نسیان هر دو سجده است. مطابق این روایت اگر قبل از رکوع یادش آمد که سجدتین را اتیان نکرده است باید برگردد و اتیان کند ولی اگر بعد از رکوع یادش بیاید نمازش باطل است و باید اعاده کند.

حال اگر زیادی رکوع مضر نباشد او بعد از رکوع هم می تواند دو سجده را به جا آورد و بعد دوباره بر خیزد و به رکوع برود و نماز را ادامه دهد.

همچنین علماء در بعضی از زیاده کردن ها در نماز می گویند که قائل به تفصیل می شویم و می گوییم روایت (من زاد فی صلاته فعلیه الاعادة) چیزی مضر است که همان حال اتیان زیاده محسوب شود مثلا کسی رکوع کرده است دوباره رکوع دیگری می کند ولی اگر جزئی را که آورده است زیاد نباشد ولی بعد که دومی را اتیان می کند اولی زیاد شده باشد در اینجا دلیل بر بطلان وجود ندارد.

ما می گوئیم این روایت دلالت بر بطلان دارد زیرا فرد رکوع کرده است و حال آنکه هنوز دو سجده را انجام نداده است حال این رکوع در محل خودش واقع نشده است زیرا محل او بعد از سجدتین است ولی چنانچه بعد سجدتین را به جا آورد و بعد رکوع کند این رکوع دوم یک رکوع صلاتی است که در جای خودش است ولی وقتی این رکوع اتیان شود رکوع اول زیادی محسوب می شود و مطابق این روایت این هم موجب بطلان است.

به هر حال مورد روایت مزبور نسیان سجدتین است.

روایت دوم: سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَسْجُدَ سَجْدَةَ الثَّانِيَةِ حَتَّى قَامَ فَذَكَرَ وَ هُوَ قَائِمٌ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ قَالَ فَلْيَسْجُدْ مَا لَمْ يَرْكَعْ فَإِذَا رَفَعَ فَذَكَرَ بَعْدَ رُكُوعِهِ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ فَلْيَمْضِ عَلَى صَلَاتِهِ حَتَّى يُسَلِّمَ ثُمَّ يَسْجُدُهَا فَإِنَّهَا قَضَاءٌ وَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنْ شَكَّ فِي الرُّكُوعِ بَعْدَ مَا سَجَدَ فَلْيَمْضِ وَ إِنْ شَكَّ فِي السُّجُودِ بَعْدَ مَا قَامَ فَلْيَمْضِ كُلُّ شَيْ‌ءٍ شَكَّ فِيهِ مِمَّا قَدْ جَاوَزَهُ وَ دَخَلَ فِي غَيْرِهِ فَلْيَمْضِ عَلَيْهِ این روایت صحیحه است.

این روایت می گوید که اگر حتی بعد از رکوع متوجه شود که سجدتین را انجام نداده است نمازش صحیح است و فقط بعد از نماز باید آن دو سجده را قضا کند ولی به هر حال دلالت دارد که بعد از رکوع نمی تواند برگردد و دو سجده را اتیان کند زیرا اگر چنین کاری کند رکوع دوبار در یک رکعت خوانده می شود که مبطل است. (به هر حال اگر قبل از رکوع متوجه شود که سجدتین را انجام نداده است باید برگردد و دوباره بایستد و قرائت را به جا آورد و به رکوع رود در این حال هم قیام و هم قرائت تکرار می شود ولی این تکرارها مضر نیست ولی تکرار رکوع مضر می باشد.)

نظیر این روایت چند روایت دیگر هم وجود دارد.

اما راجع به زیادی سجده هم چند روایت وجود دارد:

روایت اول: الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَيْقَنَ الرَّجُلُ أَنَّهُ تَرَكَ رَكْعَةً مِنَ الصَّلَاةِ وَ قَدْ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ وَ تَرَكَ الرُّكُوعَ اسْتَأْنَفَ الصَّلَاةَ این روایت صحیحه است.

در این روایت عبارت (ترک رکعة) به معنای ترک رکوع می باشد نه ترک رکعت زیرا بعد خود راوی می گوید (قد سجد سجدتین و ترک الرکوع) و رکعت به جای رکوع هم استعمال می شود.

در هر حال علت استیناف نماز این است که اگر کسی بعد از سجدتین برگردد و رکوع را اتیان کند و نماز را ادامه دهد دو سجده ی دیگر هم اضافه می شد و نماز باطل می شود.

البته همین بحث بعد از خواندن یک سجده هم مطرح می شود که اگر کسی بعد از یک سجده متوجه شود که رکوع را نخوانده است. ما در این فرض قائل به احتیاط هستیم ولی ممکن است کسی بگوید که نماز در این فرض صحیح است.

روایت دوم: عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَرْكَعَ حَتَّى يَسْجُدَ وَ يَقُومَ قَالَ يَسْتَقْبِلُ این روایت صحیحه است.

این روایت هم مانند روایت قبلی است و دلالت دارد که نماز باید اعاده شود.

به هر این روایات دلالت بر بطلان زیادی رکوع و سجده می کند از این رو اینکه گفته شده است دلیل خاصی بر بطلان رکوع و سجده نداریم و یا صاحب وسائل که برای بطلان رکوع روایات زیادی رکعت را هم ذکر می کند وجهی ندارد. (هر چند به آن روایات هم می توان در بعضی موارد تمسک کرد)

همچنین ما برای اثبات این مدعا محتاج روایات من زاد فی صلاته و یا من استيقن انه زاد فی صلاته نیستیم زیرا آن روایات احتمالات و اشکالات متعددی داشت و اگر این روایات اخیر نبود ما بجز اجماع نمی توانستیم مسئله را حل کنیم.

همچنین گفتیم لا تعاد بر من زاد فی صلاته فعلیه الاعادة حکومت ندارد بلکه این دو با هم متعارض هستند زیرا لا تعاد می گوید اعاده ندارد و این روایات می گوید اعاده دارد. لا تعاد بر سایر اجزاء و شرایط حکومت دارد.

نکته ی دیگر این است که اگر یک روایت چند حکم داشت و در یک حکم شهرت بر وجود حکم بود و در جای دیگر شهرت بر عدم آن آیا در این روایت می توان باز به شهرت تمسک کرد یا اینکه روایت واحده باید شهرت واحده هم داشته باشد.

به نظر ما این روایت که چند حکم دارد در مورد هر حکم می توان شهرت خاص او را در نظر گرفت.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo