< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 49

بسم الله الرحمن الرحیم

 به حسب قواعد اگر کسی بعد از اتمام نماز عصر شک کند که نماز ظهر را آورده است یا نه باید نماز ظهر را بیاورد.

 در اینجا روایتی است که باید مفاد آن را هم بررسی کنیم و ببینیم آیا می توانیم مطابق این روایت بر خلاف قواعد عمل کنیم یا نه.

 مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا جَاءَ يَقِينٌ بَعْدَ حَائِلٍ (در بعضی از روایات آمده است فاذا جاء یقین بعد حائل که علامت این است که گویا این روایت صدری داشته است که در این حدیث نیامده است.) قَضَاهُ وَ مَضَى عَلَى الْيَقِينِ وَ يَقْضِي الْحَائِلَ وَ الشَّكَّ جَمِيعاً (البته در بعضی از نسخ آمده است و یقضی العصر) فَإِنْ شَكَّ فِي الظُّهْرِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَنْ يُصَلِّيَ الْعَصْرَ قَضَاهَا وَ إِنْ دَخَلَهُ الشَّكُّ بَعْدَ أَنْ يُصَلِّيَ الْعَصْرَ فَقَدْ مَضَتْ إِلَّا أَنْ يَسْتَيْقِنَ لِأَنَّ الْعَصْرَ حَائِلٌ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الظُّهْرِ فَلَا يَدَعُ الْحَائِلَ لِمَا كَانَ مِنَ الشَّكِّ إِلَّا بِيَقِينٍ در صدر روایت که آمده است (اذا جاء یقین بعد حائل) در ابتدا به نظر می رسد که مراد از حائل، وقت نماز باشد. در صحیحه ی دیگری هم آمده است که اذا خرج وقت الفوت جاء الحائل. لکن مراد از حائل در این نماز عبارت از نماز است که در اینجا مراد نماز عصر می باشد.

 همچنین عبارت (مضی علی یقین) ممکن است متعلق یقین نماز ظهر باشد به این معنا که بعد از خواندن نماز عصر یقین پیدا کنیم که نماز ظهر را نخوانده ایم در این صورت باید نماز ظهر را دوباره بخوانیم.

 احتمال دیگر این است که متعلق یقین، بطلان حائل باشد. یعنی بعد از حائل که نماز عصر باشد متوجه شویم که نماز عصر باطل باشد در این حال (یقضی الحائل و الشک جمیعا) حال این سؤال مطرح می شود که شک در چیست. زیرا او یقین دارد نماز ظهر را به جا نیاورده است و یقین دارد که نماز عصر را آورده است. از این رو باید بگوییم شاید اینگونه بوده است که اول شک کرده است و بعد یقین کرده است و حال که می گوید الشک یعنی مشکوک و آن هم همان زمان که شک داشت و الان الان دیگر شکی وجود ندارد (البته این توجیه بعید است ولی برای تصحیح متن روایت چاره ای از آن نیست و چه بسا این روایت صدری داشت که به قرینه ی آن این مشکل بر طرف می شد.) از این رو معنای حدیث این می شود که هم باید نماز ظهر و هم نماز عصر را به جا آورد.

 طبق این تفسیر اشکال دیگری مطرح می شود که او حائل را که نماز عصر را آورده است و بعد یقین پیدا کرده است که نماز عصر را نیاورده است در این حال به حساب قاعده ی لا تعاد نباید عصر را بیاورد از این رو چرا این روایت می گوید که عصر را هم باید بیاورد. مگر اینکه گفته شود چون ترتیب بین دو نماز لازم است از این رو باید لا تعاد را قید بزنیم و بگوییم در این صورت لا تعاد جاری نیست.

 نکته ی دیگر این است که در نسخه ی دیگر آمده است (و یقضی العصر و الشک و الحائل جمیعا) این نسخه اشتباه است و منشا اشتباه متن کتاب سرائر است که در متن آن آمده است (و یقضی العصر الحائل) و در بالای عصر حرف زاء نوشته است که علامت بر این باشد که عبارت العصر در نسخ دیگری زیاد شده است از این رو بعضی از نساخ حرف زاء را اشتباها واو خوانده اند و عصر و حائل را به هم عطف کردند.

 همان طور که قبلا هم گفتیم یک احتمال در تفسیر حدیث این بود که مراد از یقین بطلان عصر باشد یعنی او نماز عصر را که خوانده است یقین پیدا کرده است که نماز عصر که حائل است باطل بوده است و بعد هم در اتیان نماز ظهر شک کرده است. طبق این تفسیر هیچ اشکالی به متن حدیث وارد نمی شود در این حال بر حسب قاعده چون عصر باطل بوده است در این حال که شک دارد ظهر را خوانده است یا نه هم باید ظهر را بخواند و هم عصر را.

 به هر حال بحث ما در ذیل روایت است آنجا که امام علیه السلا می فرماید: (فَإِنْ شَكَّ فِي الظُّهْرِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَنْ يُصَلِّيَ الْعَصْرَ قَضَاهَا وَ إِنْ دَخَلَهُ الشَّكُّ بَعْدَ أَنْ يُصَلِّيَ الْعَصْرَ فَقَدْ مَضَتْ إِلَّا أَنْ يَسْتَيْقِنَ لِأَنَّ الْعَصْرَ حَائِلٌ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الظُّهْرِ فَلَا يَدَعُ الْحَائِلَ لِمَا كَانَ مِنَ الشَّكِّ إِلَّا بِيَقِينٍ)

 یعنی اگر قبل از اینکه نماز عصر را بخواند شک کرد کند ظهر را خوانده است یا نه باید به شک خود اعتنا کند و ظهر را بخواند ولی اگر بعد از عصر شک کند نباید به شک اعتنا کند زیرا عصر خود حائل است و نمی شود از حکم حائل دست بر داشت مگر اینکه یقینی در کار باشد.

 البته این روایت خلاف قواعد است ولی مانعی ندارد که خلاف قواعد باشد ولی در روایت صحیحه ی زراره و فضیل آمده است: (مَتَى مَا تَيْقَنْتَ ْ َكْتَ فِي وَقْتِ صَلَاةٍ أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا أَوْ فِي وَقْتِ فَوْتِهَا صَلَّيْتَهَا فَإِنْ شَكَكْتَ بَعْدَ مَا خَرَجَ وَقْتُ الْفَوْتِ فَقَدْ دَخَلَ حَائِلٌ فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مِنْ شَكٍّ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ فَإِنِ اسْتَيْقَنْتَ فَعَلَيْكَ إِعَادَةُ أَنْ تُصَلِّيَهَا فِي أَيِّ حَالٍ كُنْتَ)

 در این روایت دو جمله است یکی من شک دارم نماز را خوانده ام یا نه و این شک در وقتی است که هنوز وقت فضیلت نماز باقی است و گاه شک من در وقت فوت است و وقت فوت همان آخر وقت است که اگر سریعا نماز را نخوانم نماز از من فوت می شود در هر دو حال باید نماز را بخوانم ولی اگر وقت فوت هم بگذرد و از وقت نماز خارج شویم نباید به شک خود اعتنا کنیم.

 به حسب این روایت چه فرد در نماز ظهر شک کند و چه در عصر و چه در نماز ظهر بعد از اتیان عصر شک کند و چه قبل از آن در هر حال اگر داخل وقت است باید آن را بخواند.

 در ما نحن فیه دو جمله در روایت است یکی اینکه من در وقت صلاة شک کنم آیا نماز را آورده ام یا نه که گاه در وقت فضیلت هستم و این شک پدیدار می شود و گاه در وقت فوت این شک حاصل می شود.

 در روایت اول میزان، تحقق عصر است که مطلقا چه اول وقت باشد چه وسط و چه آخر اگر عصر خوانده شد و بعد شک در ظهر حاصل شد نباید به شک اعتنا کنیم.

 ولی روایت دوم می گوید که اگر وقت باقی است باید نماز ظهر را اتیان کنی بنابراین بین دو روایت که عامین من وجه هستند تعارض ایجاد می شود.

 بحث های دیگری هم در این روایت است که ان شاء الله مطرح می کنیم.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo