< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 53

بسم الله الرحمن الرحیم

 اگر کسی چهار رکعت به غروب مانده است راجع به اصل نماز شک کند، چند صورت برای آن متصور است:

 یک صورت این است که علم دارد نماز عصر را نخوانده است و شک دارد که آیا نماز ظهر را خوانده است یا نه.

 در اینجا اگر قائل شدیم که این وقت ما بین نماز ظهر و عصر تا غروب مشترک است و وقتی که مختص به عصر باشد وجود ندارد (کما اینکه ظاهر عده ای از روایات هم چنین بود) در این حالت بر اساس قاعده ی تجاوز شک در ظهر شک در وقت است. ولی اگر قائل شدیم که چهار رکعت مانده به غروب مختص به نماز عصر است و وقت ظهر دیگر تمام شده است. در این شق یا قائل به این هستیم که چهار رکعت به غروب در هر حال مختص به عصر است و یا قائل به این هستیم که هنگامی مختص به عصر است که فرد نماز عصر را نخوانده باشد و الا اگر خوانده باشد آن وقت می تواند به ظهر اختصاص یابد. به هر حال در این صورت که عصر را به جا نیاورده است در هر حال این چهار رکعت مختص به عصر می باشد و وقت ظهر گذشته است و بر اساس قاعده ی تجاوز نباید به شک در ظهر اعتنا کند.

حال باید دید که بر اساس مقتضای روایات چه باید کرد و آیا این روایات بر خلاف مقتضای قاعده است یا نه

 در صحیحه ی زاره و فضیل آمده بود (وَ مَتَى اسْتَيْقَنْتَ أَوْ شَكَكْتَ فِي وَقْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا أَوْ فِي وَقْتِ فَوْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا صَلَّيْتَها) یعنی اگر در وقت نماز یا در وقت فوت نماز شک کردی باید نماز را بخوانی (فَإِنْ شَكَكْتَ بَعْدَ مَا خَرَجَ وَقْتُ الْفَوْتِ فَقَدْ دَخَلَ حَائِلٌ فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مِنْ شَكٍّ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ فَإِنِ اسْتَيْقَنْتَ فَعَلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَهَا فِي أَيِّ حَالٍ كُنْتَ) یعنی اگر وقت فوت باقی است و شک برای من عارض شد باید اعتنا کنم و الا نه.

 در همین صحیحه وقت فوت را تفسیر کرده است به اینکه اگر این وقت بگذرد دیگر نماز در آن ادا نمی باشد.حال در ما نحن فیه که نماز عصر را نخواندیم و شک در نماز ظهر داریم اگر قائل شویم که وقت چهار رکعت بین ظهر و عصر مشترک است (که بر اساس قاعده ی تجاوز می بایست اول نماز عصر را بخواند و بعد ظهر را زیرا این چهار رکعت در هر حال مختص به عصر است و فقط از این جهت که وقت نماز ظهر هم هست چون از محل تجاوز نشده است باید به شک اعتنا کند ولی دیگر نمی تواند آن چهار رکعت باقی مانده را به ظهر اختصاص دهد) در این شق در این روایت امر معلق به گذشتن وقت فوت و نگذشتن آن شده است.

 در صحیحه ی دیگری که در تهذیب و استبصار آمده است می خوانیم: )الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ الْأُولَى حَتَّى صَلَّى الْعَصْرَ قَالَ فَلْيَجْعَلْ صَلَاتَهُ الَّتِي صَلَّى الْأُولَى ثُمَّ لْيَسْتَأْنِفِ الْعَصْرَ (اصحاب به این فقره از روایت عمل نکرده اند) قَالَ قُلْتُ فَإِنْ نَسِيَ الْأُولَى وَ الْعَصْرَ جَمِيعاً ثُمَّ ذَكَرَ ذَلِكَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ فَقَالَ إِنْ كَانَ فِي وَقْتٍ لَا يَخَافُ فَوْتَ إِحْدَاهُمَا فَلْيُصَلِّ الظُّهْرَ ثُمَّ لْيُصَلِّ الْعَصْرَ وَ إِنْ هُوَ خَافَ أَنْ يَفُوتَهُ (مثلا چهار رکعت یا کمتر به غروب مانده است) فَلْيَبْدَأْ بِالْعَصْرِ وَ لَا يُؤَخِّرْهَا فَتَفُوتَهُ فَيَكُونَ قَدْ فَاتَتَاهُ جَمِيعاً (زیرا اگر نماز ظهر و عصر را بخواند هر دو فوت می شود زیرا نماز عصر در خارج وقت واقع می شود و نماز ظهر هم در وقت اختصاصی عصر است.) وَ لَكِنْ يُصَلِّي الْعَصْرَ فِيمَا قَدْ بَقِيَ مِنْ وَقْتِهَا ثُمَّ لْيُصَلِّ الْأُولَى بَعْدَ ذَلِكَ عَلَى أَثَرِهَا.( حال اگر این روایت را به روایت قبل ضمیمه کنیم که گفت وقت فوت وقتی است که اگر از آن وقت بگذرد نماز دیگر ادا نیست و اگر شک قبل از وقت فوت باشد باید اعتنا کند و الا نه. در این روایت هم گفته است که چهار رکعت به آخر وقت وقت اختصاصی عصر است از این رو اگر کسی در چهار رکعت مانده به غروب شک کند ظهر را آورده است یا نه این در وقت فوت نماز ظهر است.

 حتی اگر کسی نیم رکعت نماز عصر را فقط می تواند در وقت درک کند او هرچند هنوز در وقت نماز است ولی این وقت، وقت فوت است زیرا اگر نماز را بخواند نمی تواند آن را اداء تمام کند.

 هکذا اگر هفت رکعت و یا شش رکعت به غروب مانده باشد این هم برای نماز ظهر وقت فوت است زیرا نمی توان در این وقت هم ظهر را خواند و هم عصر را و فقط باید عصر را خواند و این وقت برای نماز ظهر وقت فوت است.

خلاصه اینکه مطابق قاعده ی تجاوز می گفتیم که چون وقتش نگذشته است باید به شک اعتنا کند ولی مطابق روایت چون وقت فوت گذشته است نباید به شک خود اعتنا کند.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo