< فهرست دروس

درس خارج فقه امام رحمه الله

کتاب الصلاة

جلسه 68

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در این است که اگر پنج رکعت به غروب مانده باشد و فرد شک کند که نماز ظهر و عصر را خوانده است یا نه حکمش چیست.

 مبنای ما این بود که وقت تا غروب شمس بین دو نماز مشترک است و اینکه در قاعده ی تجاوز لازم نیست که تمام وقت بگذرد. تا زمانی که دیگر نتوان نماز خواند تا دقیقه ی آخر وقت، وقت باقی است و تجاوز حاصل نشده است و تجاوز در حالی رخ می دهد که تمام وقت منقضی شود. یعنی اگر بعد از غروب آفتاب شک کند تجاوز حاصل است ولی اگر قبل از غروب آفتاب باشد حتی اگر به اندازه ی کمتر از یک رکعت وقت باقی مانده باشد هنوز تجاوز صدق نمی کند.

 از این رو در فرض مسئله ی مزبور من شک دارم که ظهرین را خوانده ام یا نه و چون شک در وقت است استصحاب اقتضا می کند که من نماز را اتیان نکرده ام و چون شک در وقت است قاعده ی تجاوز هم جاری نمی شود تا جلوی استصحاب گرفته شود. از این رو این مقدار مسلم است که نماز ظهر و عصر باید خوانده شود.

آنچه محل بحث است این است که که در این وقت آیا باید اول نماز عصر را بخواند و بعد ظهر را یا بر عکس.

 از یک طرف صحیحه ی حلبی داریم. در آن آمده است که اگر کسی ظهرین را نخوانده است و وقت هم ضیق است اگر خوف فوت احدیهما وجود ندارد او باید اول ظهر را بخواند و بعد عصر را و اگر خوف فوت احدیهما وجود دارد او باید اول نماز عصر را بخواند و اگر نماز ظهر را بخواند هر دو نماز از او فوت می شود.

اول باید دید که مراد از فوت چیست؟ یک احتمال این است که فوت نماز هنگامی صدق می کند که تمام رکعات نماز بتمامه خارج از وقت باشد. ولی اگر بعضی از رکعات نماز در وقت واقع شود دیگر فوت به آن صدق نمی کند.

 بنابر این احتمال، صحیحه ی حلبی که از خوف فوت تعبیر می کند مقصود جایی است که چهار رکعت به غروب مانده باشد. در این صورت خوف فوت احدی الصلاتین وجود دارد و باید نماز عصر را مقدم داریم و بعد نماز ظهر را قضا کنم و اگر خوف فوت نیست یعنی اینگونه نیست که چهار رکعت به تمامه در خارج وقت واقع شود در این صورت باید اول ظهر را بخواند و بعد عصر از این رو اگر پنج رکعت و یا شش رکعت به غروب مانده باشد و یا حتی چهار رکعت و نیم به غروب باقی مانده باشد چون خوف فوت وجود ندارد (چون گفتیم فوت یعنی تمام اجزای نماز در خارج وقت واقع شود) از این رو فرد باید اول ظهر را بخواند و بعد عصر را.

احتمال دیگر در معنای فوت این است که فوت عبارت از این است که حتی اگر بعضی از اجزای نماز هم در خارج از وقت واقع شود باز هم فوت صدق می کند. به عبارت دیگر فوت عبارت از این است که نماز که اولش تکبیر و آخرش تسلیم است به تمامه در وقت مقرر واقع نشود.

 طبق این معنا اگر پنج رکعت از وقت باقی مانده باشد و من شک کنم که ظهرین را به جا آورده ام یا نه در این صورت یکی از نمازها از من فوت می شود در این صورت بر اساس صحیحه ی حلبی من اول باید نماز عصر را بخوانم. حتی اگر هفت رکعت به غروب باشد باز هم باید اول نماز عصر را بخوانم و الا اگر ظهر را مقدم کنم هر دو نماز از من فوت می شود.

 در صحیحه ی حلبی امام علیه السلام در صورتی که چهار رکعت به غروب مانده باشد فرمود که باید نماز عصر را باید مقدم کرد و اگر چنین خوفی نباشد (که یکی از احتمالات این است که چهار رکعت و نیم و یا پنج رکعت به غروب مانده باشد) در نتیجه اول باید نماز ظهر را بخوانم.

 با این بیان دیگر به قاعده ی من ادرک احتیاج نداریم زیرا صحیحه مشکل را حل کرده است.

انما الکلام در فرض دوم است که اگر بعضی از رکعات در خارج وقت واقع شود آن هم فوت می باشد. اطلاق صحیحه ی حلبی می گوید چه پنج رکعت به غروب مانده باشد و چه بیشتر تا قبل از هشت رکعت در این صورت اول باید نماز عصر را مقدم کنیم. اطلاق صحیحه اقتضا می کند که چه هر چهار رکعت و چه کمتر از چهار رکعت اگر در وقت واقع نشود فوت صدق می کند.

 در این صورت باید دید که آیا با قاعده ی من ادرک رکعة من الصلاة می توانیم مطلب را درست کنیم یا نه؟ به این صورت که من ادرک می گوید اگر کسی یک رکعت را اگر درک کند نماز مؤداة است.

برای تسهیل مسئله فرض را در آنجا می بریم که علم دارم پنج رکعت به غروب مانده است (نه احتمال آن) و علم دارم که ظهر و عصر را نخوانده ام و فوت هم حتی آن صورت که بعضی از اجزاء نماز در خارج وقت واقع شود را شامل می شود. در این صورت باید دید که آیا من ادرک رکعة من الصلاة فقد ادرک الصلاة می تواند بگوید که درک یک رکعت مساوی با درک کل نماز است یا نه.

البته باید این نکته را نیز مد نظر داشته باشیم که اگر گفتیم چهار رکعت مانده به غروب مختص عصر است و می خواهیم از این وقت به اندازه ی سه رکعت را به ظهر بدهیم آیا این مانند این است که از وقت مغرب می خواهیم به عصر بدهیم و یا از وقت بعد از طلوع یک رکعت به نماز صبح بدهیم (که هر دو منصوص است) یا نه. در مورد نماز صبح قضیه فرق دارد زیرا وقت نماز صبح از طلوع فجر است تا طلوع شمس و بعد از طلوع شمس هم نماز دیگری نداریم تا وقتی از آن وقت یک رکعت به نماز صبح می دهیم مزاحمتی ایجاد شود..

 در مورد نماز عصر هم که مورد نص است، وقتش تا غروب شمس می باشد و مزاحم با مغرب نیست زیرا وقت مغرب موسع است اما وقت عصر که عبارت است از چهار رکعت به غروب و وقت اختصاصی عصر است اگر بخواهیم از آن کم کنیم و به ظهر بدهیم این وقت با وقت عصر مزاحم می باشد. زیرا آن چهار رکعت مختص است و نباید آن را به ظهر بدهیم و حال آنکه ما می خواهیم از چهار رکعت سه رکعت را به ظهر بدهیم. از طرف دیگر دلیل من ادرک هم جاری نیست زیرا پنج رکعت مانده به غروب جای من ادرک نیست زیرا من ادرک جایی را شامل می شود که فقط یک رکعت به غروب مانده باشد.

 خلاصه اینکه من ادرک هنوز که وقت عصر موسع است و پنج رکعت به غروب است جاری نمی باشد و از طرفی چهار رکعت آخر مختص به عصر است از این رو چگونه می شود وقت مختص به عصر که مضیق است را به ظهر بدهیم؟

یک وجه که برای رفع این اشکال بیان شده است این است که هر چند نماز ظهر یک مطلوب مستقلی است و نماز عصر هم مطلوب مستقل دیگری است. ولی به مجموع ظهر و عصر هم می توان گفت که هر دو با هم مجعول شارع است از این رو وقتی نتوانم هر دو را در وقت تحویل شارع بدهم من ادرک می گوید لا اقل یکی را در وقت تسلیم کن. به عبارت دیگر کانه ما باید یک هشت رکعتی تحویل شارع دهیم ولی چون فقط پنج رکعت در وقت واقع می شود در نتیجه من ادرک می گوید سه رکعت دیگر هم به شما اضافه می کنیم.

نقول: ما از این جواب تعجب می کنیم زیرا نمی دانیم این مجموع به چه معنایی است زیرا ما در نماز ظهر و عصر آیا می توانیم بگوییم که سه مطلوب وجود دارد، یکی نماز ظهر، یکی نماز عصر و یک مجموع هر دو به این گونه که اگر ظهرین را ترک کنم سه بار معاقب باشم؟

واقعیت این است که مجموعی وجود ندارد. بله گاه شارع آن دو را با هم لحاظ می کند و یک حکم برای آنها صادر می کند ولی در خارج مجموعی وجود ندارد و در خارج همیشه آحاد وجود دارد. بله یک نحوه وجود اعتباری در لحاظ مجموع وجود دارد. به هر حال اگر در خارج دو حکم است که روی آحاد رفته است ما نمی توانیم آن دو را یکی کنیم و بگوییم هر دو امر دارد.

 حتی اگر با ایشان موافقت کنیم می گوییم مجموع یک امر وحدانی است و دیگر ظهر و عصر نیست از این رو در این مجموع نمی توانیم بگوییم که باز آنها ظهر و عصر هستند از این رو اگر لحاظ، مجموع شد حتی اگر یک رکعت از این مجموع در وقت باشد باز هم باید کافی باشد.

 از این رو اشکال مزبور با این سؤال حل نشده است و چون وقت نماز ظهر با عصر مزاحم است و وقت هم مختص به عصر است و من ادرک هم جاری نمی شود فرد باید در فرض مزبور اول عصر را بخواند.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo