< فهرست دروس

درس خارج اصول آیت الله مظاهری

92/08/06

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: حجیت اجماع

در باب اجماع مسلم پیش اصحاب است وقتی حجت است که بدون دلیل باشد حتی محتمل المدرکیه هم نباشد به آن می گویند الاجماع الاصم الاجماع البکم یعنی همه فقهاء یک فتوی داده اند بدون این که احتیاط و اقوی و لا یبعد و این ها باشد همه آنها یک فتوی داده اند و این فتوی دلیل فقهی ندارد بلکه احتمال هم نمی دهیم تا بخواهیم مثلا اصل جاری بکنیم.
گفته اند این اجماع در مقابل کتاب و سنت و عقل یکی از ادله است الا این که فرموده اند این دلیلیتش بالعرض است مستقل نیست یعنی کاشف است از قول امام علیه السلام و قول امام حجت است پس این اجماع حجت است این فرمایشی است که اختلاف در آن نیست قدماء متأخرین همه همه اجماع را این جوری معنا کرده اند بعد دیده اند که این چنین اجماعی توی فقه ما نیست خیلی کم پیدا می شود یا پیدا نمی شود الشاذ کالنادر و النادر کالمعدوم که یک چنین اجماعی پیدا بشود توی فقه ما.
لذا توی حیص و بیص افتادند چکارش بکنند؟ گفتند خب این اجماع مربوط به قدماست نه متأخرین، قدماء اگر همه آنها یک چیزی گفتند بلا اختلاف، فتوی دادند و مدرک ندارند این است که کاشف از قول امام علیه السلام است.
اما متأخرین چون که عقلی حرف می زنند و بحثهایشان دقیق است سطحی نیست این ها بخواهیم اجماع درست بکنیم نه، در میان متأخرین نیست و نمی شود گفت و مربوط می شود به قدماء.
حالا در قدماء این چنین اجماعی پیدا می شود یا نه؟ ظاهرا نه، این 25 فقیهی که فتاوایشان دست ماست یک جا پیدا کنیم همه آنها یک چیز گفته باشند بلا دلیل ظاهرا نداریم داشته باشیم هم خیلی شاذ است، شمایید شما جوانید باید کار بکنید باید این مسائل را حل بکنید باید این چند روزه این شبهاتی که من کردم راجع به اجماع این ها را شماها جواب بدهید بگردید در قول قدماء مصداق برایش پیدا بکنید اما شما هم که نمی کنید. لذا اگر یک کسی جرأت داشته باشد بگوید اصلا این اجماعی که شیعه می گوید یک سر بی صاحبی را دارد می تراشد اصلا وجود ندارد لذا شما باید برای این سری که دارید می تراشید دارید اجماع درست می کنید و مرحوم شیخ هفت هشت صفحه و مرحوم آخوند آن همه ان قلت قلت یک صاحب برایش درست بکنید راستی ما یک چنین اجماعی داریم توی فقهمان، خیلی شاذ است، ما می خواهیم دلیل قرار بدهیم دلیل یعنی سیال مثل قرآن مثل روایات اهل بیت مثل عقل سیال توی فقهمان باشد من الطهارات الی الدیات این خلاصه حرف است.
حالا بفرمایید این چنین اجماعی داریم به چه دلیل حجت است؟ خب مثل شیخ انصاری که همه چیز را به همه کس نشان داده توی آن مانده لذا یک حرف زیبا دارد و آن این است که بابا ما خاصه اصلا اجماع ندارد اصلا اجماع حجت نیست این اجماع را سنی ها در آورده اند برای ابی بکر درست کرده اند و آن هم حسن و حسین دو دختران معاویه 5 تا رأی توی سقیفه بنی ساعده را اسمش را گذاشتند اجماع و بالاخره خلافت ابی بکر را تحمیل کردند بر مردم به زور، لذا شیخ انصاری کاری به این حرفها ندارند می فرمایند ما اصلا اجماع مصطلحی که الان ما داریم بحث می کنیم نداریم و این که شما می بینید هی مرتب ادعای اجماع می شود از قدماء از متأخرین معنایش این است که دلیلنا النص و روایت را نقل می کنند روایت در دست ماست روایت در کتب اربعه ماست مثل اجماع های صاحب خلاف که اول اجماع را نقل می کند بعد هم دلیل برایش می آورند دلیلنا النص و به جای این که بگوید دلیلنا روایات اهل بیت می گوید دلیلنا الاجماع و لا مشاحه فی الاصطلاح.
خب تقریبا شیخ بزرگوار عرض من را فرموده اند که ما اجماع توی شیعه نداریم توی سنی نداریم و مصداق نه توی سنی دارد نه توی شیعه لذا مثل مرحوم آخوند در کفایه غمز عین کرده اند از همه این ها فرض کرده اند شیعه اجماع دارد به این جور که عرض کردم یعنی هست یک جاهایی که همه فقهاء گفته اند بدون دلیل لذا دنبال این هستند که ببینند چه دلیل بوده؟ لذا مرحوم آخوند در کفایه شده اند حدسی گفته اند خب معلوم است همه فقهاء در وقتی که قدماء مثلا یک چیز بگویند مدرک هم نباشد حدس می زنیم این که قول امام است که شاگردشان آقای بروجردی حدسی هستند می فرمایند حدس می زنیم یک نص معتبر در میانشان بوده به ما نرسیده، مسلم فرمایش آقای بروجردی خیلی عالی است لذا مرحوم آخوند شده اند حدسی.
در مقابل خیلی ها شده اند کشفی در مقابل خیلی ها من جمله شیخ شده اند لطفی که دیروز من عرض می کردم آقا این ها همه عبارتا اخرای یک دیگر است عبارتنا شتی و حسنه واحد، آن که می گوید حدس است آن که می گوید کشف است آن که می گوید لطف است هر سه این را می خواهند بگویند وقتی همه فقهاء یک چیز گفتند بدون دلیل کشف می کنیم قول امام همین است و وقتی قول امام همین شد اجماع حجت اما بالعرض نه مستقلا.
و این که ما لطفی و کشفی و حدسی را این را جدا جدا بخواهیم روی آن حرف بزنیم ظاهرا وجهی ندارد خب همان که می گوید کشفی مرحوم آخوند اسمش را عوض کرده شده حدسی، همان که می گوید لطفی اسمش را عوض کرده اند گذاشته اند کشفی، یک ایرادی هم روی لطفی کرده اند، آن هم ایراد به حدسی کرده است و یک ایراد هم به کشفی اما در وقتی که راستی بسنجیم می بینیم که یک چیز می خواهند بگویند یک کسی گفته کشف است یک کسی گفته حدس است و یک کسی هم گفته لطف است.
دیروز عرض می کردم دخولی ها را هم چون خیلی ضعیف است دخولی را هم همین جور توجیه بکنیم بگوییم دخولی ها هم همان کشفی هایند همین را می خواهند بگویند که اگر همه فقهاء جمع بشوند یک چیزی بفرمایند و این چیز دلیل نداشته باشد امام در میان این هاست، امام در میان این هاست یعنی چه؟ یعنی کشف می کنیم قول امام را.
بیایید و بگویید یعنی راستی دخولی این جوری که حتی مرحوم آخوند معنا می کند که راستی هجو است هزل است ما نسبت به قدماء بدهیم چون این مسئله دخولی را خیلی از بالا بالاها مثل شهیدین محققین فخر المحققین و امثال این ها لذا حتما باید توجیه بکنیم و این که بعضی توجیه کرده اند به تشرفی دیروز می‌گفتم نه، آن که اصلا ما این جور تشرفها نداریم لذا بگوییم دخولی ها هم همان کشفی ها هستند کشفی ها همان حدسی ها هستند حدسی ها همان لطفی هایند، عبارتها تفاوت می کند و اگر قول من درست باشد یک مصالحه ای در ما شده است و آن کسانی که مثل اخباری ها هوچی بازی در آورده اند و می گویند اجماع چه و آن کسانی که راستی هوچی بازی نیست و می گویند اصلا کجا پیدا می‌شود؟ و آن کسانی که نتوانستند درست کنند تشرف می گویند و امثال این ها همه بر گردد به یک حرف و آن این است که اگر همه فقهاء یک چیز بگویند بلااختلاف قول امام است.
یک چیزی هم من دارم که این حدس و لطف و امثال این ها نیست که شاید حرف من هم به همین حرفها برگدد و آن این است که خب اگر همه فقهاء یک چیز گفته باشند این ها که بی جا حرف نمی زنند نمی شود که ما نسبت بدهیم العیاذ بالله یک فقیه فتوی داده بدون دلیل این که گناهش خیلی بزرگ است من افتی بغیر علم فهو فی النار دیگر حالا چه رسد دو سه تا چهارتا همه همه، خب این ها گتره ای که نگفته اند، دلیل ها هم که پیش ماست که آن دلیل ها هم مخالف با این گفته این هاست وقتی این جور باشد قطع پیدا می کنیم البته قطع عرفی به این که یک روایت در میان این ها بوده این روایت از ما گرفته شده به ما نرسیده در کتب اربعه نیامده لذا یک قطع عرفی برای ما پیدا می شود.
اگر حرف من مستقل باشد که نه لطفی است و نه کشفی و نه حدسی و نه تشرفی و نه دخولی، شماها هم می توانید در مقابل من بگویید آقا این حرف تو بر می گردد به همان کشف اما آن کشفی ها دیگر باید این یقین را بگویند آن لطفی ها باید این یقین را بگویند آن حدسی ها باید این یقین را بگویند و راستی هم یقین پیدا می شود همه فقهاء یک چیز گفته باشند و هیچ دلیلی برایش نباشد خب عقل ما می گوید که یکی از این ها هم بی جا حرف نمی زند چه رسد همه آنها پس دلیل داشتند دیگر، کاشف از دلیل است قطع پیدا می کنیم قول امام توی این هاست قاعده لطف اقتضا می کند که این حرف امام باشد حدس می زنیم این حرف امام است، اگر حرف من مستقل باشد دیگر نه کشفی است و نه لطفی است و نه دخولی.
اما یک ایراد باز وارد است و آن این است که آقا اگر این جور باشد اجماع را در باب قطع باید صحبت کرده باشند چرا در باب امارات دارند صحبت می کنند؟ پس معلوم می شود این ها قائل به قطع نیستند مصداق قطع نمی دانند مصداق مظنه می دانند حالا این هم خیلی اهمیت ندارد شما وقتی کتاب نوشتید اجماع را ببرید توی قطع و یکی از مصادق قطع قرار بدهید اما انصاف قضیه گمان نکنم الان در میان شما یکی باشد حرف من را بتواند رد بکند نپسندد.
این است که راستی قدماء مثلا همه همه یک فتوی داده اند و مدرک روی این فتوی ذکر نکرده اند خب این قدماء با آن همه شأن و مقامشان آیا العیاذ بالله دروغ گفته اند؟ عقلی حرف زده اند؟ خب مخالف با عقل گفته اند دیگر، روایت داشتند؟ روایت را نمی بینیم، قرآن گفته اند؟ نیست در قرآن.
پس چون که گتره ای حرف نمی زنند بی خودی حرف نمی زنند یقین پیدا می کنیم یقین عرفی که قول این ها که دارند می گویند قول امام است آن وقت بحثش را توی باب قطع باید بکنیم نه توی باب مظنه، مظنه آور نیست بلکه قطع آور است.
آن وقت اگر این جور باشد راجع به اجماع متأخرین هم باید بگوییم.
اگر راستی از زمان شیخ طوسی تا زمان صاحب جواهر همه همه یک چیز گفته باشند بدون دلیل خب این ها خیلی بزرگند از نظر تقوی از نظر احتیاط از نظر متابعت از یک دیگر از نظر احترام به یک دیگر، این ها همه دلیل بر این است که چیزی توی کار بوده آن چیز به ما نرسیده.
این خلاصه اجماع است اما توی فقه پیدایش بکنیم این جور اجماع ظاهرا نداریم اگر یک کسی بتواند یک مصادیقی برایش پیدا بکند آن هم از باب قطع عرفی درستش بکنیم ظن متآخم با علم اطمینان مسئله درست می شود و الا یک مطلب علمی نه عملی فرموده اند هر کسی هم درباره اش چیزی گفته است و از مسئله رد شده اند هذا کله راجع به اجماع.
آن وقت بعد از آن که در حالی که اجماع را متوقف بر اجماع منقول کرده اند اجماع را مقدم انداخته اند صحبت کرده اند حالا نوبت رسیده به اجماع منقول که همه حرفها هم توی همین اجماع منقول است تقاضا دارم کفایه را خوب مطالعه کنید تا فردا این اجماع منقول شیخ انصاری و مرحوم آخوند را مباحثه کنیم ان‌شاءالله.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo