< فهرست دروس

درس خارج فقه استاد محمدمهدی شب‌زنده‌دار

97/09/03

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: تفصیل بین اهل و غیر اهل /مرتبه ی سوم (یدی) /مراتب امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه مباحث گذشته:

در مورد مرتبه ی سوم که ضرب و امثال آن بود گفته شد که دلیلی برای وجوب آن بر عموم مردم در دست نیست بلکه در مورد کلام خشن نیز بتوان گفت دلیلی بر وجوب آن بر همه ی مردم نیست و انجام این مرتبه منوط به اذن حاکم شرع است اما عده ای مثل مرحوم استاد آیت الله تبریزی، در مورد اهل قائل به استثناء شده بودند که بدون اذن حاکم می توان این مرتبه از امر به معروف را روی ایشان اجرا نمود. به عنوان دلیل آیه ششم سوره مبارکه تحریم و روایات ذیل آن بررسی شد.

1بررسی عبارت کتاب «أسس القضاء و الشهادة»

همان طور که در جلسه ی گذشته گفته شد مرحوم آیت الله تبریزی در کتاب أسس القضاء و الشهادة این تفصیل را بیان کردند که در این کتاب چنین آمده است «و لكن ذكرنا في بحث الأمر بالمعروف أنّ النهي عملا و ان يعدّ من مراتب الأمر بالمعروف إلّا أنّه لا يدخل في الواجب الكفائي.»[1]

پس تأدیب امر به معروف و نهی از منکر است ولی واجب کفایی نیست یعنی جایز است اما واجب نیست.

سپس در ادامه می فرمایند:

«نعم ربّما يدخل الفعل في عنوان المنع عن المنكر، إلّا أنّه لا دليل على وجوبه و لو بنحو الواجب الكفائي، بل لا دليل أيضا على مشروعيته إلّا بالإضافة إلى الأهل» دلیلی بر وجوب نیست حتی به صورت واجب کفایی بلکه دلیلی برای مشروعیت این عمل نیست مگر نسبت به اهل.

این استثناء مردد به نظر می رسد که به عدم وجوب برمی گردد یا به عدم مشروعیت اما ظاهر این است که استثناء به جمله ی اخیر یعنی «لا دلیل ایضا علی مشروعیته» رجوع کند. یعنی در مورد اهل مشروعیت دارد.

1.1عبارت استفتاء آیت الله تبریزی رحمه الله

با توجه به عبارت مرحوم آقای تبریزی شاید بتوان گفت که این استثناء یعنی «إلا بالإضافة الی الاهل » به مطلب اخیر باز می‌گردد؛‌ در استفتائات جدید ایشان چنین آمده است:

«امر به معروف و نهى از منكر نمودن پدر و مادر فرق مى‌كند، مثلًا اگر به حدّ ضرب رسيد چه كند؟

[جواب]باسمه تعالى؛ چنانچه مادر يا پدر شخصى نعوذ بالله مرتكب محارم الهى مى‌شود كه بازداشتن او موقوف به زدن يا حبس كردن و مانند اينها باشد، به نحوى كه ارتكاب را ترك مى‌كند، مانعى ندارد، و لكن واجب نيست، و الله العالم.»[2]

به هر ترتیب، مهم بررسی ادله‌ی این تفصیل است.

2ادله‌ی این تفصیل

2.1دلیل اول: آیه شش سوره تحریم

اولین دلیلی که برای این تفصیل ذکر شد، آیه ی مبارکه ی﴿ قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارا﴾ [3] بود. در این آیه خداوند متعال امر به نگه داری خود و اهل از آتش جهنم می فرمایند که این امر نسبت به راه های نگاه داری اطلاق دارد به کلام باشد یا با ضرب و حرج و کسر. بنابراین نسبت به «اهل» این موارد مشروع می شود.

2.2مناقشه های استدلال به این آیه

نسبت به استدلال به این آیه دو مناقشه ذکر شده است

2.2.1مناقشه ی اول: عدم اطلاق

مناقشه ی اولی که مطرح شده، اطلاق نداشتن «وقایة» است چرا که با توجه به روایات ذیل آیه ی شریفه که در جلسه ی گذشته بررسی گردید، مقصود از «وقایة» امر و نهی کردن است هر چند که ظاهر آیه اطلاق داشته باشد.

2.2.2جواب آیت الله تبریزی به این اشکال : عدم دلالت روایت بر انحصار در امر و نهی

مرحوم استاد آیت الله تبریزی با یک عبارت کوتاه از این اشکال چنین پاسخ داده اند:

«و ما ورد في تفسير الآية لا يدلّ على انحصار مدلولها بالأمر بالمعروف و النهي عن المنكر»[4]

ایشان می فرمایند هر چند که روایات «وقایة» را به امر و نهی تفسیر کرده اند ولی دلالت بر حصر در امر و نهی نمی کنند که غیر از امر و نهی مانند ضرب و کسر و جرح جایز نباشد.

2.2.3رد این جواب: دلالت برخی از روایات بر حصر

هر چند روایت ابوبصیر، امکان تطبیق بر کلام استاد را دارد چرا که حضرت علیه السلام در مورد کیفیت وقایة می فرمایند:

«تَأْمُرُونَهُمْ وَ تَنْهَوْنَهُمْ»[5]

حضرت علیه السلام یکی از راه ها را بیان فرموده اند نه آن که تنها راه مشخص فرموده باشند.

اما این کلام، با ظاهر دیگر روایات سازگاری ندارد؛

2.2.3.1روایت عبدالاعلی مولی آل سام

مانند روایت عبدالاعلی مولی آل سام که در کافی شریف نقل شده بود و سند آن در سابق مورد بررسی قرار گرفت.[6] که امام صادق علیه السلام در آن می فرمایند:

« لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً﴾ جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يَبْكِي وَ قَالَ أَنَا عَجَزْتُ عَنْ نَفْسِي كُلِّفْتُ أَهْلِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَسْبُكَ أَنْ تَأْمُرَهُمْ بِمَا تَأْمُرُ بِهِ نَفْسَكَ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا تَنْهَى عَنْهُ نَفْسَكَ.»[7]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به این مرد می فرمایند: ناراحت نباش، امر و نهی کفایت می کند (حَسْبُكَ) و بیش از این تکلیف نداری، اگر مدلول آیه بیش از امر و نهی را می رساند کفایت کردن بی معنا خواهد بود.

2.2.4اشکال دیگر: دلالت امر «قوا» بر وجوب نه صرف مشروعیت

همچنین اگر برای استثناء «اهل» به این آیه ی شریفه تمسّک شود، این آیه با توجه به امر «قوا» دلالت بر وجوب می کند نه آنکه گفته شود دلیلی بر وجوب کفایی نیست و تنها دلالت بر مشروعیت می کند. روایات ذیل آیه نیز وجوب را تأیید می کنند.

2.2.4.1روایت ابوبصیر

در روایت دیگر از ابوبصیر که در مورد کیفیت وقایه از امام علیه السلام سوال می پرسد، حضرت علیه السلام می فرمایند:

«تَأْمُرُهُمْ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا نَهَاهُمُ اللَّهُ فَإِنْ أَطَاعُوكَ كُنْتَ قَدْ وَقَيْتَهُمْ وَ إِنْ عَصَوْكَ كُنْتَ قَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ.»[8]

در این روایت حضرت می فرمایند به صرف امر و نهی «کنت قد قضیت ما علیک» یعنی با امر و نهی کردن هر آنچه که برعهده ات بود، انجام داده ای.

اگر غیر از امر و نهی لازم بود، چگونه به وظیفه عمل کرده است؟

2.2.4.2روایت من لایحضر

در روایت « من لا یحضر» نیز تعبیری مشابه تعبیر روایت سابق آمده است که حضرت فرمودند: «إِذَا أَمَرْتُمُوهُنَّ وَ نَهَيْتُمُوهُنَّ فَقَدْ قَضَيْتُمْ مَا عَلَيْكُمْ[9]

با توجه به اسناد جزمی صورت گرفته «سُئِلَ الصَّادِقُ علیه السلام‌» ، این روایت حجّت می شود.

بنابراین این روایات، بر حصر دلالت می کنند.

2.2.5توسعه ی معنایی امر و نهی در شریعت

ممکن است، گفته شود که هر چند معنای لغوی واژه ی امر و نهی، منحصر در گفتن زبانی است اما در شریعت معنای وسیع‌تری از آن اراده شده است یا به صورت حقیقت شرعیه، یا حقیقت متشرعه و یا با حکومت افرادی را برای امر و نهی اثبات می کند. بنابراین امر و نهی شامل نصحیت و تخویف نیز می شود و به تعبیر مرحوم صاحب جواهر، به معنای وادار کردن است[10] که در این صورت شامل ضرب و جرح و کسر نیز می شود.

اما باید گفت هر چند که معنای وسیع تری از معنای لغوی از امر و نهی اراده شده باشد ولی در حدود و ثغور این وسعت معنایی باید به ادله رجوع نمود و در این روایت عبدالأعلی قرینه ای وجود دارد که نشان می دهد معنای وسیع از امر و نهی اراده نشده است و آن قرینه نگرانی مرد مراجعه کننده به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که تکلیفی دشواری بر عهده ی او آمده است که حضرت صلی الله علیه و آله فرمودند تکلیف سختی نیست تنها امر و نهی کنی کفایت می کند.

2.2.6مناقشه ی دوم: مسببی بودن عنوان «وقایه»

اشکال دوم به استدلال به این آیه این است که طبق این آیه عنوان «وقایة» که از عناوین مسببی است واجب شده و عناوین مسببی نسبت به اسباب محقق کننده ی خود، اطلاقی ندارند بلکه اسباب شرعی را اثبات می کند و اثبات جواز ضرب برای اهل، تمسّک به دلیل به شبهه ی مصداقیه خود دلیل می شود که نزد تمامی علما باطل است.

 


[1] أسس القضاء و الشهادة، میرزا جواد تبریزی، ص67.
[2] ‌استفتاءات جديد (تبريزى)، ج‌1، ص: 203‌.
[3] تحریم /6.
[4] أسس القضاء و الشهادة، میرزا جواد تبریزی، ص68.
[6] درس خارج فقه استاد شب‌زنده‌دار، 94/08/23.« این سند مشتمل بر عبدالاعلی مولی آل سام. است که شخصی مجهول الحال است.»
[8] همان.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo